در این پیغام، به حقیقت گرانبهای کلام خدا در رسالۀ اول پطرس ۱:۱-۲ میپردازیم. پطرس در ابتدای این رساله مخاطبانش را «برگزیدگان» مینامد. عجب عنوان شگفتانگیزی!
بله. ما برگزیدۀ خدا هستیم. خدا ما را برگزید تا این افتخار را داشته باشیم که خدا را از طریق پسرش، عیسی مسیح، بشناسیم. البته این برگزیدگی اتفاق تازهای نیست. تدبیر خدا همیشه این بوده که در حاکمیت و اقتدارش انسانها را برگزیند. به گفتۀ کتاب نحمیا ۹:۷، «خدا اِبرام را برگزید.» به گفتۀ کتاب پیدایش ۲۱:۱۲، «خدا اسحاق را برگزید.» به گفتۀ رسالۀ رومیان ۹:۸-۱۵، «خدا یعقوب را برگزید.» حجی نبی در فصل ۲ آیۀ ۲۳ میگوید: «خدا زِروبابِل را برگزید.» به گفتۀ کتاب اشعیا ۴۲:۱ و رسالۀ اول پطرس ۲:۶، «خدا مسیح را برگزید.»
در عهدجدید، انجیل یوحنا کلام خداوندمان را در فصل ۱۵ به ما یادآوری میکند: او شاگردانش را برگزید. رسالۀ غلاطیان ۱:۱۵ به ما میگوید خدا پولس را برگزید، او ظرف برگزیده بود. حالا، در رسالۀ اول پطرس، دوباره به ما گفته میشود که خدا با گزینش حاکمانۀ خودش کلیسا را برگزید. خدا کسانی را که متعلق به خودش هستند انتخاب میکند. رسالۀ افسسیان فصل ۱ آیۀ ۴ میگوید: «ما را پیش از بنیاد عالم در او [یعنی در مسیح] برگزید.» رسالۀ دوم تسالونیکیان ۲:۱۳: «از ابتدا خدا شما را برگزید برای نجات.»
در این پیغام، این حقیقت عظیم و پربار را بررسی میکنیم که ما برگزیدگان خدا هستیم. پطرس رسالهاش را با این موضوع شروع میکند تا به برادران و خواهرانش، که در جفا بودند، یادآوری کند، هرچند آنها برگزیدۀ دنیا نیستند، برگزیدۀ خدا میباشند. چه بسا آنها مورد پسند معیارهای دنیا نباشند، اما با معیار خدا برگزیده میباشند. هرچند دنیا به ایمانداران جفا برساند، هدف خدا برای ایمانداران در سراسر ابدیت مکشوف و معلوم است. آن زمان که پطرس این نامه را مینویسد، مخاطبانش به خاطر ایمانشان در جفا بودند، از جامعه مطرود بودند، و در رنج و سختی به سر میبردند. برای همین، پطرس به آنها یادآوری میکند که قوم برگزیدۀ خدا هستند. این یادآوری عجب تشویق و دلگرمی جانانهای است برای ایماندارانی که در جفا هستند!
همزمان که پطرس به آن ایمانداران نوید میدهد که برگزیدهاند، به حقایقی دربارۀ آموزۀ عظیم برگزیدگی اشاره میکند. ما بررسی کردیم که ماهیت و جوهرۀ برگزیدگی در واژۀ «برگزیده» نهفته است، یعنی ما به فیض خدا برگزیدگان او هستیم. سپس پطرس دربارۀ وضعیت برگزیدگی صحبت میکند. چون ما برگزیدهایم، به گفتۀ آیۀ ۱، مثل غریبان و بیگانگان زندگی میکنیم. ما به اینجا، به این دنیا، تعلق نداریم. ما شهروند یک قلمروی دیگریم، اعضای یک خانوادۀ دیگریم. ما، غریبان، در این دنیا در تبعید موقت به سر میبریم. این وضعیت برگزیدگی ما است.
