Grace to You Resources
Grace to You - Resource

از این جلسه، مجموعه پیغام‌هایی را شروع می‌کنیم، به نام «ارتش نامرئی» که دربارۀ فرشتگان می‌باشد. این پیغام ما مختصر و مفید خواهد بود. این پیغام از بخش‌های مختلفی تشکیل شده که هر بخش به طور مستقل قابل فهم می‌باشد، چون در واقع این یک موضوع الهیاتی است و ما با یک مسألۀ الهیاتی سر و کار داریم.

بنابراین، در این پیغام، به فرشتگان می‌پردازیم، به طور خاص به فرشتگان خداشناس و خوب و مقدس و برگزیده، چنان که کتاب‌مقدس آنها را به این نام می‌خواند. این فرشتگان نقطۀ مقابل فرشتگان سقوط‌کرده هستند که آنها را به نام دیوها می‌شناسیم. ما پیغام‌های زیادی را به این فرشتگان سقوط‌کرده اختصاص دادیم. به تازگی، در بررسی رسالۀ یهودا، ذات و ماهیت فرشتگان سقوط‌کرده را با جزییات بررسی کردیم. پس، الان، نوبتی هم که باشد، نوبت فرشتگان مقدس است.

آقای کَمیل فِلاماریون [ستاره‌شناس و نویسندۀ فرانسوی] گفتۀ جالبی دارد که به نظرم می‌تواند به دیدگاه ما دربارۀ این آسمان‌ها و این فضا و کیهان بی‌کران کمک بکند. او می‌گوید: «آن‌گاه، فهمیدم همۀ ستارگان را که در آسمان می‌نگریم، میلیون‌ها اجرام آسمانی تابناک، ستاره‌هایی به چه عظمت و درخشانی، منظومه‌های خورشیدی، سیّاره‌ها و قَمرها که به تعداد میلیونی و صد میلیونی، یکی پس از دیگری، در این فضای گستردۀ اطراف ما پشت هم قرار گرفتند. هرچه، در زبان‌های مختلف، انسان روی این عالم هستی نام گذاشته است، در این اقیانوس بی‌کران، مثل یک جزیره است، مثل شهری است در یک سرزمین وسیع. در این شهر، که متعلق به این امپراتوری بی‌کران است، خورشید ما و منظومۀ آن یک خانه است، یک خانۀ مجزا، میان میلیون‌ها محل سکونت. در میان این خانۀ خورشیدی، کرۀ زمین اتاقی است میان سایر اتاق‌ها.»

بله، در راستای کلام این ستاره‌شناس، باید بگوییم از درک وسعت این کهکشان حیران می‌مانیم! همیشه مردم از من می‌پرسند: «آیا به نظرت به جز کرۀ زمین در سیّاره‌های دیگر موجود زنده وجود دارد؟» پاسخم همیشه این است که «بله، البته که وجود دارد. سراسر این عالم هستی پر از موجود زنده است.» سپس جملۀ بعدی معمولاً این است: «یعنی باور داری بشقاب پرنده وجود دارد!» من هم می‌گویم: «بله، من به شیء ناشناس پرنده اعتقاد دارم، اما نه به این بشقاب‌پرنده‌ها، مثل بازی فِریزبی، با یک صفحۀ دایره‌شکل لبه‌دار.» من گفتۀ کتاب‌مقدس را باور دارم که می‌گوید جمعیتی از موجودات زنده در عالم هستی وجود دارند، در واقع، میلیون‌ها موجود زنده در فضای پیرامون ما وجود دارند. تعداد آنها بی‌شمار است، آنها در سیطرۀ آسمان زندگی می‌کنند، آنها مخلوقات شگفت‌انگیزند. از زمان آفرینش انسان، این مخلوقات با زندگی آدمیزاد سر و کار دارند. برای نمونه، رسالۀ عبرانیان فصل ۱۳ آیۀ ۲ می‌گوید: «از غریب‌نوازی غافل مشوید، زیرا که به آن بعضی نادانسته فرشتگان را ضیافت کردند.»

آقای جان پَتِن، این مردِ بی‌نظیر، که در مجموعه جزایر نیوهِبریدز در اقیانوس آرام به خدمت بشارت مشغول بود، یکی از کسانی است که هفتۀ گذشته دوباره زندگی‌نامۀ او را خواندم، چون، هر بار که سرگذشت او را می‌خوانم، ماجرای زندگی و خدمت این مبشر با دلم صحبت می‌کند. آقای جان پَتِن تعریف می‌کند که چگونه در طول عمرش شاهد مراقبت و محافظت فرشتگان بوده است. او می‌گوید، یک شب، اهالی بومی آن منطقه خانۀ او را محاصره می‌کنند و در حالی که دیوانه‌وار می‌رقصیدند و بالا و پایین می‌پریدند قصد جان او و همسرش را داشتند. آقای جان و همسرش، که می‌دانند از دست آن آدمخوران وحشی راه فرار ندارند، زانو می‌زنند و دعا می‌کنند. چند لحظه بعد، آقای جان و همسرش متوجه می‌شوند از آن آدمخوران خبری نیست. آنها درون جنگل ناپدید شدند.

نویسندۀ کتاب زندگی‌نامۀ آقای جان پَتِن در ادامه می‌نویسد، یک سال بعد، رییس قبیلۀ آدمخوران به مسیح ایمان می‌آورد. سپس آقای جان پَتِن از او می‌پرسد: «یک سال پیش، آن شبی که اعضای قبیلۀ شما خانۀ کوچک ما را که روی شن‌ها و نزدیک ساحل بود محاصره کردند، چه اتفاقی افتاد که ناگهان از آنجا رفتید؟» رییس قبیله در پاسخ می‌گوید: «دلیلش را از آن مردانی بپرس که همراه تو بودند. آنها باعث شدند ما از آنجا برویم.» آقای جان پَتِن می‌گوید: «ولی جز من و همسرم کسی آنجا نبود.» به گفتۀ رییس آن قبیله، آن شب، آنها صدها مرد تنومند را دیده بودند که با لباس‌های درخشان، شمشیر به دست، دور خانه نگهبانی می‌دادند.

بله، آیا خدا قشونی از فرشتگان را برای محافظت از خادمش به آنجا فرستاد؟ بسیار خوب، این اولین بار نیست که چنین اتفاقی می‌افتد. کتاب دوم پادشاهان فصل ۶ آیۀ ۱۵ ماجرای بسیار جالبی را برای ما تعریف می‌کند. «و چون خادم مرد خدا صبح زود برخاسته، بیرون رفت، اینک، لشکری با سواران و ارابه‌ها شهر را احاطه نموده بودند. پس خادمش وی را گفت: آه، ای آقایم، چه بکنیم؟ او گفت: مترس، زیرا آنانی که با ما هستند از آنانی که با ایشانند بیشترند.» اِلیشع مرد خدا بود و خطر در کمین او بود. خادم اِلیشع می‌گوید: «چه بکنیم؟ محاصره شدیم.» اِلیشع به او می‌گوید: «نترس. آنها که با ما هستند از لشکر دشمن بیشترند.» حتماً که آن خادم با تعجب می‌گوید: «چطور می‌گویی ما بیشتریم؟» بعد به این آیه می‌رسیم که خیلی آن را دوست دارم: «اِلیشع دعا کرده، گفت: ای خداوند، چشمان او را بگشا تا ببیند. پس خداوند چشمان خادم را گشود و او دید که اینک کوه‌های اطراف اِلیشع از سواران و ارابه‌های آتشین پُر است.» دوستان، این ارتش نامرئی خدا است.

در دوران جنگ جهانی دوم، خلبان جنگنده‌ای به نام آقای اِدی ریکِنباکِر ماجرای شنیدنی و معروفی را دربارۀ خودش تعریف می‌کند. همۀ ما بارها این ماجرا را شنیدیم که به هواپیمای او، که در حال پرواز روی اقیانوس آرام بود، شلیک می‌شود. حتی خود این خلبان نیز این ماجرا را برای بیلی گراهام تعریف کرد. وقتی به هواپیمای او شلیک می‌شود، چندین هفته، خبری از او نبود. بعد، که نجات پیدا می‌کند، خودش تعریف می‌کند که چطور هفته‌ها روی آب شناور بود. حالا، ماجرا را از زبان خودش بشنویم. او می‌گوید: «خیلی هم دلم نمی‌خواهد در این مورد حرف بزنم، اما فقط همین را بگویم که شش نفر که آنجا با من بودند به این حرفم شهادت می‌دهند. ناگهان، وسط اقیانوس، سر و کلۀ یک مرغ دریایی پیدا شد و آمد و روی سر من نشست. من هم به آرامی دستم را طرف آن پرنده بردم و آن را گرفتم. ما آن پرندۀ دریایی را کشتیم و به تعداد مساوی بین خودمان تقسیم کردیم و همۀ آن را خوردیم. تا به حال خوشمزه‌تر از آن پرنده غذایی نخورده بودم! من هیچ توضیحی ندارم، جز اینکه خدا فرشتگانش را فرستاد که ما را نجات بدهد.»

حالا ماجرای دیگری را تعریف می‌کنم. آیا تا به حال این ماجرا را شنیدید؟ ماجرای «سوارکاران سفید بِتون، فرانسه، آوریل ۱۹۱۸» آقای گویین دِی، در کتابش به نام «شگفتی کلام خدا» انتشارات مودی، سال ۱۹۵۷، به این ماجرا اشاره می‌کند. آقای دِی می‌گوید: «هزاران نفر از آلمانی‌ها ماجرای سوارکاران سفید بِتون را تصدیق می‌کنند. اکنون، از زبان یک افسر اهل پُروس این ماجرا را می‌شنویم.» از این افسر نقل‌قول می‌کنم: «ما در رأس نیروهایمان پیش می‌رفتیم، روحیۀ همه عالی بود و در حین حرکت آواز می‌خواندند. همه در این فکر بودند که بریتانیا اکنون شکست خورده و تنها کاری که باقی مانده این است که بدون مانع و مخالفت جلو برویم و پاریس را تسخیر بکنیم.

