Grace to You Resources
Grace to You - Resource

در این پیغام، رسالۀ اول پطرس فصل ۱ آیۀ ۱ و ۲ را بررسی می‌کنیم. پطرس این رسالۀ زیبا را این‌گونه شروع می‌کند: «پطرس، رسول عیسی مسیح، به غریبانی که پراکنده‌اند در پُنطُس و غلاطیه و کَپِدوکیه و آسیا و بِطانیه، برگزیدگان بر حسب علم سابق خدای پدر، به تقدیس روح، برای اطاعت و پاشیدن خون عیسی مسیح. فیض و آرامش بر شما افزون باد.»

در نگاه اول، چنین به نظر می‌رسد که قرار نیست در شروع این رساله مطالب عمیق الهیاتی مطرح بشود. با این حال، به محض اینکه پطرس می‌گوید: «برگزیدگان بر حسب علم سابق خدای پدر، به تقدیس روح، برای اطاعت و پاشیدن خون عیسی مسیح،» ما را به عرصه‌ای بسیار عمیق، گسترده، و پرمغز وارد می‌کند تا به موضوعی بسیار پربار بیندیشیم، یعنی آموزۀ برگزیدگی.

پطرس در همان ابتدای نامه این موضوع را مطرح می‌کند تا ایماندارانی را که در جفا بودند تسلی بدهد. همان‌طور که می‌دانید، مخاطبان پطرس در دنیا بیگانه و غریبه بودند، در حالی که به راستی شهروند آسمان می‌بودند. اما در آن دوران در مناطق مختلف پراکنده شده بودند. جامعه و فرهنگی که در آن زندگی می‌کردند آنها را طرد کرده و از خود رانده بود. آزار و جفا بر آن ایمانداران روزافزون بود. در واقع، آن آزار و جفا از زمانی شروع شد که مسیحیان به آتش زدن شهر روم متهم شدند. از این‌رو، مهم بود که آن ایمانداران متوجه باشند، هرچند در دنیا عزت و احترام ندارند، اما برگزیدۀ خدا می‌باشند. به همین دلیل، پطرس این رساله را به این شکل شروع می‌کند. او آنها را با این واقعیت تسلی می‌دهد که هرچند دنیا به آنها جفا می‌رساند و آنها را طرد می‌کند، آن ایمانداران برگزیدۀ خدا می‌باشند.

حالا ما قرار است در این دو آیه چند نکته را دربارۀ آموزۀ برگزیدگی بررسی بکنیم. در پیغام گذشته، دربارۀ ماهیت و جوهرۀ این آموزه صحبت کردیم. به گفتۀ آیۀ ۲، ما برگزیده‌ایم. دربارۀ این واقعیت صحبت کردیم که خدا در حاکمیت خودش و با ارادۀ الهی و مطلق خودش، بر اساس فیض مقتدرانه و مطلق خودش، ما را برگزید. او از پیش تعیین کرد که از میان مردم جهان محبت خودش را نثار یک عدۀ مشخص بکند. آن عدۀ مشخص برگزیدگان می‌باشند. این ماهیت و جوهرۀ آموزۀ برگزیدگی است.

سپس دربارۀ وضعیت برگزیدگی خودمان صحبت کردیم. چون ما برگزیده هستیم، در این دنیا غریبه و بیگانه‌ایم و در واقع خارجی به حساب می‌آییم. ما یک نژاد بیگانه‌ایم. اقامت ما در این کرۀ خاکی موقت است. ما شهروند آسمانیم. ما، ایمانداران، یک اجتماع آسمانی هستیم که در جامعۀ زمینی زندگی می‌کنیم. فرهنگ ما فرهنگ آسمان است، در حالی که در فرهنگ زمینی به سر می‌بریم. خدا بر ما سلطنت می‌کند. خدا از طریق کلامش، کتاب‌مقدس، بر ما سلطنت می‌کند. روح‌القدس در ما ساکن است. باورها، عقاید، نظرها، اعتقادنامه‌ها، اصول اخلاقی، عادت‌ها، احساسات، معیارهای زندگی، اصول و قواعد، طرز فکر، سلیقه، علاقه، و دلخوشی‌های ما کاملاً با دنیا غریبه و بیگانه است. به قول معروف، ما در این دنیا جا نمی‌افتیم. ما زمین تا آسمان با دنیا فرق داریم. ما دنیادوست نیستیم. این گفتۀ یوحنا در نامۀ اول یوحنا به ما است. یعقوب در رساله‌اش می‌گوید دل‌مشغولی ما نباید دنیا باشد تا مبادا دوست دنیا نامیده شویم. ما دشمن دنیاییم. چون ما برگزیده هستیم، با دنیا بیگانه‌ایم. در واقع، ما برگزیده نشدیم تا صرفاً با دنیا فرق داشته باشیم، بلکه تا به دنیایی که در آن غریبه‌ایم شهادت بدهیم. ما فقط با کلام و گفتارمان شهادت نمی‌دهیم، بلکه هویتمان شهادت ما است. هویت ما سَکو و جایگاهی است که در آن می‌ایستیم و شهادت می‌دهیم.

به گفتۀ پولس در رسالۀ دوم قرنتیان فصل ۵، ما سفیران مسیح هستیم. خدمت آشتی و مصالحه به ما سپرده شده است، یعنی باید به مردم بگوییم که می‌توانند از طریق مسیح با خدا آشتی بکنند. ما در مقام شاهدان به سراسر جهان فرستاده می‌شویم. عیسی مسیح می‌گوید: «شاهدان من خواهید بود در اورشلیم و تمامی یهودیه و سامره و تا دورترین نقطۀ جهان.»

پس ما در این اجتماع بیگانه‌ایم. ما یک فرهنگ آسمانی دارا هستیم که در فرهنگ زمینی زندگی می‌کنیم. ما جمعی از مردم دور از وطنیم که با معیار کاملاً متفاوت زندگی می‌کنیم. ما نمی‌توانیم دوست دنیا باشیم. ما دنیا را دوست نداریم. ما دشمن دنیاییم. البته باید دربارۀ انجیل با دنیا حرف بزنیم. باید طوری زندگی بکنیم که دنیا شیفتۀ شنیدن کلام ما بشود. سختی کار همین‌جا است. آسان نیست که مؤثر و پرثمر به دنیا شهادت بدهیم. چرا؟ چون دلمان نمی‌خواهد از دایرۀ اجتماع کوچک ایمانداران بیرون بیاییم. در آن آزار و جفا، که خوانندگان این رسالۀ عظیم با آن دست و پنجه نرم می‌کردند، برای اینکه از جفا در امان بمانند، واضح است که تمایل داشتند بیشتر در جمع ایمانداران باشند و از حمایت، محبت، همنشینی، و مشارکت با یکدیگر لذت ببرند. البته که حفاظت و امنیت برای آن ایمانداران حرف اول را می‌زد.

از این‌رو، پطرس، با نامه به ایماندارانی که در جفا بودند، به آنها یادآوری می‌کند که نباید در لاک خودشان فرو بروند و فقط با جمع ایمانداران خوش باشند. بله. ما، ایمانداران، یکدیگر را خیلی دوست داریم. ما نقاط مشترک خیلی زیادی با هم داریم. در واقع، هرچه بیشتر از عمر ایمانتان می‌گذرد، کمتر دلتان می‌خواهد با غیرایمانداران نشست و برخاست داشته باشید. ما در فرهنگ مسیحی و در اجتماعی که از ایمانداران تشکیل شده غرق می‌شویم.

در این خصوص، آقای الکساندر مک‌لارن [واعظ اسکاتلندی در قرن بیستم] می‌گوید: «بذری که در سبد است جای درستی قرار ندارد. اما، وقتی در مزرعه کاشته شود، طی یک یا دو ماه تبدیل به گندم‌هایی می‌شود که با وزش باد در هوا تکان می‌خورند.»