در مورد سوم، به منبع برگزیدگی در آیۀ ۲ میرسیم: «بر حسب علم سابق خدای پدر.» بله. خدا ما را بر اساس یک رابطۀ از پیش تعیین شده برگزید. خدا ما را بر اساس پیشدانی خودش برگزید. ما بررسی کردیم که این پیشدانی به معنی پیشنگری نیست، به این معنی نیست که خدا با مشاهدۀ رویدادهای آینده یک سری اطلاعات به دست میآورد. پیشدانی یعنی یک رابطۀ از پیش تعیین شده. همین واژه در فصل ۱ آیۀ ۲۰ به کار رفته است: «مسیح پیش از بنیاد عالم معین شد.» این جمله نمیتواند به این معنا باشد که خدا بر اساس پیشنگری یا مشاهدۀ رویدادها مسیح را برگزید تا نجاتدهنده باشد، بلکه به معنای یک رابطه و برنامۀ از پیش تعیین شده و یک طرح و تدبیر عمدی و آگاهانه میباشد. بنابراین، منبع برگزیدگی ما به تدبیر از پیش تعیین شدۀ خدا پیوند دارد که نامش «پیشدانی» میباشد.
سپس حوزه و سیطرۀ آموزۀ برگزیدگی را بررسی کردیم. به گفتۀ آیۀ ۲، «به تقدیس روح،» یعنی به خاطر کار تقدیسکنندۀ روحالقدس، حقیقت برگزیدگی ما به واقعیت تبدیل میشود. این به آن معنا است که روحالقدس یک شخص برگزیده را جدا و سوا میکند و به این شکل آموزۀ برگزیدگی در زندگی او عملی میشود.
یادمان باشد که «تقدیس» به معنی «جدا کردن» است. ما از گناه جدا شدیم. ما از دنیا جدا شدیم. ما فرزندان شیطان بودیم. ولی از فرزندی شیطان جدا شدیم و فرزندان خدا گشتیم. ما از مرگ جدا شدیم و به حیات آمدیم. این کار تقدیسکنندۀ روحالقدس است که ما را جدا میکند.
پس تقدیس شدن از لحظۀ نجات ابدی ما شروع میشود. این یک فرآیند تطهیر و پاکسازی است که تا زمانی که عیسی مسیح را رو در رو ببینیم ادامه دارد. به گفتۀ رسالۀ افسسیان ۱:۴، ما برگزیده شدیم تا مقدس باشیم. ما برگزیده شدیم تا در پی قدوسیت بکوشیم. بنابراین، تقدیس شدن از لحظۀ نجات ابدی شروع میشود، یعنی زمانی که ما از گناه جدا میشویم تا نزد خدا بیاییم. ما از مرگ به حیات میآییم، از شیطان جدا میشویم و نزد مسیح میآییم. این جدا شدن و جدا بودن، پیوسته و مداوم، ادامه دارد تا ما روزافزون مقدس و شبیه خداوند عیسی مسیح بشویم. پس ما در این روند تقدیس شدن پیش میرویم. روحالقدس با کار تقدیسکنندۀ خودش شخص ناپاک را پاک و مقدس میسازد.
حالا، در مرور این موارد، به پنجمین نکته میرسیم، یعنی هدف برگزیدگی ما (آیۀ ۲). روحالقدس شما را تقدیس میکند تا از عیسی مسیح اطاعت بکنید. این یک نکتۀ پایه و اساسی است. ما از گناه جدا میشویم و نزد خدا میآییم تا از عیسی مسیح اطاعت بکنیم. اطاعت ثمرۀ این جدا شدن است. به گفتۀ رسالۀ افسسیان ۲:۱۰، ما صنعت دست خدا هستیم، آفریده شده برای کارهای نیکو که خدا از قبل مهیا نمود تا در آنها سلوک نماییم. به عبارتی، نجات ابدی یعنی زندگی مطیعانه. این حقیقت بسیار مهمی است. ما به وسیلۀ کار روحالقدس برای خدا جدا میشویم تا از عیسی مسیح اطاعت بکنیم. اطاعت نتیجۀ این جدا شدن است. از اینرو، برگزیدگی ما با نجات ابدی ما به ثمر مینشیند و به یک زندگی مطیعانه میانجامد. البته ما آنطور که باید، تمام و کمال، اطاعت نمیکنیم. با این حال، ما برای اطاعت کردن رستگار شدیم. ما جدا شدیم تا اطاعت بکنیم.