«در همین زمان، ستوان فِریتز، که کنارم بود، ناگهان به بازویم زد و گفت: نگاه بکن، فرمانده، یک گروه بزرگ از سواره‌نظام‌ها از آن سمت نزدیک بِتون می‌شوند. اما چرا لباس آنها سفید است و سوار بر اسب سفید هستد؟ یعنی آنها چه کسانی می‌توانند باشند؟ گفتم: نمی‌دانم. شاید نیروهای سواره‌نظام مستعمرۀ بریتانیا باشند. به هر حال، طبیعی‌ بود که توقف کردیم و به تماشای آن سواره‌نظامان ایستادیم که با لباس‌های سفید، به آرامی، از میان دود ناشی از شلیک گلوله پیش می‌آمدند. واقعاً که چهرۀ آنها در آفتاب درخشان به وضوح نمایان بود.

«ما شاهد بودیم که چطور گلوله‌های مرگبار به این سو و آن سو پرتاب می‌شدند و با صدای مهیب زمین را به لرزه درمی‌آوردند و منفجر می‌شدند. دیری نگذشت که این صدا با صدای مسلسل همراه شد، تا جایی که تقریباً محال بود کسی بتواند جان سالم به در ببرد. اما آن سواره‌نظام‌های سپیدرنگ، به آرامی، پشت هم پیش آمدند، بی‌آنکه یک نفر از آنها و حتی یکی از اسبان آنها تلف بشود. آنها مثل جزر و مدّ دریا، بی‌آنکه کسی جلودارشان باشد، پیشروی کردند، در حالی که رهبر و فرماندۀ آنها پیشاپیش آن لشکر سواره‌نظام در حال حرکت بود، مردی با سیمای اعلا و قامت والا. به پهلوی این مرد، شمشیر بزرگی آویخته بود که شبیه شمشیر سواره‌نظام‌ها نبود، شمشیر او مثل شمشیر دوران جنگ‌های صلیبی بود. آن مرد به آرامی لگام اسب سفیدش را که با افتخار جلو می‌رفت به دست داشت. ناگهان، وحشت کردم و تا به خودم آمدم دیدم که در حال فرار از دست آن لشکر سواره‌نظام سپیدرنگ هستم، در حالی که بسیار ترسیده و وحشت کرده بودم. اطرافم پُر بود از مردانی که تا چند دقیقه پیش یک ارتش بودند، اما حالا به جمعیتی آشفته و ترسان تبدیل شده که همه پا به فرار گذاشتند و از دست آن لشکر سفید در حال فرار بودند، ولی، به طور خاص، همه از آن فرماندۀ شگفت‌آور، که بر اسب سپید و بزرگش سوار بود، در حال فرار بودند. ارتش آلمان شکست خورد. ما، به خاطر آن سواره‌نظام سفید، جنگ را باختیم.»

بسیار خوب، حتماً برای شما سوال پیش می‌آید که جریان چیست؟ این افسر آلمانی چه می‌گوید؟ شاید مزمور ۳۴:‏۷ پاسخ سوال شما باشد: «فرشتۀ خداوند گرداگرد ترسندگان او است. اردو زده، ایشان را می‌رهاند.» آیا می‌دانید عده‌ای از مردم دربارۀ این ماجرای اسب‌سواران سپید چه نظری دارند؟ آنها معتقدند خدا دعای مردم بریتانیا را برآورده کرد و انگلیس را نجات داد. خدا، با فرستادن ارتش نامرئی خودش، دعای مردم انگلیس را برآورده کرد و گوشه‌چشمی از لشکرهای آسمانی خودش را به آن جماعت نشان داد. بله، احتمالش خیلی زیاد است. پس می‌بینید که دنیا پُر از این مخلوقات است. هرچند چشم انسان آنها را نمی‌بیند، اما فرشتگان در هر گوشه از این کرۀ زمین کنار آدم‌ها هستند.

اما یک نکتۀ جالب بگوییم. معمولاً، وقتی دربارۀ دیوها حرف می‌زنیم مردم آن را بهتر باور می‌کنند تا وقتی که دربارۀ فرشتگان مقدس حرف می‌زنیم. به هر حال، فرشتگان در بُعدی وجود دارند که برای ما قابل فهم نیست. آقای اَنشتین چنین گفته: «احتمالش زیاد است، همین حالا، در یک بُعد دیگر، یک قطار از وسط این اتاق رد می‌شود، ولی ما آن را نمی‌بینیم، چون کاملاً در یک بُعد دیگر است.»

بسیار خوب، همین الان، ساختمان این کلیسا پُر از فرشته است و احتمالاً چند دیو هم اینجا پرسه می‌زنند. اما صرفاً، چون آنها را نمی‌بینیم، به این معنی نیست که آنها اطراف ما نیستند. فرشتگان در بُعد دیگری هستند که نمی‌توانیم آنها را ببینیم، در حالی که آنها همه‌جا هستند. آقای جان میلتون [شاعر انگلیسی قرن هفدهم] چنین گفته: «میلیون‌ها مخلوق در بُعد روحانی روی کرۀ زمین قدم برمی‌دارند که آنها را نمی‌بینیم.» بله، میلیون‌ها مخلوق! وقتی در کتاب دوم پادشاهان فصل ۶ چشمان آن مرد جوان باز می‌شود، آن‌گاه، آن لشکر نامرئی را به چشم می‌بیند.

بنابراین، دربارۀ واقعیت فرشتگان هیچ‌گونه شک و تردید وجود ندارد. بله، فرشتگان وجود دارند و تعدادشان میلیون‌ها است. با این حال، بیشتر مردم وجود فرشتگان مقدس را نادیده می‌گیرند. چرا؟ چون موضوعاتی از جمله کمال و راستی و عدالت برای مردم خیلی جالب نیست. ما، آن‌قدر که علاقه داریم دربارۀ دیوها بدانیم، خیلی علاقه نداریم دربارۀ فرشتگان مقدس اطلاعات داشته باشیم. شاید به همین دلیل باید دربارۀ فرشتگان مقدس کمی بیشتر مطالعه بکنیم.

اما گویا مطالعه دربارۀ دیوها و ارواح پلید برای ما، مردم، گیرایی و جذابیت بیشتری دارد. به نظرم، دلیلش این است که ما در کلیسا دنبالۀ هر چیزی را می‌گیریم که در دنیا اتفاق می‌افتد. این روزها، در دنیا بازار سر درآوردن از امور نهان و اسرار درون گرم است. حالا ما هم، چون می‌خواهیم از قافله عقب نمانیم، شیفتۀ مطالعه دربارۀ دیوها شدیم. ولی آیا می‌دانستید در کتاب‌مقدس دویست و هفتاد و سه بار به فرشتگان اشاره می‌شود. الان به این فکر بکنید که خدا یک موضوع را چند بار باید تکرار بکند تا درستی آن را نشان بدهد؟ برای خدا فقط یک اشاره کافی است. ولی، اگر خدا دویست و هفتاد و سه بار به فرشتگان اشاره کرده، به نظرم این تکرار به قدری است که نباید نادیده گرفته بشود.

حالا، شما می‌پرسید: «پس چرا آن‌قدر که لازم است به فرشتگان مقدس توجه نمی‌شود؟» بسیار خوب، اگر از بیشتر مسیحیان بخواهیم کمی دربارۀ فرشتگان توضیح بدهند، آیا می‌دانید پاسخ آنها چیست؟ آنها می‌گویند: «راستش را بخواهید، فرشتگان بال دارند و لباس آنها سفید است و پرواز می‌کنند.» بله، معلومات ما در همین اندازه است، با اینکه کلام خدا دویست و هفتاد و سه بار به فرشتگان اشاره می‌کند. اما چرا معلومات ما این‌قدر کم است؟ الان دلایل آن را توضیح می‌دهم.

من سراغ کتاب‌های قدیمی دربارۀ تاریخ کلیسا رفتم تا کمی مطالعه کنم که بفهمم چه اتفاقی در کلیسا افتاد که ما فرشتگان را فراموش کردیم. در مطالعه و بررسی آن کتاب‌ها، به موارد جالبی رسیدم. پس حالا به دلایلی نگاه بکنیم که چرا به مطالعه دربارۀ فرشتگان مقدس بی‌توجه بودیم.

مورد شماره یک این است که چون الهیدان‌ها نمی‌خواستند دربارۀ فرشتگان با حدس و گمان پیش بروند، مطالعه دربارۀ فرشتگان مقدس را کنار گذاشتند. در نخستین سال‌هایی که الهیات مسیحی در حال شکل‌گیری بود، موضوعات الهیاتی بیشتر بر پایۀ حدس و گمان و نظریه‌پردازی بود. آن روزها، همۀ حرف الهیدان‌ها بر سر یک سری موضوعات جزیی و کم‌اهمیت و پیش پا افتاده بود که در خیال‌بافی و موضوعات عجیب و غریب خلاصه می‌شد. در این میان، دربارۀ فرشتگان نیز بحث و تبادل نظر فراوان بود. برای نمونه، بحث دربارۀ این بود که چند فرشته، همزمان، می‌توانند سر یک سوزن جای بگیرند. بحث دیگر این بود که آیا یک فرشته می‌تواند همزمان در دو مکان حضور داشته باشد؟ یا سرعت فرشتگان چقدر است؟ یا اینکه فرشتگان چند وقت بعد از آنکه آفریده شدند سقوط کردند؟ آقای دانته روزِتی [شاعر و نقاش اهل بریتانیا] گفته که فرشتگان بیست ثانیه پس از آنکه آفریده شدند سقوط کردند. بسیار خوب، نمی‌دانیم آقای دانته این را از کجا می‌داند! به هر حال، این نظر ایشان بود.