در راستای این گفته، تأیید می‌کنیم که باید در برابر این وسوسه، که در لاک خودمان فرو می‌رویم، ایستادگی بکنیم تا مبادا به جماعتی تبدیل بشویم که به جای بشارت به دنیای گمشده فقط با جمع خودمان خوش باشیم و گپ بزنیم. البته که خدا همیشه کاری می‌کند تا از این لاک بیرون بیاییم. هر بار که جفا بر کلیسا شروع می‌شود و ایمانداران پراکنده می‌شوند، کلیسا رشد می‌کند. این روند از کتاب اعمال رسولان فصل ۸ شروع شد. هر بار که بذرها از سبد بیرون می‌آیند و در مزرعه پخش می‌شوند، همه‌جا از گندم‌های موج‌دار پُر می‌شود. پس باید به خودمان یادآوری کنیم، با اینکه در این دنیا غریبه و بیگانه‌ایم، اینجا هستیم تا به دنیا بشارت بدهیم.

به همین دلیل است که ما صومعه‌نشین نیستیم، تاریک دنیا و غارنشین نیستیم. ما خودمان را از واقعیت‌های زندگی روزمره جدا نمی‌کنیم تا بی‌خبر از جامعه در لاک خودمان فرو برویم. ما باید پراکنده بشویم. ما سفیران مسیح هستیم، غریب و بیگانه در این دنیا. ما باید پیغام نجات و رستگاری را به گوش جهان و جهانیان برسانیم. ما باید با این کشش و تمایل مداوم به درون‌گرایی و در لاک خود فرو رفتن مقاومت بکنیم.

پس این وضعیت برگزیدگی ما است: ما در این دنیا غریبه‌ایم. ما انتظار نداریم مثل اهل دنیا با ما رفتار بشود. ما انتظار نداریم اهل دنیا و مردم بومی دنیا با ما مثل سایر بومیان اهل دنیا رفتار بکنند. ما در دنیا هستیم، اما از دنیا نیستیم. ما مشتاق مکان بسیار بهتری هستیم، مکانی که وطن واقعی ما است.

در این خصوص، رسالۀ عبرانیان فصل ۱۱ در توصیف ابراهیم چنین می‌گوید: او «چشم‌انتظار شهری با بنیاد بود که معمار و سازندۀ آن خدا است.» بله. این شهر ما است، وطن واقعی ما است.

در این راستا، آقای ویلیام بارکلی [استاد الهیات، اهل اسکاتلند در قرن بیستم] مسیحیان را «تبعیدیان ابدیت» می‌نامد. در زمان‌های قدیم، یک نویسنده‌ای مسیحیان را به این شکل بسیار جالب توصیف کرد: «مسیحیان به واسطۀ کشورشان، زبانی که به آن صحبت می‌کنند، یا آداب و رسومشان از بقیۀ مردم متمایز نیستند. مسیحیان در شهرهای یونانی‌نشین و بَربَرنشین زندگی می‌کنند. آنها پیروِ آداب و رسوم منطقه‌ای هستند که در آن زندگی می‌کنند، همان غذایی را می‌خورند که بقیه می‌خورند، همان لباسی را می‌پوشند که بقیه می‌پوشند. به طور کلی، مسیحیان با امور معمول و روزمرۀ زندگی پیش می‌روند. با این حال، آنها از نظر روحانی جایگاهی دارند که بسیار عالی و شگفت‌انگیز با بقیۀ مردم تفاوت فاش و آشکار دارد.

«مسیحیان در زادگاهشان سکونت دارند، اما اقامت آنها موقت است. آنها وظایف شهروندی را به‌جای می‌آورند. اما، در آن شهر و دیار، غریبه و بیگانه می‌باشند. مسیحیان در سرزمین مادری غریب هستند. در واقع، آن سرزمینی که در آن غریبند سرزمین مادری آنها است که در آن احساس غربت می‌کنند. مسیحیان در این کرۀ خاکی روزگار می‌گذرانند، اما وطن آنها آسمان است و شهروند آسمان می‌باشند.»

بله. این گفتۀ آقای ویلیام کاملاً وصف حال ما است. یادم می‌آید در دوران بچگی این سرود را می‌خواندیم: «سَرایم نیست این دنیا، همی رهگذرم. اندوخته گنجم آن سوی سپهر.»

حالا در خصوص آموزۀ برگزیدگی به مورد سوم می‌رسیم، یعنی منبع برگزیدگی. می‌دانیم که خدا ما را برمی‌گزیند. ما عضو خانوادۀ الهی می‌شویم و در این دنیا بیگانه می‌گردیم. آیۀ ۲ به منبع برگزیدگی ما اشاره می‌کند: «بر حسب علم سابق خدای پدر.» خدا به خاطر پیش‌دانی خودش ما را انتخاب کرد. خدای پدر ما را برمی‌گزیند و انتخاب می‌کند. جهت یادآوری، توجه شما را به رسالۀ رومیان ۱۱:‏۵ جلب می‌کنم. پولس می‌گوید: «پس همچنین در زمان حاضر نیز بقیه‌ای به حسب اختیار فیض مانده است.» رسالۀ افسسیان فصل ۱: «متبارک باد خدا و پدر خداوند ما عیسی مسیح.» آیۀ ۴: «ما را در او برگزید.» خدا ما را برگزید. این خدا است که ما را برای نجات ابدی انتخاب کرد. خدا این گزینش را انجام داد. خدا انتخاب‌کننده است. خدا، بدون اینکه کسی یا چیزی بر او تأثیر بگذارد، بدون اینکه اوضاع و شرایط روی او تأثیر بگذارد، افراد را برای نجات و رستگاری برمی‌گزیند. باید این را درک بکنید که هیچ انسانی روی خدا تأثیر نمی‌گذارد تا خدا تصمیم بگیرد او را برای نجات ابدی برگزیند. هیچ اوضاع و شرایطی نمی‌تواند به گزینش خدا برای نجات انسان‌ها شتاب بدهد یا آن را آهسته بکند.

در این راستا، در کتاب دانیال ۴:‏۳۵ چنین می‌خوانیم: «جمیع ساکنان جهان هیچ شمرده می‌شوند و با لشکرهای آسمان و ساکنان جهان مطابق ارادۀ خود عمل می‌نماید و کسی نیست که دست او را بازدارد یا او را بگوید که چه می‌کنی.» بله. هیچ‌کس نمی‌تواند گزینش خدا را زیر سوال ببرد. هیچ‌کس به هیچ‌وجه در این فرآیند دخالت ندارد. خدا در ذهن خودش تعدادی از انسان‌ها را انتخاب کرد. خدا تعدادی از فرشتگان را نیز برگزید، یعنی فرشتگان مقدس را، چنان که رسالۀ اول تیموتائوس ۵:‏۲۱ آنها را فرشتگان برگزیده می‌نامد. خدا شماری از آدمیان را برای برکت و حیات ابدی انتخاب کرد. خدا قبل از آفرینش آن انسان‌ها سرنوشت آنها را تعیین کرد. به عبارتی، قوم برگزیدۀ خدا را آدم‌های برگزیده تشکیل می‌دهند.

حالا ببینیم منبع این انتخاب خدا چیست. رسالۀ اول پطرس فصل ۱ آیۀ ۲: «بر حسب علم سابق خدای پدر.» مردم می‌گویند: «چون خدا از قبل می‌دانست ما ایمان می‌آوریم، ما را برگزید.» این رایج‌ترین برهان دربارۀ آموزۀ برگزیدگی است. به اعتقاد این دسته از آدم‌ها، «پیش‌دانی» به معنی «پیش‌نگری» است. آنها چنین معتقدند: «خدا به قرن‌ها و قرن‌ها به تاریخ بشر و تونل زمان نگاه کرد و به خاطر اینکه او دانای مطلق است و از آینده خبر دارد، می‌داند من و شما در آینده چکار خواهیم کرد. وقتی خدا دید که ما ایمان خواهیم آورد، ما را برگزید. اما، وقتی دید عده‌ای ایمان نخواهند آورد، آنها را انتخاب نکرد.»