همینجا بگوییم که در حیات تازۀ ما این اطاعت به یک روال ثابت و همیشگی تبدیل میشود. ما تسلیم شریعت خدا میشویم (رسالۀ رومیان فصل ۷). ما تسلیم خدا میشویم که آقا و سَرور ما است. ما دیگر بردۀ گناه نیستیم، بلکه خادم خداییم (رسالۀ رومیان فصل ۶). رفتار و کردار ما با عدالت و راستی نشان شده است. زندگی خدامنشانه سبک و شیوۀ زندگی ما است. در این حیات تازه، ما به انسانهای امین، پرثمر، خادم، و دوستدار مسیح تبدیل میشویم. نجات اصیل و واقعی اطاعت بار میدهد، البته که این اطاعت یک اطاعت کامل نیست.
در این خصوص، در رسالۀ اول تیموتائوس ۶:۳، پولس میگوید: «اگر کسی به طور دیگر تعلیم دهد و کلام صحیح خداوند ما عیسی مسیح و آن تعلیمی را که به طریق خدامنشانه است قبول ننماید.» منظور پولس این است که تعلیم صحیح دربارۀ مسیح و تعلیم صحیح دربارۀ نجات ابدی به یک زندگی خدامنشانه میانجامد. واقعیت مبارک نجات ابدی میوۀ دلنشین اطاعت بار میدهد. همۀ اینها کار روحالقدس است.
حالا به رسالۀ اول تسالونیکیان فصل ۱ نگاه بکنید. در اینجا پولس همراه همکارانش، سیلاس یا سیلوانُس و تیموتائوس، به کلیسای تسالونیکی نامه مینویسد. او پیوسته خدا را برای آنها شکر میکند. پولس در آیۀ ۳ میگوید:
«اعمال ایمان شما و محنت محبت و صبر امید شما را یاد میکنیم.» سپس در آیۀ ۴ میگوید: «ای برادران و ای عزیزان خدا، از برگزیده شدن شما مطلع هستیم.» به عبارتی، پولس میگوید: «میدانم که منتخب و برگزیدهاید.» از کجا پولس این را میداند؟ «زیرا که انجیل ما بر شما محض سخن وارد نشد، بلکه با قوت و روحالقدس و یقین کامل.» حالا به آیۀ ۶ توجه بکنید: «و شما به ما و به خداوند اقتدا نمودید.» آیۀ ۷: «شما جمیع ایمانداران را نمونه شدید.» آیۀ ۹: «شما از بتها به سوی خدا بازگشت کردید تا خدای زندۀ حقیقی را بندگی نمایید و تا پسر او را از آسمان انتظار بکشید.»
بنابراین، پولس به آن ایمانداران میگوید که او میداند آنها برگزیدهاند. ولی آیا آن ایمانداران با زبان خودشان به پولس گفتند برگزیدهاند؟ آیا دستشان را بالا بردند و با صدای بلند اعلام کردند برگزیدهاند؟ آیا چون در آب تعمید گرفتند معلوم شد برگزیدهاند؟ خیر. پولس میگوید، من میدانم شما برگزیدهاید، چون از ما سرمشق گرفتید، چون مسیح را سرمشق قرار دادید. شما کلام خدا را در سختی و زحمت شنیدید. دلتان از شادی پُر شد. شما نمونه شدید. آیۀ ۸: از شما کلام خدا گسترش یافت. آیۀ ۹: از بتها بازگشت کردید. آیۀ ۱۰: منتظر مسیح هستید. همۀ اینها نشانۀ تولد تازه و خلقت تازه میباشد. اینها مشخصۀ برگزیدگی راستین میباشد. اینها اصول پایه و اساسی میباشد.
در این مورد، آقای اِی. دابلیو. پینک [معلم کتابمقدس در قرن بیستم] این سوال را مطرح میکند: «چگونه میتوانم بفهمم برگزیده هستم؟» سپس اینگونه پاسخ میدهد: «اول، کلام خدا با قدرت الهی به روح و جانم رسوخ میکند تا خودپسندی و بالیدن به اعمال را در من فرو بریزد. دوم، روحالقدس مرا ملزم میکند تا ببینم چقدر از نظر روحانی فلاکتزده و گناهکار و گمشدهام. سوم، شایسته بودن و بسنده بودن مسیح بر من مکشوف میشود تا بفهمم تنها مسیح قادر است به وضعیت وخیم و ناگوارم رسیدگی بکند. مسیح از عالم بالا مرا ایمان بخشید تا دودستی به او بچسبم و فقط به او، که تنها امیدم است، تکیه بکنم.