در ادامۀ بحث و گفتگوی الهیاتی، یکی از بحث‌ها این بود که آیا گناه اولین فرشته باعث گناه بقیۀ فرشتگان شد یا همۀ آنها با هم گناه کردند؟ این بحث هم مطرح بود که چه تعداد از فرشتگان سقوط کردند. البته کتاب مکاشفه فصل ۱۲ این موضوع را روشن می‌کند. سوال دیگر این بود که آیا جوّ زمین، در حال حاضر، محل مجازات فرشتگان است؟ موضوع مورد بحث دیگر صحبت دربارۀ فرشتۀ نگهبان است. آیا هنگام تعمید یا لحظۀ تولد یا حتی لحظه‌ای که نطفۀ هر انسان بسته می‌شود شما صاحب یک فرشتۀ نگهبان می‌شوید یا نه.

جانِ کلام اینکه همۀ این گفتگوها و همۀ این گمانه‌زنی‌ها باعث شدند پژوهشگران راستین کتاب‌مقدس واکنش نشان بدهند و خودخواسته تصمیم بگیرند مطالعه دربارۀ فرشتگان را کنار بگذارند. بنابراین، پژوهشگرانی که احساس مسوولیت می‌کردند در مقابل این بحث‌های ابلهانه ایستادند، حرف دربارۀ فرشتگان را به بعد موکول کردند، و خودشان را کنار کشیدند.

اما دومین دلیل که چرا مطالعه دربارۀ فرشتگان مقدس حتی در قرن‌های اخیر کنار گذاشته شد این است که کلیسای کاتولیک روم به تمجید و تکریم فرشتگان روی آورد. از این‌رو، ایمانداران شاخۀ پروتستان به این اقدام کاتولیک‌ها واکنش نشان دادند. آیا می‌دانستید کلیسای کاتولیک، در کنار پرستش خدا و پرستش مسیح، پرستش مقدسان را ترویج می‌دهد، یعنی کسانی که مقرّب درگاه الهی هستند؟ در واقع، تمجید و تکریم فرقی با پرستش و عبادت ندارد. علاوه بر این، آیا این را هم می‌دانید که کلیسای کاتولیک از قرن چهارم میلادی، همواره، پرستش فرشتگان را ترویج داده است؟ برای نمونه، آقای لود ویگ اُت، که خودش کاتولیک است، در کتابی دربارۀ الهیات کاتولیک، خطاب به مردم کاتولیک چنین می‌گوید: «عبادت فرشتگان برای انسان مجاز است.»

بله، کاتولیک‌ها فرشتگان را عبادت می‌کنند. برای همین، الهیدان‌ها با این تعلیمات مخالف می‌باشند. این را هم بگوییم که کاتولیک‌ها بالاتر از همه فرشتۀ میکاییل را می‌پرستند. در واقع، آیا می‌دانستید در تقویم کلیسای کاتولیک مناسبتی وجود دارد به نام «عید فرشتۀ میکاییل.» زمان برگزاری این عید ششم ماه مهر می‌باشد. در واقع، کاتولیک‌ها، به افتخار فرشتۀ میکاییل و جلال دادن او، دو کلیسای معروف و بزرگ ساختند. یکی از این دو کلیسا، به دستور امپراتور کُنستانتین، چند کیلومتر خارج از قُسطنطنیه یا همان شهر استانبول ساخته شد و کلیسای دیگر در شهر روم بنا شد.

با این حال، آیا خبر دارید، قبل از قرن چهارم میلادی، که کلیسای کاتولیک روم پرستش فرشتگان را شروع کرد، عبادت فرشتگان یک بدعت و ارتداد به حساب می‌آمد؟ در رسالۀ کولسیان ۲:‏۱۸، پولس به کلیسای کولسی دربارۀ عبادت فرشتگان هشدار می‌دهد. اما عبادت فرشتگان دقیقاً همان کاری است که در کلیسای کاتولیک انجام می‌دهند. پس، در مخالفت با پرستش فرشتگان، کلیسای پروتستان تصمیم گرفت اصلاً خودش را درگیر موضوع فرشتگان نکند و به قولی از آن طرف بام افتاد.

حالا به دلیل سوم می‌رسیم که چرا مطالعه دربارۀ فرشتگان دستخوش تغییر شد. این مورد برای شما کمی درس تاریخ است! من این مورد را مخالفت با بت‌پرستان می‌نامم. اولین مورد مخالفت با گمانه‌پردازی بود. دومین مورد مخالفت با کلیسای کاتولیک روم بود. حالا، سومین مورد مخالفت با بت‌پرستان می‌باشد. تا جایی که من خبر دارم، همۀ مذاهب دنیا و همۀ مذاهبی که تاریخچۀ آنها را مطالعه کردم به وجود فرشتگان اعتقاد دارند. گمان نکنم مذهبی وجود داشته باشد که وجود فرشتگان را قبول نداشته باشد. آیا خبر دارید در کشور چین و کشورهای خاور دور بناهای مذهبی وجود دارد به نام «پاگودا»؟ این بناها برج‌هایی هستند با بام‌های چندلا و رده‌وار. آیا می‌دانید چرا؟ چون، به اعتقاد آنها، وقتی دیوها روی سطح این برج‌ها سُر می‌خورند، این لبه‌های چندلا به آنها ضربه و سیخونک بزنند تا دیوها دیگر فکر بازگشت به آنجا را از سر بیرون بکنند! ساکنان خاور دور به وجود ارواح اعتقاد دارند. بنابراین، در ساختمان‌های خاور دور، از این بام‌ها و سقف‌های عجیب و غریب، زیاد، می‌بینید، چون ساکنان خانه‌ها می‌خواهند خیالشان راحت باشد که دیوها باید راه دشواری را طی بکنند که پای آنها به خانۀ مردم باز بشود.

حالا به مکتبی به نام مکتب گِنوسی می‌رسیم. این مکتب به موجودات الهی که از خدا ساطع می‌شوند و به وجود دیوها و موجودات فراطبیعی، به نام نیمه‌خدایان، اعتقاد داشتند. نیمه‌خدایان موجوداتی بودند که یک نیمۀ آن خدا و نیمۀ دیگر آنها انسان یا موجودی غیرانسانی بود. بله، در دین و مذهب‌های گوناگون دنیا، به وجود جن و فرشته و موجودات شِبه خدا اعتقاد دارند. فیلسوفان بت‌پرست نیز دربارۀ مخلوقات روحانی حرف و سخن فراوان دارند. برای نمونه، سقراط [فیلسوف یونانی] از یک دیو خوب حرف می‌زند و معتقد بود آن دیو خوب مراقب او است.

بنابراین، دنیای بت‌پرستان پُر است از عبادت و پرستش همه‌گونه ارواح گوناگون و موجودات شِبه خدا و نیمه‌خدا و غیره و غیره. اما، در هنگامۀ این‌همه گیجی و آشفتگی، کلیسا روی یک نفر متمرکز شد. حدس بزنید آن یک نفر کِه بود؟ عیسی مسیح. کلیسا تمام موضوع فرشتگان را به حال خودش گذاشت، چون این موضوع پُر از آشفتگی و با بت‌پرستی آمیخته بود.

ولی، به نظرم، مورد چهارم که چرا مطالعه دربارۀ فرشتگان نادیده گرفته می‌شود به دوران خِرَدگرایی ربط دارد، دورانی که تأکید بر علم و دانش و معلومات همه‌جا بیداد می‌کرد. به محضی که دنیا وارد دوران معروف به انقلاب صنعتی شد و همۀ توجهات به علم جلب شد، زمانی که در قرن هجدهم میلادی همه‌چیز مشروط به خِرَدگرایی شد و خِرَد انسان معیار و مبنای همه‌چیز شد و حرف آخر را زد، در چنین دورانی و در چنین حال و هوایی، صحبت از اینکه تعدادی ارواح همه‌جا حضور دارند و در هوا معلق می‌باشند صحبتی دور از عقل و منطق و به عبارتی بی‌خِرَدی به حساب می‌آمد. برای همین، صحبت دربارۀ فرشتگان کنار گذاشته شد. عصر خَرِدگرایی برای فکر کردن به فرشتگان مجال نداد. الان عصر خَرِدگرایی تمام شده و به این عصر وارد شدیم: «عصر اِگزیستالیسم یا هستی‌گرایی یا دوران تجربه‌آموزی.» با شروع این دوران، مردم دیوها را دوباره به افکار و احساسات خودشان راه دادند و فرشتگان نیز همراه دیوها از راه رسیدند.

حالا به مورد پنجم می‌رسیم که به نظرم به دنیای مدرن و امروزی ما ربط دارد. دلیل پنجم که چرا توجه مسیحیان از مطالعه دربارۀ فرشتگان مقدس دور شده این است که این روزها بازار سر درآوردن از امور نهان و اسرار درون گرم است و چون می‌خواهیم سر از اسرار نهان در بیاوریم فکرمان مشغول دیوها و ارواح پلید شد. برای همین، یک پیش‌زمینه به شما می‌دهم تا بدانید چرا احساس می‌کنم این روزها مطالعه دربارۀ فرشتگان مقدس نادیده گرفته می‌شود. در این مورد، کتاب‌های زیادی وجود ندارد. البته آقای بیلی گراهام دربارۀ این موضوع کتاب تازه‌ای نوشته است. به هر حال، بعد از یک عمر، یک کتابی در این مورد نوشته شد. باید خیلی عقب بازگردید تا بتوانید کتاب و نوشته‌ای دربارۀ فرشتگان پیدا بکنید. یکی از این کتاب‌ها، که به سال‌ها قبل بازمی‌گردد، یک کتاب قدیمی است به نام «فرشتگان خدا» نوشتۀ آقای گابِلین و نوشته‌های کوتاه در کتاب‌های الهیات نظام‌مند. اما دربارۀ فرشتگان کتاب‌های زیادی وجود ندارد.