بله. عده‌ای از مردم پیش‌دانی خدا را به این شکل تفسیر می‌کنند. آنها معتقدند خدا با دانایی مطلقش می‌داند شما و تک‌تک انسان‌ها چکار خواهند کرد. از این‌رو، خدا به طریق الهی، که از درک و بینش ما خارج است، تاریخ بشر را قبل از اینکه نوشته بشود مشاهده کرد. سپس، بر اساس آن مشاهده، کسانی را برگزید که از قبل دید آنها ایمان خواهند آورد.

بله. مردم این تفسیر را دربارۀ آموزۀ برگزیدگی می‌پسندند و دلشان می‌خواهد این آموزه را به این شکل باور بکنند. یک عاملی در من و شما وجود دارد که دلش می‌خواهد این آموزه را به این شکل باور بکند، چون آموزۀ برگزیدگی با این تفسیر دلپذیر به نظر می‌رسد.

آیا می‌دانید چرا دلتان می‌خواهد این آموزه را به این شکل باور بکنید؟ چون، به خاطر ذات سقوط‌کرده در گناه، به شدت دلتان می‌خواهد در نجات ابدی خودتان سهم داشته باشید. مورد دوم این است که به خاطر ذات سقوط‌کرده در گناه آموزۀ برگزیدگی به نظرتان عادلانه نیست. اما یادمان باشد که ذهن ما آلوده به گناه است. پس در موقعیتی نیستیم که به غرورمان فخر بفروشیم و آن را یک فضیلت بدانیم، سپس عدالت خدا را خوار بشماریم و آن را ناعدالتی بنامیم. معنی پیش‌دانی خدا این نیست.

حالا ببینیم چرا این دیدگاه در مورد پیش‌دانی خدا اشتباه است. اولین اشتباه این است که اگر «پیش‌دانی» را «از قبل دانستن» معنی بکنید، فرض را بر این قرار می‌دهید که خدا به تاریخ بشر نگاه کرد و دید شما چه کاری انجام خواهید داد. سپس آن کار شما را به خاطر سپرد، یعنی خدا از قبل دید که شما ایمان خواهید آورد.

اولین مشکل که چنین دیدگاهی به وجود می‌آورد این است که انسان را حاکم و صاحب اقتدار مطلق می‌کند. یعنی ما صاحب‌اختیاریم و خودمان ایمان می‌آوریم. خدا هم می‌گوید: «من از قبل دیدم که او ایمان می‌آورد و آن را ثبت کردم.» با این حساب، انسان صاحب‌اختیار مطلق، حاکم، و مقتدر می‌شود.

با چنین دیدگاهی، با حقیقت یوحنا ۱۵:‏۱۶ مشکل خواهید داشت که عیسی مسیح می‌فرماید: «شما مرا برنگزیدید، بلکه من شما را برگزیدم.» پس چه کسی اقتدار مطلق دارد اینجا؟ آیا انسان؟ آیا من و شما و همۀ انسان‌ها حاکم مطلق هستیم؟ آیا همۀ انسان‌ها صاحب‌اختیارند هر چیزی که دلشان می‌خواهد انتخاب بکنند و خدا آن بالا، در آسمان، سعی می‌کند همه‌چیز را سر و سامان بدهد و حساب و کتاب بکند و ببیند که چه کسی را باید بر اساس انتخابش کجا قرار بدهد؟ خیر. اگر با این باور پیش بروید، انسان را صاحب اقتدار و اختیار مطلق می‌کنید.

دومین مشکلی که این دیدگاه به وجود می‌آورد این است که به انسان برای نجاتش اعتبار می‌دهد و باعث می‌شود انسان به خودش فخر بفروشد. البته که انسان این اعتبار را دوست دارد. یک نفر، شب قبل، موقع شهادت دادن گفت: «خیلی خوشحالم که سر عقل آمدم و به مسیح ایمان آوردم.» راستش، دلم می‌خواست همان لحظه از جای خودم بلند بشوم و بگویم: «نه. تو سر عقل نیامدی. من حتی تو را نمی‌شناسم، اما می‌دانم سر عقل نیامدی تا به مسیح ایمان بیاوری. هیچ‌کس خودش نمی‌تواند سر عقل بیاید و به مسیح ایمان بیاورد.» ایمان آوردن کار عقل نیست. مردم می‌گویند: «خیلی خوشحالم که سر عقل آمدم و زندگی‌ام را تقدیم مسیح کردم.» خیر. این شما نبودید که سر عقل آمدید. البته که ما دلمان می‌خواهد برای نجاتمان کمی به خودمان ببالیم.

واقعیت این است که خدا ما را برگزید. به گفتۀ رسالۀ اول قرنتیان ۱:‏۲۹، «تا هیچ بشری در حضور خدا فخر نکند.» رسالۀ افسسیان ۲:‏۹ همین را می‌گوید: «نه از اعمال، تا هیچ‌کس فخر نکند.»

پس، اگر پیش‌دانی را به این معنا بگیرید که چون خدا از قبل می‌دانست ایمان می‌آورید شما را انتخاب کرد، در این صورت، انسان را صاحب‌اختیار مطلق می‌کنید و اعتبار را به انسان می‌دهید، یعنی انگار انسان آن‌قدر باهوش و باذکاوت است که خودش می‌تواند به خودی خودش به مسیح ایمان بیاورد. به این ترتیب، اعلام می‌کنید که انسان می‌تواند فخر بفروشد که در هدیۀ نجات ابدی سهم دارد.

اما مشکل سوم در خصوص این دیدگاه دربارۀ پیش‌دانی این می‌باشد که فرض را بر این قرار می‌دهید که انسان می‌تواند خودش جویا و طالب خدا باشد. این دیدگاه فرض می‌کند انسان، در ذات سقوط‌کرده، می‌تواند اطلاعات موجود دربارۀ خدا را سبک و سنگین بکند و خودش جویای خدا بشود و به خدا برسد. اما، به گفتۀ رسالۀ رومیان ۳:‏۱۱، «کسی طالب خدا نیست.» پس دلیل رستگاری شما این نیست که خودتان در پی خدا بودید، بلکه خدا شما را جُست و نجات داد. شما هیچ‌گاه در پی یافتن خدا نبودید. ابتدا خدا شما را یافت و در دلتان کار کرد تا او را بشناسید.

چهارمین مشکل این دیدگاه این است که نجات و رستگاری را دستاورد انسان می‌بیند. آن دستاورد چیست؟ ایمان آوردن آن دستاورد است. اگر بتوانید صرفاً بر اساس توانایی خودتان ایمان بیاورید، آن‌گاه نجات و رستگاری را با یک عمل انسانی به دست آوردید. شما می‌گویید: «مگر غیر از این است که برای نجات یافتن باید ایمان بیاورم؟» بله. اما ایمان آوردن شما برای نجات یافتن هدیۀ خدا است. این خدا است که به شما ایمان عطا می‌کند. اگر خدا در آسمان ابدی نشسته و فقط منتظر است ببیند شما چکار می‌کنید تا سپس او قدم بعدی را بردارد، در این صورت، منبع ایمان شما خودتان هستید، نه خدا. بنابراین، ایمان شما و نجات شما یک عمل و دستاورد انسانی خواهد بود. با این دیدگاه، شما ایمان می‌آورید. اما آن ایمان عمل دست انسان خواهد بود، یک ایمان انسانی خواهد بود.