«چهارم، ذات و سرشت تازهام، محبتی که در دلم به خدا دارم، اشتها برای امور روحانی، اشتیاق برای قدوسیت، اشتیاق برای شبیه شدن به مسیح، همۀ اینها، نشانۀ برگزیدگی است. پنجم، ایستادگی و مقاومت ذات تازهام در مقابل ذات قدیمی باعث میشود از گناه متنفر باشم و از خودم منزجز بشوم زمانی که گناه میکنم. ششم، پرهیز از هر چیزی که کلام خدا آن را محکوم میکند، سپس توبۀ صادقانه و اعتراف فروتنانه به هر گناه و خطا.
«البته که قاصر ماندن در انجام همۀ این امور حتماً که در یک چشم به هم زدن کاری میکند تا یک ابر تاریک بر اطمینان و یقین ما از نجات ابدی خودمان سایه بیندازد و شهادت روحالقدس را در ما خاموش بکند. هفتم، جدی و کوشا، برای پرورش فیضها و فضیلتهای ایمان مسیحی تکاپو میکنم و برای رسیدن به این هدف همۀ ابزارهای فیض را به کار میگیرم. همۀ این موارد برگزیدگی ما را روزافزون تقویت میکند.»
پس، با توجه به این گفتۀ آقای پینک، از کجا میدانیم برگزیدهایم؟ از آنجا میدانید برگزیدهاید که کلام خدا معلم شما میشود. کلام خدا به زندگیتان وارد میشود، شما را به گناه ملزم میکند، و خودپسندی شما را فرو میریزد. شما از اینجا میدانید برگزیدهاید که ناگهان روح شما بیدار میشود تا گناهانتان را ببینید، واقعیت مسیح را ببینید. آنگاه، صاحب ذات و سرشت تازه میشوید، آنگاه خدا را دوست دارید، کلام خدا را دوست دارید، مشتاقید خدا را خدمت بکنید، مشتاقید او را جلال بدهید، از گناه متنفر میشوید و دلتان میخواهد مقابل گناه بایستید.
به زبان ساده، همۀ این تغییر و دگرگونی بازتاب یک دل مطیع میباشد. شما از کلام خدا اطاعت میکنید، مطیع الزام روحالقدس میشوید، از مسیح اطاعت میکنید، از احکام کتابمقدس اطاعت میکنید. اطاعت نشانۀ برگزیدگی است، حاصل و نتیجۀ برگزیدگی است. کسی که واقعاً رستگار شده این رستگاری را با اطاعت نشان میدهد.
از اینرو، پطرس به ما میگوید حاصل برگزیدگی ما اطاعت از عیسی مسیح میباشد. البته این اطاعت کامل نیست. هر زمان از این اطاعت قاصر میمانیم، با دلی شکسته اعتراف میکنیم. با این حال، اطاعت از عیسی مسیح ویژگی یک ایماندار واقعی است.
سپس، برای مُهر و موم کردن این حقیقت، پطرس به ششمین جنبۀ آموزۀ برگزیدگی اشاره میکند که ما آن را «امنیت برگزیدگی» مینامیم. حتی میتوانیم آن را تعهد برگزیدگی یا عهد برگزیدگی بنامیم. این یک حقیقت عمیق، شگفتانگیز، و کاربردی است.
در این مورد، پطرس در آیۀ ۲ میگوید: «برای اطاعت و پاشیدن خون عیسی مسیح.» لطفاً زیر این آیه را خط بکشید و آن را به خاطر بسپرید. لازم است با دقت به این عبارت توجه بکنیم.
حالا ببینیم منظور پطرس چیست. پاشیدن خون بر مردم چه ربطی به اطاعت دارد؟ شما میگویید: «حتماً منظورش نجات ابدی ما است.» خیر. منظور پطرس این نیست. از نظر توالی زمان، ترتیب این جمله نشان میدهد که این پاشیدن خون پس از نجات ابدی اتفاق میافتد. در آیۀ ۲، این عبارت توصیفگر نجات ابدی است: «برگزیدگان بر حسب علم سابق خدای پدر.» یعنی این برگزیدگی از ازل صورت گرفت. سپس نجات ابدی چگونه به انجام رسید؟ «به تقدیس روح.» نجات ابدی حاصل کار تقدیسکنندۀ روحالقدس میباشد. ما نجات پیدا میکنیم تا اطاعت بکنیم: «اطاعت و پاشیدن خون عیسی مسیح.» همۀ اینها پس از نجات ابدی اتفاق میافتد. نجات ابدی ثمرۀ تقدیس روح میباشد.