برای همین، معتقدم باید دربارۀ فرشتگان مطالعه بکنیم. خدا دویست و هفتاد و سه بار از فرشتگان سخن گفته است. پس توجه به فرشتگان واجب است. وقتی این مجموعه پیغام‌ها را تمام بکنیم، با یک چشم دیگری به این دنیا نگاه می‌کنید که پُر از مخلوقاتی است که قبلاً درک و شناختی از آنها نداشتید، اما ابدیت خودتان را با همین مخلوقات سپری خواهید کرد. پس لازم است آنها را بشناسید. شما تا ابد با آنها خواهید بود. برای همین، بی‌معنی است، وقتی به آسمان می‌روید، از آنها بپرسید: «شما کیستید؟» فرشتگان قبل از آنکه شما به آسمان بروید آنجا هستند.

الان شما می‌پرسید: «فایدۀ مطالعه دربارۀ فرشتگان چیست؟» بسیار خوب، به نظرم، مطالعه دربارۀ فرشتگان از زاویه‌های خیلی زیادی فایده دارد. پس خوب است به این فایده‌ها نگاه بکنیم.

فایدۀ اول این است که این مطالعه به شما دربارۀ قدرت آفرینش خدا دیدگاه تازه‌ای می‌دهد. این مطالعه به شما دیدگاه تازه‌ای می‌دهد دربارۀ حاکمیت عظیم و شگرف خدا بر دنیا و عالم هستی. شما بیشتر قدردان خدا می‌شوید زمانی که درک می‌کنید خدا عجب لشکر فرشتگانی آفرید! وقتی به کار فرشتگان و عملکرد آنها پی می‌برید، در مورد این حقیقت که خدا به چه می‌ماند به یک دیدگاه کاملاً تازه می‌رسید.

دومین فایده به نظرم این است که دل شما شاد و مسرور می‌شود وقتی می‌فهمید همۀ فرشتگان مقدس نه فقط خدا را خدمت می‌کنند، بلکه خدا آنها را می‌فرستد تا فرشتگان در خدمتی که به او می‌کنند من و شما را خدمت بکنند. بله، فرشتگان مشغول رسیدگی به ما هستند. این خیلی هیجان‌انگیز است! احتمالاً خبری از این شادتر وجود ندارد. در پیغام بعدی به این موضوع می‌پردازیم.

اما سومین مورد که چرا مطالعه دربارۀ فرشتگان یک مطالعۀ مفید و بامعنا است این می‌باشد که این بررسی ما را وادار می‌کند کتاب‌مقدس را مطالعه بکنیم که البته بسیار مفید است، چون تنها منبعی که دربارۀ فرشتگان به ما اطلاعات می‌دهد کتاب‌مقدس می‌باشد. واضح است که نمی‌توانیم هر دویست و هفتاد و سه اشارۀ کتاب‌مقدس را بررسی بکنیم. پس باید از این میان تعدادی را انتخاب بکنیم. اما کل این بررسی ما را به سمت کلام خدا می‌برد.

در کتاب «فرشتگان: مأموران مخفی خدا،» آقای بیلی گراهام گفتۀ مفیدی دارد. او می‌گوید: «من معتقدم این موجودات آسمانی وجود دارند و به شکل نامحسوس به یاری ما می‌آیند. من به این دلیل به وجود فرشتگان اعتقاد پیدا نکردم که یک نفر ماجرای ملاقات شورانگیز خودش را با یک فرشته برای من تعریف کرده است، هر چقدر هم تعریف آنها گیرا و با آب و تاب باشد. من به این دلیل به وجود فرشتگان اعتقاد پیدا نکردم که طبق گزارش‌ها گویا ظاهر بشقاب‌پرنده‌ها یا شیء ناشناس پرنده به شکل حیرت‌آوری شبیه فرشتگان است. من به این دلیل به وجود فرشتگان اعتقاد پیدا نکردم که کارشناس متخصص در حس ششم یا چشم سوم تلاش می‌کند به مردم بقبولاند ادراک فراحسی قابل اعتماد است و با گذشت زمان بیشتر می‌توان به قلمرو و سیطرۀ روحانی تکیه کرد. من به این دلیل به وجود فرشتگان اعتقاد پیدا نکردم که ناگهان در هر گوشه و کنار جهان تأکید بر واقعیت وجود شیطان و دیوها یک موضوع عالمگیر شده است. من به این دلیل به وجود فرشتگان اعتقاد پیدا نکردم که یکی از آنها را دیدم، چون تا به حال یک فرشته هم ندیدم. من به این دلیل به وجود فرشتگان اعتقاد دارم که کتاب‌مقدس می‌گوید فرشتگان وجود دارند و من باور دارم کتاب‌مقدس کلام راستین خدا است.»

بله، این گفتۀ آقای بیلی گراهام بسیار مفید است و حرف حساب. ما به وجود فرشتگان اعتقاد داریم، چون کتاب‌مقدس دویست و هفتاد و سه بار از آنها نام می‌برد. واقعاً احساسم این است که در پایان این مجموعه پیغام‌ها شما دربارۀ این مخلوقات شگفت‌انگیز و قدرتمند و مقدس و زیبا، که خدا و ما را خدمت می‌کنند، به یک شناخت روشن و معنی‌دار می‌رسید.

الان قصدم این است که به طور مشخص سه مورد را بررسی بکنیم. ما می‌خواهیم کیستی و چیستی فرشتگان را بررسی بکنیم و بفهمیم واکنش ما به آنها باید چطور باشد.

ابتدا به کیستی فرشتگان می‌پردازیم و سپس به وجود و هستی فرشتگان نگاه می‌کنیم. همین ابتدا، این را بگوییم که همیشه یک عده وجود فرشتگان را باور ندارند. شما می‌پرسید: «آیا در دورانی که کتاب‌مقدس نوشته شد کسانی بودند که وجود فرشتگان را باور نداشتند؟» پاسخ بله است. باز می‌پرسید: «حتی کسانی که با عهدعتیق آشنا بودند؟» پاسخ باز هم بله است. حتی تعدادی از رهبران مذهبی قوم اسراییل به وجود فرشتگان اعتقاد نداشتند. کتاب اعمال رسولان ۲۳:‏۸ می‌گوید: «زیرا که صدوقیان منکر قیامت و فرشتگان و ارواح هستند.» اینها اشخاص خِرَدگرا و مادی‌گرا هستند که منکر وجود فرشتگان بودند. ولی آیا اعتقادشان درست بود؟ خیر، اصلاً و ابداً. آنها در اشتباه محض بودند. شما می‌پرسید: «آن صدوقیان، با این طرز تفکر، چطور می‌توانستند یهودی باشند؟» بسیار خوب، آنها یهودیان لیبرال یا آزاداندیش بودند. آنها رستاخیز را قبول نداشتند، در حالی که حتی قدیمی‌ترین کتاب عهدعتیق دربارۀ رستاخیز تعلیم می‌دهد. ایوب می‌گوید: «بعد از آنکه این پوست من تلف شود، بدون جسدم نیز خدا را خواهم دید و من او را برای خود خواهم دید و چشمان من بر او خواهد نگریست و نه چشم دیگری، اگرچه گُرده‌هایم در اندرونم تلف شده باشد.» ایوب از رستاخیز بدن‌ها خبر داشت.

بنابراین، آن صدوقیان در اشتباه محض بودند. در کلام خدا به قدری گواه و سند و مدرک برای اثبات وجود فرشتگان فراوان است که اصلاً معنی ندارد اگر کسی بگوید فرشتگان وجود ندارند. در واقع، عهدعتیق فرشتگان را مخلوقاتی دارای شخصیت معرفی می‌کند که پیام‌آوران و خادمان خدا می‌باشند. وقتی عهدعتیق را می‌خوانیم، فرشتگان را همه‌جا می‌بینیم. در اصل، فرشتگان در تار و پود ماجراهای عهدعتیق تنیده می‌باشند. اگر فرشتگان را از سراسر عهدعتیق حذف بکنید، تنها چیزی که باقی می‌ماند یک آشفته‌بازار در هم و بر هم خواهد بود. اگر فرشتگان را از قلم بیندازید، ماجراها بی‌سر و ته خواهد بود و جای خالی فرشتگان را در پیشبرد ماجراها به وضوح به چشم می‌بینید. خلاصه، بدون فرشتگان، ماجراها می‌لنگند. شما در عهدعتیق ماجراهایی را می‌خوانید که بدون وجود فرشتگان امکان وقوع آن رویدادها ممکن نخواهد بود. اگر فرشتگان را از بطن ماجرا حذف بکنید، مشکلات بدون راه‌حل باقی می‌مانند. سر فرشتگان در عهدعتیق خیلی شلوغ است. در عهدعتیق، فرشتگان همه‌جا هستند. ولی، اگر فرشتگان را از کتاب‌مقدس حذف بکنید، یعنی خدا را همرنگ جماعتی می‌کنید که خیال می‌کنند فرشتگان را دیدند، یعنی خدا دچار توهم و خیال شده که در کلامش از فرشتگان حرف می‌زند، چون، اگر فرشتگان وجود ندارند، پس اینها کیستند که خدا این‌همه وقت، در سراسر تاریخ کتاب‌مقدس، آنها را به مأموریت فرستاد؟

اما عهدجدید چطور؟ اگر فرشتگان را در عهدجدید از قلم بیندازید، باید عهدجدید را به کل انکار بکنید. چه کسی تولد مسیح را اعلام می‌کند؟ چه کسی به شبانان گفت کجا بروند؟ پس از آنکه عیسی چهل روز و شب روزه گرفت، پس از آنکه وسوسه شد، چه کسی نزد او آمد و عیسی را خدمت کرد؟ چه کسی به مقبرۀ مسیح آمد و رستاخیز او را اعلام کرد؟ چه کسی قرار است برگزیدگان را از چهار گوشۀ دنیا جمع بکند؟ چه کسی پطرس و یوحنا را از زندان آزاد کرد؟ منظورم این است که آنها چطور از زندانی که در آن قفل بود و نگهبان جلوی آن نگهبانی می‌داد قدم بیرون گذاشتند؟ کار کار فرشتگان بود.