حالا نوبت پنجمین مشکل است. این دیدگاه خدا را تابع انتخاب انسان می‌کند. بنا بر این دیدگاه، انگار خدا در آسمان نشسته و می‌گوید: «بسیار خوب. با این حساب، برنامه‌ریزی من به هم می‌ریزد. اگر این فرد قبول کرده بود ایمان بیاورد، آن‌وقت می‌توانستم این کار را به نتیجه برسانم. اما، حالا که قبول نکرده، همه‌چیز به هم می‌ریزد.» چنین دیدگاهی کفر به خدا است. خدا همه‌چیز را بر اساس رأی ارادۀ خودش انجام می‌دهد. خدا همه‌چیز را بر مبنای خشنودی و رضایت خودش انجام می‌دهد. خدا هرگز و هیچ‌گاه و به هیچ‌وجه به خاطر کاری که کسی انجام می‌دهد، به قول معروف، کلافه نمی‌شود و برنامه‌هایش به هم نمی‌ریزد. خیلی مهم و حیاتی است که این واقعیت را درک بکنیم.

در این خصوص، در کتاب اشعیا ۴۶:‏۹ خدا می‌فرماید: «خدا هستم و نظیر من نیست. آخر را از ابتدا و آنچه را که واقع نشده از قدیم بیان می‌کنم و می‌گویم که ارادۀ من برقرار خواهد ماند و تمامی مسرّت خویش را به‌جا خواهم آورد.» پس خدا تابع انسان نیست.

ولی، اگر در مورد آموزۀ برگزیدگی این دیدگاه را داشته باشید که خدا چون از قبل می‌بیند چه کسی ایمان خواهد آورد، سپس او را انتخاب می‌کند، در این حال، همین‌طور که گفتیم، انسان را صاحب‌اختیار و حاکم مطلق می‌کنید. شما به انسان اعتبار می‌دهید که در نجاتش نقش دارد. در این صورت، جلال و اعتبار نجات ابدی به انسان می‌رسد. شما فرض را بر این قرار می‌دهید که انسان به قوت خودش در جستجوی خدا خواهد بود و این را نادیده می‌گیرید که خدا این اشتیاق را در دل انسان به وجود می‌آورد که جویای او باشد. شما ایمان آوردن و نجات ابدی را دستاورد انسان به حساب می‌آورید و خدا را تابع تصمیم انسان می‌کنید. اما معنای آموزۀ برگزیدگی این نیست.

حالا وقتش است ببینیم چرا این دیدگاه دربارۀ آموزۀ برگزیدگی از نظر الهیاتی درست نیست. ابتدا لازم است واژۀ «پیش‌دانی» را بررسی بکنیم. در زبان یونانی، این کلمه prognosis «پُروگنوسیس» می‌باشد که کلمۀ بسیار مهمی است. پطرس یکبار دیگر در همین فصل این کلمه را به کار می‌برد. آیۀ ۲۰ در توصیف مسیح می‌گوید: «که پیش از بنیاد عالم معین شد.» اینجا نیز همان کلمه به شکل proginosko «پُروگینوسکو» به کار رفته است. ولی آیا در آیۀ ۲۰ این واژه به معنی از پیش دیدن است؟ آیا به این معنی است که خدا در آسمان نشسته و می‌گوید: «بگذار ببینم مسیح چکار خواهد کرد. بله. فهمیدم الان چکار خواهد کرد»؟ آیا خدا به مسیر تاریخ جهان نگاه می‌کند تا ببیند مسیح در آینده چکار خواهد کرد؟ به هیچ‌وجه این‌طور نیست. هر معنایی که این واژه در آیۀ ۲ دارد، در آیۀ ۲۰ نیز به همان معنا است. قطعاً پطرس قصد ندارد ما را گیج بکند. اگر مسیح قبل از بنیاد جهان تعیین و از پیش شناخته شده بود و اگر من قبل از بنیاد جهان تعیین و از پیش شناخته شده بودم، این پیش‌دانی در مورد مسیح و من و شما یک معنا می‌باشد. برای درک این موضوع به کتاب اعمال رسولان فصل ۲ نگاه بکنید. آیۀ ۲۳ دربارۀ مسیح صحبت می‌کند. در اینجا پطرس در روز پنطیکاست موعظه می‌کند. گویا او این کلمه را دوست دارد. پطرس در آیۀ ۲۳ در توصیف عیسی ناصری می‌گوید: «این شخص چون بر حسب ارادۀ مستحکم و پیش‌دانی خدا تسلیم شد، شما به دست گناهکاران بر صلیب کشیده، کشتید.» بله. مسیح بر اساس تدبیر از پیش تعیین شده و پیش‌دانی خدا تسلیم مرگ شد.

عزیزان، آیا این حقیقت را درک می‌کنید؟ پیش‌دانی خدا به تدبیر و برنامۀ از پیش تعیین شدۀ خدا پیوند دارد. پیش‌دانی یک انتخاب و گزینش عمدی و آگاهانه است. در دانایی مطلق خدا، این پیش‌دانی یک امر از پیش تعیین شده است. پیش‌دانی به این معنا نیست که خدا از قبل همه‌چیز را مشاهده کرد، بلکه به این معنا است که خدا از قبل همه‌چیز را برنامه‌ریزی کرد. پیش‌دانی به معنی دیدن و مشاهده نیست، بلکه به معنی دانستن است و آن امر را به تحقق رساندن.

الان چند مثال می‌زنم تا مبادا گیج بشوید. در کتاب ارمیا ۱:‏۵، خدا در توصیف ارمیای نبی می‌گوید: «قبل از آنکه تو را در شکم صورت بندم، تو را شناختم.» یعنی از پیش تعیین کردم با تو رابطه داشته باشم. من با تو یک رابطۀ از پیش تعیین شده دارم.

حالا به کتاب عاموس ۳:‏۲ نگاه بکنید که خدا در توصیف قوم اسراییل می‌گوید: «من شما را فقط از تمامی قبایل زمین شناختم.» آیا منظور این است که اسراییل تنها قومی است که خدا آنها را می‌شناسد؟ آیا آنها تنها قومی هستند که خدا آنها را مشاهده می‌کند؟ خیر. منظور این است که اسراییل تنها قومی است که خدا با آنها یک رابطۀ صمیمی و از پیش تعیین شده داشت.

حالا به کتاب اشعیا ۴۹:‏۱ نگاه بکنید: «ای جزیره‌ها از من بشنوید و ای طوایف از جای دور گوش دهید! خداوند مرا از رَحِم دعوت کرده و از بدن مادرم اسم مرا ذکر نموده است و دهان مرا مثل شمشیر تیز ساخته.» در اینجا اشعیای نبی می‌گوید همۀ اینها قبل از اینکه او به دنیا بیاید اتفاق افتاد. خدا همه‌چیز را برنامه‌ریزی کرده بود. اما خداوند او را شناخت یعنی چه؟ یعنی آیا خدا می‌دانست اشعیا کیست؟ خیر. منظور این نیست. منظور این است که خدا با این نبی یک رابطۀ صمیمی و از پیش تعیین شده داشت.

در کتاب خروج فصل ۳۳، کلام خدا می‌فرماید: «تو را به نام می‌شناسم و در حضور من فیض یافته‌ای.» در آیۀ ۱۷ خداوند به موسی می‌گوید: «این کار را نیز که گفته‌ای خواهم کرد، زیرا که در نظر من فیض یافته‌ای و تو را به نام می‌شناسم.» به عبارتی، در این شناخت، یک پیوند از پیش تعیین شده و یک رابطۀ از پیش تعیین شده با خدا وجود دارد.