حالا ببینیم پاشیدن خون به چه معنا است. اگر شما هم مثل من این موضوع را در کتابمقدس مطالعه بکنید، متوجه میشوید که در کلام خدا فقط در چند مورد خون روی مردم پاشیده میشود. نه در روز کفاره خون روی مردم پاشیده شد و نه در هیچیک از موارد قربانی گناه یا قربانی جُرم. در واقع، خون حیوانات روی مذبح پاشیده میشد، نه روی مردم.
البته، مطابق قانون لاویان، در دو مورد خون روی مردم پاشیده شد که خیلی جالب است. یکی از آنها در مورد جذامیان بود که به گفتۀ کتاب لاویان ۱۴:۶، به نماد پاک شدن جذامی، خون یک پرنده باید روی آن جذامی پاشیده میشد. در مورد دیگر، به گفتۀ کتاب لاویان فصل ۸ و خروج فصل ۲۹، به نشانۀ تقدیس و جدا شدن هارون و پسرانش برای مقام کهانت، خون حیوان قوچ بر آنها پاشیده شد. اما کلام پطرس به هیچیک از این دو مورد اشاره ندارد. پطرس نه دربارۀ جذامیان صحبت میکند، نه دربارۀ کاهنان.
پس ببینیم در خصوص پاشیدن خون چه مناسبت دیگری در عهدعتیق در خاطر پطرس میباشد. در عهدعتیق فقط یکبار این اتفاق افتاد. کاملاً واضح است که پطرس دقیقاً آن مناسبت را به خاطر دارد. آن مناسبت قبل از پایهگذاری آداب و تشریفات لاویان بود، یعنی جزو آیین مذهبی قوم اسراییل نبود. اما همان یک مناسبت آنقدر مهم است که دو بار در رسالۀ عبرانیان به آن اشاره میشود: (عبرانیان ۹:۱۹ و ۱۲:۲۴).
حالا به کتاب خروج فصل ۲۴ نگاه بکنیم تا با این یک مناسبت آشنا بشویم. خروج فصل ۲۴ آیۀ ۳ تا ۸: «پس موسی آمده، همۀ سخنان یهوه و همۀ این احکام را به قوم باز گفت و تمامی قوم به یک زبان در جواب گفتند: همۀ سخنانی که یهوه گفته است بهجا خواهیم آورد. و موسی تمامی سخنان یهوه را نوشت و بامدادان برخاسته، مذبحی در پای کوه و دوازده ستون، موافق دوازده طایفۀ اسراییل، بنا نهاد و بعضی از جوانان بنیاسراییل را فرستاد و قربانیهای سوختنی گذرانیدند و قربانیهای سلامتی از گاوان برای یهوه ذبح کردند و موسی نصف خون را گرفته، در لگنها ریخت و نصف خون را بر مذبح پاشید و کتاب عهد را گرفته به گوش قوم خواند. پس گفتند: هر آنچه یهوه گفته است خواهیم کرد و گوش خواهیم گرفت. و موسی خون را گرفت و بر قوم پاشیده، گفت: اینک، خون آن عهدی که یهوه بر جمیع این سخنان با شما بسته است.»
بنابراین، غیر از دو موردی که نام بردیم، تنها موردی که خون بر مردم پاشیده شد همین یکبار بود. این خون را «خون عهد» مینامند.
حالا، دربارۀ این مناسبت، به این نکتۀ اصلی توجه بکنید: موسی کلام خدا را به قوم اعلام میکند و مردم قول میدهند از کلام خدا اطاعت بکنند. آیۀ ۳: «همۀ سخنانی که یهوه گفته است بهجا خواهیم آورد.» سپس موسی کلام خدا را مکتوب میکند. او یک مذبح میسازد و جوانان را میفرستد تا قربانیهای سوختنی و قربانیهای سلامتی به یهوه تقدیم بکنند. سپس، به گفتۀ آیۀ ۶، موسی نصف خون را در لگنها میریزد و نصف خون را بر مذبح میپاشد. سپس کتاب عهد را میگیرد، یعنی کلام خدا که موسی مکتوب کرده بود، و آن را دوباره در حضور قوم میخواند و قوم دوباره در آیۀ ۷ قول میدهند از کلام خدا اطاعت بکنند: «هر آنچه یهوه گفته است خواهیم کرد. ما مطیع خواهیم بود.»