بدون وجود فرشتگان، همۀ این اقدام‌های شگفت‌آور این مخلوقات فرازمینی، در عهدجدید، به یک سری دروغ تبدیل می‌شود. اگر فرشتگان وجود ندارند، اگر دیوها وجود ندارند، اگر شیطان وجود ندارد، جنگ روحانی هم در زندگی مسیحی وجود ندارد. پس ما در این پیغام‌ها مشغول چه کاری هستیم؟ یعنی آیا روی موضوعی تمرکز کردیم که اصلاً وجود خارجی ندارد؟ پس یعنی آیا مسیح هم فقط خیال کرد با شیطان می‌جنگد، پس مسیح هم دچار توهم شد؟

حالا کتاب مکاشفه را بدون فرشتگان تصور بکنید. در این صورت، فقط از کتاب مکاشفه سرخط فصل‌ها باقی می‌ماند. بله، فرشتگان در همه‌جای کتاب‌مقدس حضور دارند. از ابتدا تا انتهای کتاب‌مقدس، فرشتگان همه‌جا هستند.

احساس من واقعاً این است که بزرگ‌ترین و منحصر به فردترین شهادت دربارۀ وجود فرشتگان شهادت عیسی مسیح می‌باشد. آیا این را می‌دانستید؟ دلیل حرفم این است که من به هرچه مسیح می‌گوید ایمان دارم. عیسی مسیح، در تعالیم خودش، دربارۀ فرشتگان حرف می‌زند. در انجیل متی فصل ۲۲، عیسی مسیح می‌فرماید: «مثل فرشتگان خدا در آسمان می‌باشند.» در اینجا، عیسی مسیح از فرشتگان می‌گوید. در انجیل متی فصل ۲۴، او از فرشتگان می‌گوید. در متی فصل ۱۸ و فصل ۲۶، عیسی مسیح دربارۀ فرشتگان صحبت می‌کند. این آیه‌ها صرفاً مشت نمونۀ خَروارند.

بله، فرشتگان وجود دارند. من باور دارم فرشتگان وجود دارند، چون کتاب‌مقدس این را اعلام می‌کند. اما نکتۀ دیگری را هم به شما بگویم. من به وجود فرشتگان اعتقاد دارم، چون با آنها برخورد داشتم. من با فرشتگان سقوط‌کرده برخورد داشتم و این را می‌دانم که با آنها سر و کار داشتم. من با فرشتگان مقدس هم برخورد داشتم، اما چه بسا خودم خبر نداشته باشم، چون آنها را به چشم ندیدم. اما می‌دانم فرشتگان اطراف ما حضور دارند. این کلام کتاب‌مقدس است و من خودم با شیطان و لشکرهای او برخورد داشتم، مگر شما نداشتید؟ بنابراین، وجود فرشتگان به صراحت اثبات شده است.

حالا به اصل و منشأ فرشتگان می‌پردازیم. روزی روزگاری، اصلاً فرشته‌ای وجود نداشت. این جمله برای شما به چه معنا است؟ معنای آن این است که فرشتگان آفریده شدند. فرشتگان مخلوقند. رسالۀ کولسیان ۱:‏۱۶ می‌گوید: «آنچه در آسمان و آنچه بر زمین است، از چیزهای دیدنی و نادیدنی، همه به وسیلۀ او [یعنی مسیح] آفریده شد.» پس مخلوقاتی در آسمان آفریده شدند. شما می‌پرسید: «کدام مخلوقات؟» پاسخش فرشتگان است. شما می‌گویید: «آنچه بر زمین آفریده شد را می‌فهمم، منظور ما، انسان‌ها، هستیم. چیزهای دیدنی را هم می‌فهمم، منظور ما، انسان‌ها، هستیم. اما چیزهای نادیدنی در آسمان کدامند؟» آنها فرشتگانند.

این را هم بگوییم که همین رسالۀ کولسیان از نام‌های مختلف فرشتگان نام می‌برد: «تخت‌ها و سلطنت‌ها و ریاسات و قوات، همه به وسیلۀ او و برای او آفریده شد.» عیسی مسیح فرشتگان را آفرید. فرشتگان این عنوان‌ها و لقب‌ها را دارند: «تخت‌ها و سلطنت‌ها و ریاسات و قوات.» فرشتگان «قدرت‌ها» نیز نامیده می‌شوند. این نام‌ها و رده‌های فرشتگان است در یک ارتش نامرئی.

این هم ناگفته نماند که این ارتش نامرئی بسیار منظم و مرتب است. این ارتش یک ارتش سازمان‌یافته است. در این ارتش، رده‌ها و دسته‌ها و درجه‌بندی‌ها مشخص است. همۀ آنها آفریدۀ دست خدا هستند. به گفتۀ رسالۀ کولسیان، خداوند عیسی مسیح همۀ آنها را آفرید.

در همین راستا، به کتاب نحمیا فصل ۹ آیۀ ۶ نگاه بکنیم: «تو به تنهایی یهوه هستی. تو فلک و فلک‌الافلاک و تمامی لشکر آنها را و زمین را و هرچه بر آن است ساخته‌ای.» این آیه نشان می‌دهد خدا نه فقط آسمان بلکه ساکنان آسمان را آفرید، یعنی فرشتگان را. به گفتۀ این آیه، خدا آسمان و ساکنانش و زمین و ساکنانش را آفرید، یعنی خدا فرشتگان و مخلوقات زمینی را آفرید. از همین یک آیه روشن و مشخص است که فرشتگان آفریده شدند.

حالا به رسالۀ اول تیموتائوس ۶:‏۱۵ نگاه بکنیم: «شاه شاهان و خداوند خداوندان، او که تنها نامیرا و جاودان است.» تنها کسی که نامیرا و جاودان است کیست؟ او خدا است. پس، اگر تنها نامیرا خدا است، فرشتگان نامیرا نیستند. آنها مخلوقند. فرشتگان آفریده شدند. این گفتۀ اول تیموتائوس فصل ۶ آیۀ ۱۵ و ۱۶ می‌باشد.

مزمور ۱۴۸ آیۀ ۲ می‌گوید: «ای همۀ فرشتگانش، او را تسبیح بخوانید. ای همۀ لشکرهای او، او را تسبیح بخوانید. ای آفتاب و ماه، او را تسبیح بخوانید. ای همۀ ستارگان نور، او را تسبیح بخوانید. ای فلک‌الافلاک، او را تسبیح بخوانید و ای آب‌هایی که فوق آسمان‌هایید [یعنی ابرها] نام خداوند را تسبیح بخوانند، زیرا که او امر فرمود، پس آفریده شدند.» به گفتۀ این آیه، فرشتگان به امر خدا آفریده شدند، مثل هر مخلوق دیگر، مثل ابرها و زمین و خورشید و ماه و هر چیز دیگر.

شما می‌پرسید: «آقای مک‌آرتور، فرشتگان چه زمانی آفریده شدند؟» من زمانش را نمی‌دانم. ولی، از قرار معلوم، فرشتگان پیش از آغاز زمان آفریده شدند. فرشتگان قبل از آفرینش انسان و آفرینش زمین آفریده شدند، چون، وقتی به پیدایش فصل ۳ می‌رسیم، فرشتگان سقوط کرده بودند و شیطان در باغ عدن حضور داشت که حوا را وسوسه کرد.

کتاب ایوب ۳۸:‏۷ می‌گوید: «هنگامی که ستارگان صبح با هم ترنّم نمودند و جمیع پسران خدا آواز شادمانی دادند.» این فرشته‌ها دربارۀ چه سرود می‌خواندند و آواز شادمانی سر می‌دهند؟ الان به شما می‌گویم دربارۀ چه چیزی آواز شادمانی سر می‌دادند. آیۀ ۴: «وقتی که زمین را بنیاد نهادم، کجا بودی؟ بیان کن، اگر فهم داری. کیست که آن را پیمایش نمود؟ اگر می‌دانی! و کیست که ریسمانکار را بر آن کشید؟ پایه‌هایش بر چه چیز گذاشته شد؟ و کیست که سنگ زاویه‌اش را نهاد، هنگامی که ستارگان صبح با هم ترنّم نمودند.»

پس می‌بینید که لشکرهای فرشتگان هنگام آفرینش جهان ترنّم نمودند و آواز شادمانی سر دادند. از این‌رو، حتماً که آنها پیش از خلقت جهان آفریده شدند. بنابراین، عمر فرشتگان از عمر زمین بیشتر است.