حالا به انجیل متی فصل ۷ نگاه بکنید. «بسا مرا خواهند گفت: خداوندا، خداوندا.» سپس در آیۀ ۲۳ عیسی مسیح می‌فرماید: «هرگز شما را نشناختم.» آیا منظور این است که عیسی مسیح نمی‌داند آنها کیستند؟ خیر. او می‌داند آنها کیستند. ولی با آنها رابطۀ از پیش تعیین شده ندارد.

در همین راستا، به انجیل یوحنا ۱۰:‏۱۴ نگاه بکنید: «من شبان نیکو هستم و خاصّان خود را می‌شناسم.» یعنی با آنها پیوند دارم. بحث این نیست که می‌دانم آنها کیستند، بلکه رابطه‌ای با آنها دارم که به انتخابی از پیش تعیین‌شده پیوند دارد.

با این توضیحات، به رسالۀ اول پطرس بازگردیم. اکنون منظور او را کاملاً می‌فهمیم. وقتی پطرس می‌گوید: «برگزیدگان بر حسب علم سابق خدای پدر،» منظورش یک رابطۀ از پیش تعیین‌ شده است، یعنی خدا در ذهن خودش این تدبیر و برنامه را از پیش مقرر کرد. پس منبع این گزینش مقتدرانه این است که خدا از قبل تعیین کرد با ما رابطه داشته باشد. این تدبیر و برنامۀ خدا است. این‌گونه نیست که خدا به تاریخ بشر نگاه بکند و بگوید: «باید در پاسخ به تصمیم انسان‌ها و کاری که انجام می‌دهند من هم دست به کار بشوم.» خیر. این پیش‌دانی یعنی خدا از قبل مقرر کرده بود.

الان به یک نکته توجه بکنید. تک‌تک چیزهای موجود در جهان به این دلیل وجود دارند که خدا اجازه داد وجود داشته باشند. خدا اجازه داد، اراده کرد، و تصمیم گرفت که آنها وجود داشته باشند. شما می‌پرسید: «گناه چطور؟» خیر. دست خدا به گناه آلوده نیست. اما خدا اجازه داد گناه وجود داشته باشد. هر چیزی که اتفاق می‌افتد یا اتفاق افتاده یا اتفاق خواهد افتاد یا در حال وقوع است قطعاً که خدا از آنها باخبر است و می‌دانست اتفاق می‌افتد. شما می‌پرسید: «در این دانایی مطلق خدا، گناه کجا جای دارد؟» جوابش را نمی‌دانم. اما می‌دانم که خدا اجازه داد گناه اتفاق بیفتد و برای آن هدفی دارد. خدا اجازه داد گناه وجود داشته باشد تا سپس آن را برای همیشه نابود بکند تا دیگر گناه قدرتی برای خدشه‌دار کردن ملکوت مقدس خدا نداشته باشد.

واقعیت این است که حقیقت پیش‌دانی خدا موضوعی نیست که بتوانیم آن را به آسانی درک بکنیم. اما حقیقتی که باید متوجه باشید این است که خدا در تدبیر خودش از پیش تعیین کرد که محبتش را به تعداد مشخصی از انسان‌ها نثار بکند. این یعنی پیش‌دانی. خدا شما را از پیش شناخت و از پیش تعیین نمود. قطعاً که در این مورد عیسی مسیح یک نمونۀ مناسب است. به گفتۀ رسالۀ اول پطرس ۲:‏۶، مسیح سنگ برگزیده، انتخاب‌شده، و گران‌بها است. همان‌طور که خدا با پیش‌دانی خودش مسیح را انتخاب کرد، ما را نیز با همین پیش‌دانی انتخاب می‌کند. این حقیقت عظیمی است.

پس ما برگزیدۀ خدا هستیم. ما در جهان غریب و بیگانه‌ایم. خدا در تدبیر و اراده‌اش از پیش تعیین نمود و مقرر کرد که با ما رابطه داشته باشد.

حالا در خصوص آموزۀ برگزیدگی به مورد چهارم می‌رسیم، یعنی حوزه و سیطرۀ برگزیدگی.

در این راستا، به رسالۀ اول پطرس فصل ۱ آیۀ ۲ نگاه بکنید که بسیار شگفت‌انگیز است. «به تقدیس روح.» الان به یک نکته توجه بکنید: برگزیده شدن و نجات ابدی دو امر متفاوت است. شما می‌توانید برگزیده باشید، ولی الان نجات نداشته باشید.

حالا ببینیم این یعنی چه؟ همۀ ما، از قبل، برگزیده بودیم، اما در مقطعی از زمان هنوز نجات نداشتیم و رستگار نبودیم. منظور این است که نباید بگوییم: «من برگزیده هستم، پس نیازی به نجات و رستگاری ندارم.» خیر. برگزیدگی ما زمانی به واقعیت تبدیل می‌شود که نجات پیدا می‌کنیم. حوزه و سیطرۀ برگزیدگی نجات و رستگاری است. کار تقدیس‌کنندۀ روح‌القدس این است که واقعیت برگزیدگی را برای برگزیدگان عملی می‌کند. این‌گونه است که حکم الهی و ابدی خدا به یک واقعیت تاریخی تبدیل می‌شود.

اما ببینیم از چه موقعی برگزیدگان انتخاب شدند. آیا یادتان می‌آید چند وقت است که برگزیده شدید؟ واقعیتی که کلام خدا اعلام می‌کند این است که شما از ازل برگزیده شدید. اما چه مدت است که نجات یافتید؟ احتمالاً چند سال است که نجات یافتید. شما قبل از نجات یافتن برگزیده شده بودید. وقتی هنوز گمشده در گناه بودید، برگزیده بودید. این دو با هم فرق می‌کند. با کار تقدیس‌کنندۀ روح‌القدس، طرح و تدبیر خدا در زندگی برگزیدگان رنگ واقعیت می‌گیرد.

ناگفته نماند که در این آیۀ یادشده واژۀ «تقدیس» به کل واقعیتی اشاره دارد که الهیدان‌ها آن را «کار نجات‌بخش» می‌نامند، یعنی واقعیت نجات و رستگاری. من معتقدم منظور پطرس از کار تقدیس‌کنندۀ روح‌القدس تولد تازه می‌باشد: نجات، تولد تازه، ایمان، توبه، همۀ اینها، ثمرۀ کار روح‌القدس است. این تقدیس، در زبان یونانی، hagiasmos «هاگیاسموس» می‌باشد که ریشۀ کلمۀ «مقدس» است، به معنای «جدا بودن، کنار گذاشتن، مقدس، وقف‌شده، قدوس.»

این را هم اضافه بکنیم که در ساختار دستور زبان این آیه، عبارت «تقدیس روح» بر این دلالت دارد که روح‌القدس این تقدیس را به وجود می‌آورد. روح‌القدس شما را مقدس می‌کند، یعنی شما را جدا می‌کند، کنار می‌گذارد، تقدیس می‌کند، شما را در این نجات و رستگاری وقف خدا می‌کند.

بله. من و شما از ازل برگزیده شدیم. ولی همۀ ما، برگزیدگان، تا مقطعی از زمان، جزو انبوه جمعیت مردمی بودیم که نجات ابدی ندارند. ما، که هنوز نجات نداشتیم، در دنیا پرسه می‌زدیم تا اینکه روح‌القدس ما را جدا کرد و نجات داد. بله. «تقدیس‌شده» یعنی «جدا شده.» این واژه می‌تواند به نجات ابدی و همۀ برکت‌هایی که از آن ناشی می‌شود اشاره بکند. روح‌القدس این کار شگفت‌انگیز را انجام می‌دهد.