الان با دقت به این نکته توجه بکنید. قوم اسراییل با خدا عهد اطاعت میبندد. این عهد به واسطۀ یک قربانی بسته شد. این وعدۀ اطاعت بود. سپس، به گفتۀ آیۀ ۸، «موسی خون را گرفت و بر قوم پاشیده، گفت: اینک، خون آن عهدی که یهوه بر جمیع این سخنان با شما بسته است.»
ناگفته نماند، در زمانهای قدیم، وقتی دو نفر عهد میبستند، آن عهد معمولاً با خون بسته میشد و گاه آن خون معمولاً بر هر دو طرف پاشیده میشد. هر دو طرف، با آن عهد خون، متعهد میشدند به آن عهد پایبند بمانند. در فرهنگ دوران باستان، این یک رسم رایج بود. آن روز نیز در کتاب خروج فصل ۲۴ همین اتفاق افتاد. آن عهد این بود: «خدایا، قول میدهیم از کلامت اطاعت بکنیم.» این عهد اطاعت بود، مُهر شده با خون.
پس هدف اصلی پاشیدن خون این بود که دو طرف عهد ببندند و دو طرف ملزم به نگهداشتن آن عهد بشوند. آن روز، میان خدا و مردم یک پیوند برقرار شد. قوم اسراییل قول میدهد از کلام خدا اطاعت بکند. خونی که بر مردم پاشیده میشود نشان میدهد آنها یک طرف آن عهد میباشند. خون روی مذبح نشان میدهد خدا طرف دیگر آن عهد میباشد. پاشیدن خون بر مردم نماد تعهد آنها به اطاعت بود. پاشیدن خون بر مذبح نماد این بود که خدا به عهدش امین و وفادار است. من معتقدم پطرس دقیقاً همین مناسبت را در نظر دارد. تنها فصل کتابمقدس که این ارتباط میان اطاعت و پاشیدن خون را نشان میدهد همین فصل ۲۴ در کتاب خروج میباشد. البته که پطرس یهودی بود و با این بخش از کلام خدا به خوبی آشنایی داشت. او میداند که با اشاره به این مناسبت میتواند دربارۀ آموزۀ برگزیدگی برای ایمانداران یک مثال عالی بیاورد. آن ایمانداران، که پطرس خطاب به آنها نامه مینویسد، به وسیلۀ کار تقدیسکنندۀ روحالقدس نجات یافتند و برگزیدگی آنها، که در گذشته اتفاق افتاده بود، در زمان حال به واقعیت تبدیل شد. اینجا است که آنها به عهد و پیمانی با خدا وارد میشوند که با خون مُهر و موم شده بود. این یک عهد اطاعت بود.
همینجا لازم است این را بگویم که در مرگ عیسی مسیح فقط نجات ابدی در عهد و پیمان جدید به انجام نرسید، بلکه یک عهد اطاعت نیز بسته شد. وقتی به مسیح ایمان میآوریم و قربانی او را برای خودمان میپذیریم، اینطور نیست که فقط از برکت روحانی مرگ او به جای خودمان بهرهمند بشویم، بلکه با عیسی مسیح عهد میبندیم از او اطاعت بکنیم. این عهد با خون مسیح در مرگ او بسته شد.
بنابراین، پاشیدن خون بر مذبح آینۀ تمامقد قربانی مسیح بر صلیب است که خدا را راضی و خشنود میکند. شاید جالب باشد بدانید که عیسی مسیح هنگام مرگش آیهای را از کتاب خروج فصل ۲۴ نقلقول کرد. در اشاره به قربانی خودش، او دقیقاً از «خون عهد» نام میبرد. در واقع، در تار و پود عهد و پیمان جدید، یک وعده نهفته است. آن وعده این میباشد که خداوند وارد عرصه میشود و ما را نجات میدهد و ما اعلام میکنیم از کلامش اطاعت خواهیم کرد. اگر این عهد وجود نمیداشت، نجات ابدی در واقع در یک عهد و پیمان کاذب شکل میگرفت.
ناگفته نماند که برای پاشیدن خون ابتدا لازم بود خون ریخته بشود. برای اینکه عهد جدید بسته بشود، باید بر صلیب قربانی تقدیم میشد. روی صلیب، مسیح جان فدا کرد و به ارادۀ خدا خون او برای انسانها ریخته شد. عیسی مسیح قربانی شد و خونش ریخته شد تا یک عهد بسته بشود.