به این نکته توجه بکنید که فرشتگان تولید مثل نکردند. نه فرشتۀ مادر وجود دارد و نه فرشتۀ پدر و نه کوچولوهای فرشته. همۀ فرشتگان، مستقیم و بی‌واسطه، آفریدۀ دست خدا می‌باشند. فرشتگان قابلیت تولید مثل ندارند. در انجیل متی فصل ۲۲، وقتی خداوندمان در این مورد صحبت می‌کند، کلام خدا صریح و قاطع می‌فرماید: «عیسی در جواب ایشان گفت: گمراه هستید، از این‌رو که کتاب و قوت خدا را در نیافته‌اید، زیرا که در قیامت نه نکاح می‌کنند و نه نکاح کرده می‌شوند، بلکه مثل ملائکۀ خدا در آسمان می‌باشند.» پس فرشتگان آسمان ازدواج نمی‌کنند. حرف عیسی مسیح این است. فرشتگان تولید مثل ندارند.

عزیزان، به این حقیقت فکر بکنید. خدا در یک آن امر کرد و میلیون‌ها فرشته هستی یافتند، تک‌تک آنها آفریده شدند. فرشتگان تولید مثل نمی‌کنند و به جمعیت آنها اضافه نمی‌شود. علاوه بر این، فرشتگان نمی‌میرند، بنابراین، از جمعیت آنها کم نمی‌شود. تنها تغییری که در فرشتگان اتفاق افتاد زمانی بود که به گفتۀ کتاب مکاشفه ۱۲:‏۴، «شیطان مثل یک اژدها از آسمان سقوط می‌کند و دُم او یک‌سوم ستارگان آسمان را کشیده، آنها را بر زمین ریخت.» گویا یک‌سوم از فرشتگان سقوط کردند و به دیوها تبدیل شدند. با این حال، همۀ فرشتگان تا ابد زنده خواهند بود، تعدادی در جهنم، تعدادی در بهشت. فرشتگان حیرت‌آورند. خدا آنها را در یک آن آفرید. خدا هر فرشته را مجزا و مستقل از فرشتۀ دیگر آفرید.

آیا می‌دانید من دربارۀ فرشتگان چه اعتقادی دارم؟ من معتقدم فرشتگان مثل دانه‌های برف می‌مانند. به نظرم، هیچ دو فرشته‌ای مثل هم نیستند. مردم همیشه می‌پرسند: «فرشتگان چه شکلی‌اند؟» آیا تا به حال توجه کردید هر نقاشی و هر صحنه‌ای که از فرشتگان می‌بینید همه شبیه هم و یک‌شکل هستند؟ در تصویرها و نقاشی‌ها، همۀ فرشتگان شکل هم هستند. شما ریسمانی از فرشتگان را می‌بینید که به صورت سری‌دوزی همه یک‌شکل هستند. انگار خدا گفته: «بسیار خوب، این یک میلیون را به این شکلی سری‌دوزی می‌کنم. همۀ کروبیان را با این طرح سری‌دوزی می‌کنم.» خیر، من باور ندارم فرشتگان به این شکل باشند.

حالا به یک نکتۀ دیگر هم اشاره بکنم. البته بعد در این مورد توضیح می‌دهم. اما همین‌جا بگویم که من معتقدم فرشتگان یک جورایی در تصویر خدا آفریده شدند. فرشتگان با این قابلیت آفریده شدند که عقل دارند، احساس دارند، اراده دارند. همچنین تک‌تک آنها دارای شخصیت هستند.

من معتقدم خدا، با یک حکم که از دهانش خارج شد، گفت و میلیون‌ها فرشته هستی یافتند و دنیا را پُر کردند، در حالی که هر یک با دیگری فرق دارد. اگر خدا دانه‌های برف را متفاوت می‌آفریند، می‌تواند فرشتگان را هم متفاوت با یکدیگر بیافریند. خدا میلیون‌ها فرشته آفرید، هر یک منحصر به فرد.

مردم می‌پرسند: «تعداد فرشتگان چقدر بود؟ الان تعدادشان چقدر است؟ فرشتگان یک عمر است وجود دارند و خیلی چیزها دیدند و به قول معروف سرد و گرم روزگار را چشیدند! وقتی خدا آنها را آفرید، تعدادشان چقدر بود و حالا تعدادشان چقدر است؟» جواب این است که تعدادشان همان است که از اول بود. کار آسانی نیست که بفهمیم تعداد فرشتگان چقدر است. کتاب‌مقدس تعداد فرشتگان را به ما نمی‌گوید. البته دربارۀ تعداد فرشتگان یک دنیا حدس و گمان وجود دارد. الان به چند مورد از این گمانه‌زنی‌ها اشاره می‌کنم.

در زمان تولد مسیح، کلام خدا می‌گوید: «فوجی از لشکر آسمانی حاضر شده، خدا را تسبیح‌کنان می‌گفتند.» پس، در آن لحظه، انبوهی از فرشتگان ظاهر می‌شوند. اما همۀ فرشتگان آنجا نبودند. در رویداد انجیل لوقا فصل ۲، تعدادی از فرشتگان حضور دارند. سپس، وقتی به لحظۀ بازداشت مسیح می‌رسیم، او می‌فرماید: «اگر بخواهم، می‌توانم دوازده فوج از ملائکه را اینجا فرا بخوانم.» یادمان باشد که در عهدعتیق یک فرشته صد و هشتاد و پنج هزار نفر را هلاک کرد. آن بومیان آدمخور کار درستی کردند که به جنگل بازگشتند. واضح است که نمی‌خواهید با فرشتگان خدا درگیر بشوید.

حالا عده‌ای می‌پرسند: «بسیار خوب، تعداد فوج‌های فرشتگان چقدر است؟» جواب شما این است که من تعداد فوج‌های فرشتگان را نمی‌دانم. در این مورد، عده‌ای احتمال جالبی را مطرح می‌کنند. در انجیل متی ۱۸:‏۱۰، عیسی مسیح دربارۀ کسانی صحبت می‌کند که متعلق به او هستند و می‌فرماید که چقدر آنها را دوست دارد و چقدر به فکر آنها است. سپس به این کلام جالب خداوند دقت بکنید که دربارۀ آن کوچکان می‌گوید: «حواستان باشد یکی از این کوچکان را حقیر مشمارید، زیرا شما را می‌گویم که ملائکۀ ایشان دائماً در آسمان روی پدر مرا که در آسمان است می‌بینند.» یعنی «این کوچکان را اذیت نکنید، چون تعدادی از فرشتگان تعیین شدند دربارۀ آنها گزارش بدهند.»

چقدر جالب! یعنی آیا به هر یک از این کوچکان یک گروه از فرشتگان تعلق می‌گیرد؟ به نظر عده‌ای، اگر این‌طور باشد، پس دست‌کم باید به تعداد هر آدم یک فرشته وجود داشته باشد. البته، چون در آیۀ نامبرده به جمع فرشتگان اشاره می‌شود، پس باید تعداد فرشتگان از انسان‌ها بیشتر باشد. با این حساب، میلیاردها فرشته وجود دارد.

اما عده‌ای معتقدند: «خیر، تعداد فرشتگان به اندازۀ تعداد ستارگان است.» شما می‌پرسید: «تعداد ستارگان چقدر است؟» بسیار خوب، دانستن تعداد ستارگان کمک چندانی نمی‌کند، چون دست‌کم میلیاردها ستاره وجود دارد. شما می‌پرسید: «اصلاً چرا تعداد فرشتگان را با ستارگان یکی می‌دانند؟» پاسخ شما این است که چون کتاب‌مقدس اغلب در توصیف ستارگان و فرشتگان تشبیهات یکسان به کار می‌برد. فرشتگان «لشکرهای آسمان» نامیده می‌شوند. گاه، ستارگان نیز «لشکرهای آسمان» نامیده می‌شوند. بنابراین، در توصیف ستارگان و فرشتگان تشبیهات یکسان به کار می‌رود.

اما یک آیه وجود دارد که می‌تواند در این مورد به ما کمک می‌کند. سراغ کتاب مکاشفه فصل ۵ برویم که می‌فرماید: «و دیدم و شنیدم صدای فرشتگان بسیار را.» اینها همۀ فرشتگان نیستند، اما یک دنیا فرشته‌اند. آیا کتاب مکاشفه در اینجا می‌گوید صدای همۀ فرشتگان را شنیدم؟ آیا صدای بیشتر فرشتگان را شنیدم؟ آیا صدای تقریباً همۀ فرشتگان را شنیدم؟ خیر، این فرشتگان بسیار یعنی کمی از آنها، یعنی یک تعداد از میان بسیاری. تعداد آنها اینجا چقدر است؟ «عدد ایشان کُرورها کُرور و هزاران هزار است.»

حالا شما می‌پرسید: «این تعداد بسیار یعنی چند درصد؟» دوستان، من جوابش را نمی‌دانم. ولی می‌دانم تعدادشان خیلی زیاد است. اگر هر بچۀ کوچک که یک دسته فرشته دارد، پس باید تعداد فرشتگان خیلی زیاد باشد، چون فرشتگان علاوه بر مراقبت از بچه‌ها کارهای دیگری هم دارند.

من معتقدم میلیاردها فرشته در سراسر کرۀ زمین وجود دارد. به نظرم، رسالۀ عبرانیان ۱۲:‏۲۲، در این مورد، ختم کلام است. «تقرّب جسته‌اید به کوه صهیون و شهر خدای زنده، یعنی اورشلیم آسمانی، و به لشکر بی‌شماره از محفل فرشتگان.» پس تعداد فرشتگان چقدر است؟ بی‌شمار، نمی‌توان آنها را شمرد، تعداد آنها از شمارش خارج است.