حالا به رسالۀ اول پطرس ۲:‏۹ نگاه بکنید: «شما قبیلۀ برگزیده و کهانت مُلوکانه و امت مقدس و قومی که مِلک خاص خدا باشد هستید تا فضایل او را که شما را از ظلمت به نور عجیب خود خوانده است اعلام نمایید.» این کار تقدیس‌کنندۀ روح‌القدس است که شما را از ظلمت به نور می‌خواند. اینجا است که شما جدا می‌شوید، مقدس می‌شوید، وقف می‌شوید. آیۀ ۱۰: «سابق، قومی نبودید و الان قوم خدا هستید. آن وقت از رحمت محروم، اما الان رحمت کرده شده‌اید.» یعنی، با اینکه برگزیده بودید، اما قبلاً قوم خدا و رستگار نبودید.

بنابراین، پطرس می‌گوید: «شما از ابتدا برگزیده بودید، اما از زمانی که کار تقدیس‌کنندۀ روح‌القدس در شما شروع شد نجات یافتید و رستگار شدید. روح‌القدس شما را از گناه جدا کرد تا نزد خدا بیایید. روح‌القدس شما را از تاریکی جدا کرد تا سمت نور بیایید. روح‌القدس شما را از بی‌ایمانی جدا کرد تا ایمان بیاورید. روح‌القدس شما را از دوست داشتن گناه جدا کرد تا توبه بکنید.» همۀ اینها کار تقدیس‌کنندۀ روح‌القدس می‌باشد.

حالا به کتاب اعمال رسولان ۱۵:‏۷ توجه بکنید. اینجا شورای اورشلیم است: «چون مباحثه سخت شد، پطرس برخاسته، بدیشان گفت: ای برادران عزیز، شما آگاهید که از ایام اول خدا از میان شما اختیار کرد که امت‌ها از زبان من کلام بشارت را بشنوند و ایمان آورند.» یعنی خدا پطرس را برای موعظه انتخاب کرد. «و خدای عارف به قلب‌ها بر ایشان شهادت داد (یعنی بر غیریهودیان) به این که روح‌القدس را به ایشان داد، چنان که به ما نیز و در میان ما و ایشان هیچ فرق نگذاشت، بلکه محض ایمان دل‌های ایشان را طاهر نمود.»

پس چه کسی دل‌ها را پاک کرد؟ روح‌القدس. او دل‌های آنها را به وسیلۀ ایمان پاک کرد. این خدا است که روح‌القدس را می‌فرستد. برای همین، کتاب‌مقدس می‌گوید: «باید از روح متولد بشوید.» این روح‌القدس است که می‌آید و ما را از گناه و بی‌ایمانی جدا می‌کند تا ایمان بیاوریم و مقدس بشویم. بله. ما از روح‌القدس متولد می‌شویم. این کار روح‌القدس می‌باشد.

در این خصوص، رسالۀ تیطس ۳:‏۵ می‌گوید: «نه به سبب اعمالی که ما به عدالت کرده بودیم.» یعنی این‌طور نیست که خدا به تاریخ بشر نگاه بکند و بگوید: «بله. این آدم‌ها قرار است این کارها را انجام دهند، پس من هم بر اساس اعمال آنها این کارها را انجام خواهم داد.» خیر. خدا ما را با توجه به اعمالمان نجات نمی‌دهد، بلکه بر اساس رحمت خودش ما را نجات می‌دهد. خدا ما را این‌گونه نجات می‌دهد: «به غسل تولد تازه و تازگیِ که از روح‌القدس است.» خدا نجات و رستگاری را برنامه‌ریزی کرد. عیسی مسیح بهای نجات و رستگاری را پرداخت. روح‌القدس نجات و رستگاری را در ایمانداران ثمر می‌دهد. تولد تازه کار روح‌القدس است.

در این مورد، رسالۀ اول تسالونیکیان ۱:‏۴ چنین می‌گوید: «ای برادران و ای عزیزان خدا، از برگزیده شدن شما مطلع هستیم،» یعنی می‌دانیم خدا شما را برگزید، «زیرا که انجیل ما بر شما محض سخن وارد نشد، بلکه با قوت و روح‌القدس.» از کجا می‌دانید برگزیده‌اید؟ چون شاهد بودیم که روح‌القدس با قدرت آمد و زندگی شما را تغییر داد. این تنها راهی است که می‌توانید بفهمید برگزیده‌اید. با کار روح‌القدس، برگزیدگی شما رنگ واقعیت می‌گیرد.

حالا به رسالۀ دوم تسالونیکیان ۲:‏۱۳ توجه بکنید: «از ابتدا خدا شما را برگزید برای نجات.» چگونه؟ «به تقدیس روح و ایمان به راستی.» بله. روح‌القدس دگرگون می‌کند، پاک می‌کند، جدا می‌کند. چه حقیقت عظیمی! خدا نجات ابدی را تدبیر کرد. مسیح نجات ابدی را تحقق بخشید. روح‌القدس نجات ابدی را به واقعیت تبدیل کرد.

در این مورد، در رسالۀ رومیان ۱۵:‏۱۶، پولس چنین می‌گوید: «خادم عیسی مسیح شوم برای امت‌ها و کهانت انجیل خدا را به‌جا آورم تا هدیۀ امت‌ها مقبول افتد، مقدس شده به روح‌القدس.» در اینجا همان عبارت در اشاره به نجات به کار رفته است. کار تقدیس‌کنندۀ روح‌القدس این است که مردم را برای خدا جدا می‌کند.

در این خصوص، پولس در رسالۀ اول قرنتیان ۶:‏۱۱ به کلیسای قرنتس می‌گوید: «برخی از شما چنین بودید،» یعنی قبلاً اهل فِسق و فجور، بت‌پرست، زناکار، لواط، همجنس‌گرا، دزد، طمعکار، مِی‌گسار و غیره و غیره بودید. «اما غسل یافته و مقدس گردیدید.»

ناگفته نماند که ما اغلب تقدیس شدن را روندی می‌دانیم که پس از ایمان آوردن شروع می‌شود. اما تقدیس شدن فقط به این معنا نیست. تقدیس شدن یعنی برای خدا از گناه جدا می‌شوید. در رسالۀ اول پطرس، تقدیس شدن به معنای نجات و رستگاری است. این کار حیاتی روح‌القدس است در زمانی که به ما تولد تازه می‌بخشد. روح‌القدس ما را جدا می‌کند. برای همین، باید به یاد داشته باشیم که ما از روح‌القدس متولد می‌شویم.

الان به این نکته توجه بکنید. وقتی روح‌القدس شما را جدا می‌کند، او به تقدیس شما ادامه می‌دهد و شما را روزافزون مقدس می‌کند. این فرآیند تقدیس شدن است و این فرآیند تا آخر عمر ادامه دارد. نجات ابدی کار روح‌القدس است، از اول تا آخر. روح‌القدس شما را از نو متولد می‌کند. روح‌القدس به شما ایمان عطا می‌کند. ایمان هدیۀ روح‌القدس است، یعنی روح‌القدس دل شما را باز می‌کند تا ایمان بیاورید. این روح‌القدس است که شما را دگرگون می‌کند تا پیغام انجیل را درک بکنید. به گفتۀ رسالۀ دوم تیموتائوس ۲:‏۲۵، روح‌القدس به شما هدیۀ توبه می‌بخشد. روح‌القدس کاری می‌کند تا از گناه روی بتابید و نزد خدا بروید. چرا؟ چون کار روح‌القدس این است که هدف خدا را در برگزیدگی شما به سرانجام برساند. عجب حقیقت عظیمی! بله. روح‌القدس ما را مقدس می‌کند. به گفتۀ رسالۀ افسسیان ۱:‏۴، ما برگزیده شدیم تا مقدس باشیم. رسالۀ عبرانیان ۱۲:‏۱۴ می‌گوید: «در پی تقدیس بکوشید که به غیر از آن هیچ‌کس خداوند را نخواهد دید.»