با این توصیف، منظور پطرس را میتوان اینطور خلاصه کرد: قربانی مسیح خدا را راضی میکند، چون مسیح جان سپرد تا برای گناه به طور کامل کفاره بکند. اما قربانی مسیح فقط به این کفاره محدود نیست، قربانی مسیح انسانها را وارد عهد اطاعت میکند، عهدی که با خون مُهر شده است. این حقیقتی حیاتی و عمیق میباشد!
از اینرو، نتیجهگیری پطرس این است که وقتی روحالقدس شما را جدا میکند، شما برای یک زندگی مطیعانه، که با خون مسیح مُهر شده است، برای خدا جدا میشوید. اطاعت و پاشیدن خون پیوندی جداییناپذیر دارد.
از اینرو، وقتی خون مسیح ریخته شد، عهد اطاعت بسته شد. برای همین، کتاب اعمال رسولان ۵:۳۲ میگوید: «ما هستیم شاهدان او بر این امور، چنان که روحالقدس نیز میباشد که خدا او را به همۀ مطیعان او عطا فرموده است.» اطاعت در تار و پود عهد تنیده است. نجات ابدی و اطاعت دو روی عهد و پیمان جدید میباشند.
در این مورد، رسالۀ رومیان فصل ۶ آیۀ ۱۷ چنین میگوید: «شکر خدا را که هرچند غلامان گناه میبودید، الان، مطیع شدید.» نمیتوان دربارۀ نجات ابدی صحبت کرد، ولی حرفی از اطاعت نزد. نمیتوان از عهد و پیمان جدید صحبت کرد و از اطاعت حرفی نزد. در این عهد، خون، به شکل نمادین، بر ما، که قرار است اطاعت بکنیم، پاشیده شد. در این عهد، بر خدا که به عهد خودش وفادار است خون پاشیده شد. ما برگزیده شدیم تا اطاعت بکنیم، برگزیده برای اطاعت.
حالا به یک مورد دیگر اشاره میکنیم که واقعاً مرا به وجد و شادی میآورد. شما میپرسید: «چرا در عهدعتیق خون بر مذبح پاشیده شد؟ قرار بود خدا متعهد به چه کاری بشود؟» واقعیت این است که خونی که بر ما پاشیده شد نماد تعهد ما برای اطاعت است. خونی که بر مذبح، بر خدا، پاشیده شد نماد تعهد او برای بخشش و آمرزش انسانها است، نماد تعهد خدا برای جاری نمودن فیض. چقدر شگفتانگیز!
بله. در این عهد، ما قول میدهیم اطاعت بکنیم، خدا قول میدهد، وقتی اطاعت نمیکنیم، ما را ببخشد. چقدر این عهد حیرتآور است! این عهد با پاشیدن خون بسته شد. در این عهد دو طرفه، امنیت برگزیدگی ما تضمین میشود. ما، برگزیدگان، به خاطر این عهد، از نظر ابدی امنیت داریم. ما وارد یک عهد اطاعت شدیم و حالا مشخصۀ زندگی ما اطاعت میباشد. اگر به کسی بگویید: «مسیحی بشو و اصلاً فکر اطاعت کردن نباش،» پیغام راستین انجیل را به او بشارت نمیدهید. وقتی به یک نفر برای نجات ابدی بشارت میدهید، او را به یک عهد فرا میخوانید. در این عهد، سهم ما اطاعت است و سهم خدا آمرزش ما است زمانی که از اطاعت غافل میمانیم.
وقتی با ایمان به مسیح نزد خدا میآییم، به او میگوییم: «خدایا، زندگیام را به تو میسپرم. دلم میخواهد از تو اطاعت بکنم. قول میدهم برای تو زندگی بکنم، تو را دوست داشته باشم، و تا جایی که میتوانم به تو خدمت بکنم.» به طور نمادین، خون مسیح بر شما پاشیده میشود و گناهانتان پاک میشود. شما فرزند خدا میشوید. خون پاشیده بر مذبح نشانۀ عهد خدا با شما است. وقتی شما در وفا به آن عهد کوتاهی میکنید، خدا مشتاق است با رحمت و بزرگواری خودش گناهانتان را بیامرزد. چقدر عالی!