الان یک لحظه به این حقیقت فکر بکنید. میلیون‌ها فرشته وجود دارد، همه زیبا، قدرتمند، گوش به فرمان خدا، با سرعت بسیار در آسمان و زمین از این سو به آن سو می‌روند، منظم و مرتب، سازمان‌یافته‌تر از لشکر قیصر، ارتش اسکندر یا ناپلئون یا فرماندۀ ارتش آمریکا در جنگ جهانی دوم، به نام آقای پَتِن، یا هر کسی دیگر.

حالا به سرافیان فرشته فکر بکنید، به این مخلوقات زنده، تخت‌ها، سلطنت‌ها، ریاست‌ها، قوت‌ها، قدرت‌ها. به میکاییل، به این اَبَرفرشته و دلاور و قهرمان، فکر بکنید. به فرشتۀ جبرییل فکر بکنید که همه‌جا پشتیبان قوم خدا است. کتاب‌مقدس در مزمور ۸۹:‏۶ این لشکر شگرف فرشتگان را «فرزندان زورآوران» می‌نامد. کتاب ایوب آنها را «پسران خدا» می‌نامد. کلام خدا فرشتگان را «خدایان» می‌نامد، چون فرشتگان به معنای واقعی کلمه در بُعد الهی و روحانی و آسمانی وجود دارند و گرد تخت خدا حاضر می‌باشند. مزمور ۸۹ فرشتگان را «مقدسان» می‌نامد. ایوب ۳۸:‏۷ آنها را «ستاره» می‌نامد. کتاب دانیال این مخلوقات شگفت‌انگیز را «رییسان» می‌نامد. همۀ این ارتش قدرتمند را خدا در یک آن آفرید. خدا اراده کرد و فرشتگان هستی یافتند. عجب خدایی است خدای ما! عجب خدای خلاقی است خدای ما!

وقتی کتاب‌مقدس را مطالعه می‌کنید، متوجه می‌شوید فرشتگان در آسمان سوم حضور دارند. آسمان سوم منزلگاه خدا است. فرشتگان در آسمان دوم نیز حضور دارند و در سراسر عالم هستی در گردشند. در آسمان اول هم، که جوّ زمین است، فرشتگان حضور دارند. فرشتگان در همۀ این طبقه‌های آسمان هستند و گاه در پیشگاه تخت خدا حضور دارند. در مواردی نیز مثل کتاب دانیال فصل ۱۰ فرشتگان از یک نقطه به نقطۀ دیگر می‌روند. به گفتۀ کتاب مکاشفه فصل ۴ و ۵، فرشتگان در حضور تخت خدا می‌باشند. در کتاب دانیال فصل ۱۰، فرشتگان در دنیا گردش می‌کنند. در خیلی موارد نیز فرشتگان روی زمین می‌باشند. در سراسر عهدعتیق و عهدجدید، شاهد هستیم که فرشتگان، این مخلوقات شگفت‌انگیز، روی زمین در کنار انسان‌ها هستند.

این پیغام را با چند اشاره به اینکه فرشتگان به چه می‌مانند تمام می‌کنیم. در این نکتۀ سوم به جوهر و ماهیت فرشتگان می‌پردازیم. فرشتگان به چه می‌مانند؟ مورد اول این است که فرشتگان شخصیت دارند. شما می‌پرسید: «یعنی منظور این است که فرشتگان ربات‌های فرازمینی نیستند؟» خیر. فرشتگان شخص می‌باشند. آنها شخصیت دارند. شما می‌پرسید: «فرشتگان چه ویژگی‌هایی دارند که از آنها شخصیت می‌سازد؟» بسیار خوب، فرشتگان عقل دارند، احساس دارند، اراده دارند. شما می‌پرسید: «پس آیا فرشتگان صاحب عقلند؟» بله، البته که آنها عقل و فهم دارند. کتاب حزقیال ۲۸:‏۱۲ لوسیفر را توصیف می‌کند که پسر سپیده‌دم و والا‌ترین فرشته بود. کلام خدا می‌گوید: «او پُر از حکمت بود و کمال زیبایی.» بله، فرشتگان عقل و فهم دارند. به گفتۀ انجیل متی ۲۸:‏۵، «فرشته به زنان متوجه شده، گفت: شما ترسان مباشید!‌ می‌دانم که عیسای مصلوب را می‌طلبید.» این فرشته فهمید زنان برای چه کاری آنجا آمده بودند. او عقل و فهم داشت. کسی که صاحب عقل و فهم است این توانایی را دارد که با دیگران ارتباط برقرار بکند و گفتگو بکند.

وقتی به کتاب مکاشفه فصل ۱۷ نگاه می‌کنیم، به روشنی متوجه می‌شویم فرشتگان طرح و برنامۀ خدا را درک می‌کنند و آن را مکشوف می‌سازند. «و یکی از آن هفت فرشته‌ای که هفت پیاله را داشتند آمد و گفت: بیا تا چیزی به تو نشان بدهم.» این کلام فرشته حاکی از عقل و فهم است. او می‌تواند ارتباط برقرار بکند و گفتگو بکند. البته فرشتگان همه‌چیز را نمی‌دانند. آنها برخلاف خدا دانای مطلق نیستند. به گفتۀ رسالۀ اول پطرس فصل ۱ آیۀ ۱۲، «فرشتگان مشتاقند به انجیل نظر بکنند.» پس اموری وجود دارد که فرشتگان آن را درک نمی‌کنند و از آن امور شناخت ندارند. اما فرشتگان عقل و شعور دارند. با اینکه درک و فهم آنها محدود است، به هر حال، مخلوقاتی فهمیده می‌باشند.

مورد دوم این است که فرشتگان احساس دارند. ما از اینجا می‌دانیم فرشتگان احساس دارند که به گفتۀ کتاب ایوب ۳۸:‏۷ آنها با هم سرود می‌خوانند. همه می‌دانیم سرود خواندن ناشی از احساسات است. فرشتگان حس شادی دارند. آیا می‌دانید، وقتی یک نفر به مسیح ایمان می‌آورد، فرشتگان شادی می‌کنند؟ شادی در آسمان رخ می‌دهد وقتی یک گناهکار توبه می‌کند. بله، فرشتگان می‌توانند شادی بکنند.

یک مورد دیگر که به نظرم به احساسات ربط دارد پرستش خدا می‌باشد. برای نمونه، در کتاب اشعیا فصل ۶، فرشتگان چکار می‌کنند؟ «فرشتگان سرافین با دو بال روی خود را می‌پوشانیدند و با دو پای‌های خود را می‌پوشانیدند و با دو پرواز می‌نمودند و صدا زده، می‌گفتند: قدوس، قدوس، قدوس.» این پرستش و ستایش خدا ابراز احساسات به حساب می‌آید. فرشتگان قابلیت ابراز احساسات دارند که یکی از ویژگی‌های شخصیت آنها می‌باشد.

حالا به سومین ویژگی فرشتگان می‌رسیم. فرشتگان اراده و توانایی انتخاب دارند. خدا ارادۀ فرشتگان را به رسمیت می‌شناسد. برای نمونه، کتاب عبرانیان ۱:‏۶ می‌گوید: «هنگامی که نخست‌زاده را باز به جهان می‌آورد، می‌گوید که جمیع فرشتگان خدا او را پرستش کنند.» به عبارتی، خدا می‌فرماید: «ای فرشتگان، آن نوزاد را پرستش بکنید.» این واقعیت، که خدا فرشتگان را به انجام کاری دعوت می‌کند، نشان می‌دهد فرشتگان ارادۀ انجام آن کار را دارند. در واقع، به همین دلیل، شیطان این بلا را سر خودش آورد که در کتاب اشعیا فصل ۱۴ شیطان پنج بار ضمیر اول‌شخص مفرد را به کار می‌برد و تأکید دارد: «این کار را می‌کنم، آن کار را می‌کنم.»

بنابراین، فرشتگان دارای شخصیت هستند. آنها ارواح آسمانی و ملکوتی نیستند که بی‌آنکه صاحب شخصیت باشند در هوا معلق باشند. فرشتگان یک سری ربات با بدن‌های نرم و انعطاف‌پذیر نیستند. فرشتگان شخص می‌باشند و شخصیت دارند. هر فرشته با فرشتۀ دیگر فرق دارد. آنها منحصر به فرد هستند.

این هم واضح است که فرشتگان با انسان‌ها فرق دارند، چون کتاب عبرانیان فصل ۲ می‌گوید: «عیسی مسیح انسان شد و اندکی از فرشتگان کمتر شد.» در حال حاضر، ردۀ فرشتگان از ما بالاتر است. اما روزی می‌رسد که ما بر فرشتگان سلطنت خواهیم کرد. به گفتۀ رسالۀ اول قرنتیان ۶:‏۳، ما بر فرشتگان حکمرانی خواهیم کرد. در مسیح، ما والامقام خواهیم بود. اما چرا؟ چون هم‌ارث مسیح خواهیم بود. ما نیز همان میراث مسیح را به ارث خواهیم برد. ما در مسیح هستیم. ما با مسیح یک روح هستیم. از این‌رو، در ملکوت خدا و در ابدیت بر فرشتگان سلطنت خواهیم کرد، چون با مسیح سلطنت خواهیم کرد. عیسی مسیح در کتاب مکاشفه می‌فرماید: «بر تخت من با من خواهید نشست.» اما، در این عصر و دوران، در حال حاضر، ما اندکی پایین‌تر از فرشتگان هستیم.

بله، فرشتگان با ما فرق دارند. البته هر دو مخلوقیم و هر دو در زمان و مکان محدودیم. هم ما هم فرشتگان برای بقای وجودمان و برای سعادتمان به خدا وابسته‌ایم. هر دو به خدا مسوول و پاسخگو هستیم، اما با هم فرق داریم.