اما یادمان باشد که تقدیس شدن به معنای کمال نیست. تقدیس شدن به معنای جدا شدن است. من مقدسم. شما هم اگر ایماندار هستید مقدسید. البته من به اندازه‌ای که باید مقدس نیستم، شما هم به اندازه‌ای که باید مقدس نیستید. هنوز مانده تا آن‌طور که باید مقدس بشوم. شما نیز هنوز مانده تا آن‌طور که باید مقدس بشوید. اما من یک زمانی اصلاً مقدس نبودم، یعنی از گناه، بی‌ایمانی، و تاریکی جدا نبودم. حالا جدا هستم و حالا هر روز بیشتر و بیشتر شبیه مسیح می‌شوم. هرچه از نظر روحانی رشد می‌کنم، کمتر گناه می‌کنم و پاکی و قدوسیت در زندگی‌ام بیشتر به چشم می‌آید. این یک روند است. این روند با کار نجات‌بخش روح‌القدس شروع می‌شود. واقعیت عهد و پیمان جدید این‌گونه عظیم است.

الان لازم است به یک نکته اشاره بکنم. این کاملاً متناقض است که بگوییم خدا انسانی را برگزید تا در مسیح باشد، ولی او را تقدیس نکرد و مقدس نساخت. نکته این است که اگر از تاریکی بیرون آورده شدید و به نور آمدید، اگر از مرگ به حیات آمدید، اگر از بی‌ایمانی به ایمان آمدید، اگر از گناه جدا شدید، شما مقدسید. البته به اندازه‌ای که باید مقدس نیستید، اما واقعیت این است که مقدس شدید و مقدس هستید. اصلاً محال است که خدا انسانی را برگزیند که در مسیح باشد، سپس روح‌القدس را بفرستد تا در آن انسان کار بکند، ولی او را از گناه جدا نکند. به قول پولس در رسالۀ رومیان ۶:‏۲۲: «از گناه آزاد شده و غلامان خدا گشته‌اید، ثمر خود را برای قدوسیت می‌آورید.» البته که واقعیت چنین است.

حالا یک نفر می‌گوید: «من مسیحی شدم، اما هرگز تغییری در زندگی‌ام رخ نداده است.» بسیار خوب، منظورتان چیست؟ اگر روح‌القدس شما را از بی‌ایمانی جدا کرده و به ایمان آورده، اگر شما را از عشق به گناه جدا کرده تا از گناه بیزار باشید، اگر روح‌القدس شما را از مرگ جدا کرده و به حیات آورده و از تاریکی جدا کرده و به نور آورده است، شما مقدسید. این جدا شدن در سبک زندگی شما به چشم خواهد آمد.

یادمان باشد که عدم درک این موضوع باعث سوءتفاهم دربارۀ انجیل می‌شود و شیطان هم در ایجادِ این سوءتفاهم بیکار نمی‌نشیند. نمی‌توانید بگویید افرادی هستند که روح‌القدس آنها را تقدیس کرده، از گناه جدا شده و نزد خدا آمدند، اما این تقدیس و جدا شدن در زندگی آنها به چشم نمی‌آید. خیر. حتماً که باید در زندگی یک ایماندار تفاوت از زمین تا آسمان وجود داشته باشد. شما قبلاً بردۀ گناه بودید، اکنون، خادمان عدالت هستید. این یک تغییر و دگرگونی کامل در ذات شما است.

در این خصوص، به رسالۀ غلاطیان ۴:‏۶ نگاه بکنید: «چون که پسر هستید، خدا روح پسر خود را در دل‌های شما فرستاد.» بله. این یکی دیگر از کارهای روح‌القدس است که در دل‌های ما زندگی می‌کند. آیا به نظرتان این اتفاق شما را به شخص متفاوتی تبدیل نمی‌کند؟ البته که تبدیل می‌کند. چگونه کسی می‌تواند بگوید که یک نفر به وسیلۀ کار تقدیس‌کنندۀ روح‌القدس نجات یافته، اما ایمان ندارد و جدا و تقدیس نشده است؟ قطعاً که این ادعا با تعلیم کتاب‌مقدس در تضاد است.

پس فهمیدیم که برگزیدگی ما با نجات یافتن ما رنگ واقعیت می‌گیرد. این کار تقدیس‌کنندۀ روح‌القدس است که شخص ناپاک را مقدس می‌کند. در این خصوص، الان به رسالۀ دوم پطرس فصل ۱ نگاه بکنیم. در آیۀ ۲، عبارت «فیض و آرامش» به کار رفته که مشابه سلام و درود در رسالۀ اول پطرس می‌باشد. سپس، در دوم پطرس فصل ۱ آیۀ ۳، پطرس دربارۀ عیسی، خداوند ما، صحبت می‌کند: «چنان که قوت الهی او همۀ چیزهایی را که برای حیات و خداشناسی لازم است به ما عنایت فرموده است.»

ما چگونه همۀ این چیزها را به دست آوردیم؟ به وسیلۀ شناخت حقیقی عیسی مسیح. وقتی واقعاً مسیح را بشناسید، همۀ چیزهایی را که برای حیات و خداشناسی لازم است به دست می‌آورید. پس توبه بکنید تا از این برکت‌های روحانی بهره‌مند بشوید. قطعاً که توبه حیات روحانی و خداشناسی بار می‌آورد. ایمان، فضیلت، عدالت، دوست داشتن خدا، شاد بودن در کار روح‌القدس، همۀ اینها برکت‌های روحانی هستند که به شما عطا می‌شود.

یکبار دیگر آنچه توضیح دادیم مرور بکنیم. ما فهمیدیم که خدا بدون اینکه کسی یا چیزی بر او تأثیر بگذارد ما را برمی‌گزیند. ما غریبه‌هایی هستیم که در یک مکان بیگانه زندگی می‌کنیم. ما، ایمانداران، یکدیگر را دوست داریم. معیار زندگی ما کاملاً با معیار دنیا فرق دارد. ما باید مقابل این وسوسه بایستیم که در لاک خودمان فرو برویم و از هدف حضورمان در دنیا غافل بمانیم. ما باید در این دنیا نور و نمک باشیم و بذر کلام خدا را همه‌جا پخش بکنیم.

در ادامۀ این مرور، ببینیم منبع برگزیدگی ما کجا است. ما با یک طرح و برنامۀ از پیش تعیین شده برگزیده شدیم. خدا، پیش از آغاز جهان، ما را شناخت. البته شناختن نه به این معنا که همه‌چیز را دربارۀ ما ببیند و مشاهده بکند. قطعاً که خدا همه‌چیز را می‌بیند و چیزی از چشمان او پنهان نیست. ولی خدا ما را به این معنا می‌شناسد که با ما رابطۀ از پیش تعیین شده دارد. خدا ما را در ذهن خودش برگزید. این شناخت و پیش‌دانی قبل از اینکه در زندگی ما رنگ واقعیت بگیرد در ذهن خدا وجود داشت.

حالا نوبت مرور حوزه و سیطرۀ برگزیدگی است. وقتی نجات ابدی پیدا می‌کنیم، حقیقت برگزیدگی به واقعیت تبدیل می‌شود. اگر همین لحظه بدون ایمان به مسیح از دنیا بروید، به جهنم می‌روید، حتی اگر برگزیده باشید. البته این یک اتفاق محال و غیرممکن است. فقط این را گفتم تا منظورم را در خصوص حوزه و سیطرۀ برگزیدگی متوجه بشوید. این را هم بگوییم که برگزیدگی ما زمانی اعتبار پیدا می‌کند که روح‌القدس با کار تقدیس‌کنندۀ خودش در ما عمل می‌کند.