این هم ناگفته نماند که آیا می‌دانید زندگی فرشتگان و دنیای فرشتگان مثل زندگی و دنیای ما شلوغ و پیچیده است؟ فرشتگان، اطراف ما، در جنب و جوش هستند، در حالی که آنها را نمی‌بینیم، ولی آنها ما را می‌بینند. فرشتگان روح می‌باشند. فرق اصلی ما و فرشتگان همین است. در رسالۀ عبرانیان فصل ۱ آیۀ ۱۳، خدا دربارۀ فرشتگان صحبت می‌کند و آیۀ ۱۴ می‌گوید: «آیا همگی ایشان روح‌‌‌های خدمتگزار نیستند؟»

مردم می‌پرسند: «آیا فرشتگان بدن دارند؟» جواب خیر است. فرشتگان روح می‌باشند. آنها مثل ما بدن ندارند. حالا به این سوالم دقت بکنید: «آیا بدن شما شخصیت شما است؟» خیر. شخص بودن شما و شخصیت بودن شما در جسم شما جای دارد. فرشتگان شخص هستند، اما جسم و خون ندارند.

شما می‌پرسید: «فرشتگان چیستند؟ آیا آنها یک ملافۀ سفیدند که زیر آن هیچ‌چیزی نیست؟ آیا فرشتگان مثل یک شبح هستند؟ فرشتگان چیستند؟» بسیار خوب، آیا می‌دانید اعتقاد من در این مورد چیست؟ من اعتقاد دارم فرشتگان یک سری قابلیت‌های محدود و معین دارند. آنها روح هستند و مثل ما بدن مادی و جسم ندارند، ولی، از نظر مکان، محدودیت دارند. فرشتگان مثل خدا نیستند. خدا روح است و خدا همه‌جا حضور دارد. خدا حاضر مطلق است. روح خدا بی‌کران‌ها را فرا گرفته است. اما فرشتگان روح‌هایی هستند که محدودیت دارند و یک زمان در یک مکان هستند و در زمان دیگر در مکان دیگر. آنها از این جا به آن جا می‌روند. این به آن معنا است که فرشتگان یک حالت و فُرم به خود می‌گیرند که این طرف و آن طرف می‌روند. ما حالت و فُرم فرشتگان را نمی‌بینیم و آنها را درک نمی‌کنیم، اما، به هر حال، آنها یک فُرم و حالتی دارند. فرشتگان در کتاب دانیال فصل ۹ پرواز می‌کنند و در دانیال فصل ۱۰ فرشتگان در آسمان با هم بحث و جدال می‌کنند. بنابراین، فرشتگان می‌توانند از یک نقطه به نقطۀ دیگر بروند.

این را هم بگوییم که فرشتگان از نظر زمان هم محدودیت دارند. معمولاً، تصویری که از فرشتگان داریم تصویر فرشتگان بالدار است. اما من باور ندارم که آنها بال‌های واقعی هستند. به نظرم، بال‌های فرشتگان نمودار سرعت است، نماد اطاعت سریع و بی‌درنگ است. فرشتگان به قولی پرواز می‌کنند تا از ارادۀ خدا اطاعت بکنند، به این معنی که به سرعت و بی‌درنگ برای اطاعت از ارادۀ خدا گوش به فرمان و حاضر به خدمت هستند. پس بحث این نیست که فرشتگان واقعاً پرواز می‌کنند. آنها روح هستند و می‌توانند حرکت بکنند و این قابلیت را دارند که برای اطاعت از خدا به سرعت از جایی به جای دیگر بروند.

دوباره به موضوع فُرم و حالت بازگردیم. من نمی‌دانم فُرم و حالت فرشتگان چگونه است، ولی باور دارم به هر حال یک فُرم و حالتی دارند. روزی که به آسمان برویم و فرشتگان را ببینیم، می‌گوییم: «پس آنها این شکلی بودند!» این برای زمانی است که به آسمان برویم. ولی، در حال حاضر، اطلاعات زیادی نداریم. شما می‌پرسید: «از کجا این فکر به ذهن شما آمد که فرشتگان فُرم و حالت دارند؟» پاسخ شما این است که رسالۀ اول قرنتیان ۱۵:‏۴۴ مرا به این فکر واداشت، چون اینجا کلام خدا می‌گوید: «جسم نفسانی و جسم روحانی داریم.» بسیار خوب، فرشتگان جسم نفسانی ندارند، پس باید جسم روحانی داشته باشند. بدن فرشتگان باید یک بدن روحانی و آسمانی باشد.

زمان‌هایی که خدا اجازه می‌داد فرشتگان ظاهر بشوند، آنها همیشه در قالب یک مرد ظاهر می‌شدند. البته ممکن است استثنا وجود داشته باشد، ولی این فقط یک احتمال است، چون آیه‌ای در کتاب‌مقدس نداریم که این استثنا را برای ما ثابت بکند. ولی، در هر موقعیت و مناسبتی که فرشتگان ظاهر شدند، همیشه در قالب جنس مذکر ظاهر شدند. در توصیف فرشتگان نیز همیشه ضمیر مذکر به کار می‌رود.

حتماً کتاب پیدایش فصل ۱۸ و ۱۹ را به یاد دارید که فرشتگان به ملاقات ابراهیم می‌آیند. آنها با ابراهیم همسفره می‌شوند، قدم می‌زنند، صحبت می‌کنند. سپس به شهر سدوم می‌روند. گویا آن فرشتگان مردان خوش‌قیافه بودند. آن فرشتگان فُرم و حالتی به خود گرفتند که همه توانستند آنها را به چشم ببینند.

انجیل متی ۲۸:‏۳ در توصیف فرشته‌ای که ظاهر می‌شود می‌گوید: «صورت او مثل برق و لباسش چون برف سفید بود.» صورت آن فرشته مثل خورشید درخشان بود. البته همیشه هم این‌طور نیست. گاه، فرشتگان در قالب مردانی با ظاهر معمولی ظاهر می‌شوند و گاه با ظاهر کاملاً غیرمعمولی. اما، هر ظاهری که داشتند، حضورشان همیشه تأثیر شگفت‌انگیز داشت. برای نمونه، آن بومیان آدمخور در جنگل را به یاد بیاورید که پا به فرار گذاشتند. آن سربازان آلمانی، که ماجرای آنها را تعریف کردم، از ترس قالب تُهی کردند. وقتی فرشتۀ جبرییل خبر بارداری مریم باکره را به او اعلام می‌کند، ذهن مریم آشفته می‌شود و به خود می‌لرزد. وقتی فرشته به زکریا خبر می‌دهد که صاحب یک پسر خواهد شد، ترس وجود زکریا را فرا می‌گیرد و دلش از وحشت پُر می‌شود (لوقا فصل ۱). کلام خدا در توصیف شبانانی که مژدۀ تولد مسیح را از زبان فرشته می‌شنوند می‌گوید: «آنها بی‌نهایت ترسان گشتند.» با دیدن لشکر فرشتگان، ترس همۀ وجود مردم را فرا می‌گرفت. به گفتۀ انجیل متی فصل ۲۸، سربازان رومی، که دیدند فرشته سنگ را از جلوی قبر مسیح کنار زده، از شدت ترس، مثل مرده گردیدند.

پس می‌بینیم که اینها فرشتگان مختلف هستند که مردم مختلف با آنها رو‌به‌رو شدند. حضور فرشتگان همیشه با اتفاق‌ها و واکنش‌های عجیب همراه است، چون با حضور فرشتگان، به قول معروف، به دنیای دیگری سفر می‌کنیم و با اتفاقی مواجه می‌شویم که عادی و طبیعی نیست.

بسیار خوب، این‌طور که مشخص است، دربارۀ این مخلوقات واقعی و پرشکوه حقایق فراوانی یاد گرفتیم و در آینده هم بیشتر یاد خواهیم گرفت.

با هم دعا بکنیم.

ای پدر آسمانی، از تو ممنونیم که به ما کمک کردی در این پیغام به مقدمه‌ای دربارۀ این لشکر مخلوقات بپردازیم. تو خودت آنها را تعیین کردی که هم خادم تو باشند و هم به ما خدمت بکنند. من نمی‌دانم فرشتگانی که برای من مقرر کردی کدام هستند، ولی برای خدمت آنها در زندگی خودم از تو ممنونم، هرچند که آن فرشتگان را نمی‌شناسم.

از تو ممنونم که دربارۀ فرشتگان کلامت را برای ما روشن کردی تا بهتر بفهمیم و درک بکنیم که تو چه خدایی هستی و در این عالم هستی چه کارهایی انجام می‌دهی، گویی این عالم هستی صحنۀ وقوع تدبیر نجات تو است که فرشتگان خودت را فرستادی تا در سرانجام رساندن این تدبیر خدمت بکنند.

ای پدر آسمانی، از تو ممنونیم. برای مشارکت امشب تو را می‌ستاییم. در نام عیسی. آمین.

پایان

This sermon series includes the following messages:

Please contact the publisher to obtain copies of this resource.

Publisher Information
Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969

Welcome!

Enter your email address and we will send you instructions on how to reset your password.

Back to Log In

Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969
Minimize
View Wishlist

Cart

Cart is empty.

Subject to Import Tax

Please be aware that these items are sent out from our office in the UK. Since the UK is now no longer a member of the EU, you may be charged an import tax on this item by the customs authorities in your country of residence, which is beyond our control.

Because we don’t want you to incur expenditure for which you are not prepared, could you please confirm whether you are willing to pay this charge, if necessary?

ECFA Accredited
Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969
Back to Cart

Checkout as:

Not ? Log out

Log in to speed up the checkout process.

Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969
Minimize