الان در مورد آموزۀ برگزیدگی به مورد پنجم می‌رسیم، یعنی هدف برگزیدگی. هدف برگزیده شدن ما چیست؟ این هدف خیلی ساده و مستقیم است: شما برگزیده می‌شوید تا از عیسی مسیح اطاعت بکنید. این هدف برگزیدگی ما است. خدا شما را نجات داد تا از عیسی مسیح اطاعت بکنید. این یک اصل پایه است. این یک آرزو نیست، یک واقعیت است. رسالۀ افسسیان ۲:‏۱۰: «زیرا که صنعت او هستیم، آفریده شده در مسیح عیسی برای کارهای نیکو که خدا قبل مهیا نمود تا در آنها سلوک نماییم.»

در پیغام آینده، دربارۀ این اطاعت و پاشیدن خون عیسی مسیح با جزییات بیشتری صحبت خواهیم کرد. این حقیقت یکی از قوی‌ترین حقایق عهدجدید می‌باشد.

عزیزان، لطفاً شش دانگ حواستان را جمع بکنید. آموزۀ برگزیدگی یک آموزۀ بسیار عملی و بسیار قدرتمند است. وقتی این آموزه را درک بکنید، زندگی‌تان به کل تغییر خواهد کرد. وقتی بدانید که برگزیده‌اید، این دانستن سبک زندگی روزمرۀ شما را تغییر خواهد داد. آموزۀ برگزیدگی دست روی غرورتان می‌گذارد. این آموزه بر پرستش و نیایشی که در قلبتان اتفاق می‌افتد تأثیر می‌گذارد. این آموزه بر شادی و نشاط شما اثر می‌گذارد. آموزۀ برگزیدگی هر آنچه باید دربارۀ برکت‌ها و امتیازهای روحانی بدانید در اختیارتان خواهد گذاشت. آموزۀ برگزیدگی کاری می‌کند که شما خوی و منش و رفتار و کردار متفاوت داشته باشید. قطعاً که هیچ آموزه‌ای به اندازۀ آموزۀ برگزیدگی این خوی و منش و رفتار و کردار متفاوت را در شما به وجود نمی‌آورد. آموزۀ برگزیدگی قدرتی در زندگی شما ایجاد می‌کند که اگر این آموزه را درک نمی‌کردید شاید هرگز نمی‌توانستید به آن قدرت پی ببرید. نمی‌توانید این آموزه را نادیده بگیرید، قطعاً نمی‌توانید آن را نادیده بگیرید.

در این خصوص، به گفتۀ آقای اِسپرجِن [واعظ و الهیدان انگلیسی در قرن نوزدهم] توجه بکنید: «قبل از اینکه نجات ابدی به این جهان قدم بگذارد، آموزۀ برگزیدگی در صف اول قرار داشت و وظیفه‌اش این بود که محل سکونت نجات ابدی را تعیین بکند. آموزۀ برگزیدگی به سراسر جهان رفت و خانه‌هایی را که نجات ابدی باید در آنها ساکن بشود و دل‌هایی را که این گنجینه باید در آنها جای بگیرد علامت‌گذاری کرد. آموزۀ برگزیدگی کل نسل بشر را، از آدم تا آخرین انسان روی کرۀ زمین، از نظر گذراند و آنهایی را که برای نجات ابدی مقرر شده بودند با مُهر مقدس نشان کرد. آموزۀ برگزیدگی می‌دانست که باید از سامره گذر بکند و نجات ابدی باید به آنجا برسد.

«سپس آموزۀ از پیش تعیین نمودن از راه رسید. این آموزه فقط خانه‌ها را علامت‌گذاری نکرد، بلکه مسیر رسیدن نجات ابدی به آن خانه‌ها را ترسیم کرد. آموزۀ از پیش تعیین نمودن تک‌تک گام‌های ارتش عظیم نجات ابدی را تعیین کرد. آموزۀ از پیش تعیین نمودن مقدّر کرده بود چه زمانی یک گناهکار باید نزد مسیح آورده بشود، چگونه و به چه وسیله باید نجات بیابد. آموزۀ از پیش تعیین نمودن ساعت و لحظۀ دقیق را مشخص کرد تا معلوم شود چه موقع روح‌القدس باید مردگان در گناه را زنده بکند و با خون عیسی آرامش و آمرزش گناهکار اعلام بشود. آموزۀ از پیش تعیین نمودن راه رسیدن به منزل و محل سکونت نجات ابدی را چنان کامل و دقیق نشان داد که مبادا نجات ابدی راه را گم بکند و یک قدم این طرف یا آن‌طرف برود. در حکم جاودانۀ خدای حاکم مطلق، تک‌تک قدم‌های رحمت خدا مقدّر و تعیین شده بود.»

به‌به! عجب تشبیه زیبایی! آموزۀ برگزیدگی خانه را مشخص می‌کند. آموزۀ از پیش تعیین نمودن مسیر و زمان رسیدن را تعیین کرد. نجات ابدی آن مسیر را دنبال کرد. عجب هدیه‌ای از طرف خدا!

با هم دعا بکنیم.

ای پدر آسمانی، اعتراف می‌کنیم غرق این حقایق شدیم. وقتی به فیض بی‌کرانت فکر می‌کنیم که شامل حالمان شد، زبانمان بند می‌آید. ما واقعاً درک نمی‌کنیم که چرا ما را برگزیدی! اما همیشه شادی خواهیم کرد. خدایا، ممنون تو هستیم و تو را متبارک می‌خوانیم.

ای خداوند، چکار باید بکنیم تا بتوانیم با زندگی‌مان قدردان تو باشیم؟! ای خداوند، به ما کمک بکن تا همیشه به یاد داشته باشیم که اینجا غریب و بیگانه‌ایم. تو ما را برای مکانی دیگر، یک مکان عالی، برگزیدی. نگذار به اینجا وابسته باشیم. به ما کمک بکن تا همۀ هوش و حواسمان به خانه واقعی‌مان، به سرنوشت ابدی‌مان، متمرکز باشد.

دل‌هایمان را با سپاس و قدردانی از فیضت پُر بکن تا با انگیزۀ فراوان خودمان را وقف بکنیم، سخاوتمند باشیم، خستگی‌ناپذیر خدمت بکنیم، از زمان و استعداد و پولمان مایه بگذاریم و نام مبارکت را تمجید بکنیم.

ای خداوند، به ما کمک بکن تا از این دنیای فانی و رو به زوال، که هیچ نسبت و خویشاوندی با آن نداریم، دل بکنیم. خدایا، از تو ممنونیم که ما را جدا ساختی. به ما در مسیر تقدیس شدن انگیزه بده تا روز به روز بیشتر شبیه مسیح بشویم، چون می‌دانیم تقدیس شدن ما کار مداوم روح‌القدس است.

ای خداوند، دعا می‌کنیم برگزیدگی تعدادی از مردم همین الان به واقعیت تبدیل بشود، آنانی که از طرف خدا انتخاب شده بودند که الان رحمت و فیض نجات‌بخش شامل حالشان بشود، توبه و ایمان به آنها عطا بشود، از گناه جدا بشوند تا نزد تو بیایند. ای خداوند، این کار را تو انجام بده، برای جلال خودت. آمین.

پایان

This sermon series includes the following messages:

Please contact the publisher to obtain copies of this resource.

Publisher Information
Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969

Welcome!

Enter your email address and we will send you instructions on how to reset your password.

Back to Log In

Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969
Minimize
View Wishlist

Cart

Cart is empty.

Subject to Import Tax

Please be aware that these items are sent out from our office in the UK. Since the UK is now no longer a member of the EU, you may be charged an import tax on this item by the customs authorities in your country of residence, which is beyond our control.

Because we don’t want you to incur expenditure for which you are not prepared, could you please confirm whether you are willing to pay this charge, if necessary?

ECFA Accredited
Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969
Back to Cart

Checkout as:

Not ? Log out

Log in to speed up the checkout process.

Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969
Minimize