به این ترتیب، امنیت برگزیدگی ما فقط به این خاطر نیست که در این عهد بر ما خون پاشیده شد، بلکه در مذبح بر خدا خون پاشیده شد تا نشان بدهد که خدا به عهدش وفادار است، حتی زمانی که ما عهدشکن باشیم. همان خون، که این عهد را مُهر و موم کرد، گناه ایماندار نامطیع را میآمرزد. این امنیت برگزیدگی ما است. به همین دلیل است که خدا پیوسته ما را از همۀ گناهان پاک میکند.
حالا یکبار دیگر مرور بکنیم که دربارۀ حقیقت آموزۀ برگزیدگی چه مواردی را بررسی کردیم: ماهیت برگزیدگی، وضعیت برگزیدگی، منبع برگزیدگی، حوزۀ برگزیدگی، هدف برگزیدگی، و امنیت برگزیدگی. مورد آخر مزیتهای آموزۀ برگزیدگی میباشد. در این مورد، از رسالۀ اول پطرس فصل ۱ و عبارت پایانی در آیۀ ۲ نتیجهگیری میکنم: «فیض و آرامش بر شما افزون باد.» نویسندگان رسالههای عهدجدید بارها این عبارت را تکرار میکنند. هدیۀ نجات ابدی فیض است، ثمرۀ آن آرامش. پطرس میگوید: «دلم میخواهد این فیض و آرامش را به فراوانی داشته باشید.» این آرزوی او است. فعل این جمله وجه تمنا یا آرزو است. تعدادی از شما، که دانشجوی زبان یونانی هستید، میدانید که این فعل بیانگر یک تمنا و خواست و آرزو میباشد، یعنی من برای شما فیض آرزو میکنم. من نهایت آرامش را برای شما تمنا دارم. من بهترینها را برای شما آرزو میکنم. همۀ آنچه خدا دارد، همه آنچۀ خدا عطا میکند، برای شما افزون میخواهم. به عبارتی، همۀ برکتهای مخصوص برگزیدگان را برای شما آرزو میکنم.
بله. برگزیدگی برای شما برکتهای عالی و بینظیر ارمغان دارد. با یک فهرست کوتاه از این برکتها این پیغام را تمام میکنم.
پس ببینیم مزیتهای آموزۀ برگزیدگی کدامند. معمولاً، وقتی به آموزۀ برگزیدگی فکر میکنیم، به قول معروف، حالمان گرفته میشود و دلمان نمیخواهد دربارۀ این آموزه صحبت بکنیم. به نظرمان، این آموزه خیلی عمیق است، خیلی گیجکننده است، فهمیدن آن خیلی سخت است.
با این حساب، وقتش است به شما بگویم که آموزۀ برگزیدگی واقعاً باید چه احساسی در دلتان ایجاد بکند. در واقع، نباید از این آموزه فرار بکنید، باید به سمت آن بدوید. نباید از این آموزه بترسید، باید در آن شادی بکنید. چرا؟ به این دلایلی که الان توضیح میدهم.
اول از همه، آموزۀ برگزیدگی یکی از آموزههای کتابمقدس است که غرورتان را میشکند و شما را فروتن میکند. آموزۀ برگزیدگی شما را متواضع میکند و به شما نشان میدهد که هیچ نقشی در نجات ابدی خود نداشتید. این آموزه غرور روحانی و تکبر مذهبی شما را میشکند. آقای اِسپرجِن [واعظ و الهیدان انگلیسی در قرن نوزدهم] معتقد است آموزۀ برگزیدگی آموزهای است که دست شما را خالی میکند تا به هیچچیز در خودتان تکیه نکنید. او میگوید: «هیچچیز به اندازۀ این آموزه باعث تواضع و فروتنی نیست، واقعاً هیچچیز. گاه، هنگام تلاش و تقلا برای درک این آموزه، به خاک میافتم. وقتی از فاصلۀ نزدیک به این آموزه مینگرم و به این فکر میکنم که خدا از ابتدا مرا برای نجات ابدی برگزید، از این حقیقت عظیم بهتزده میشوم. آنگاه، روح و جانم از آن ارتفاع سرگیجهآور پایین میافتد، سپس سر به خاک مینهم، و با شکستهدلی میگویم: ای خداوند، من هیچ هستم، کمتر از هیچ هستم، چرا من؟ چرا من؟»
بله. به گفتۀ آقای اِسپرجِن، آموزۀ برگزیدگی آموزهای است که غرور ما را میشکند. این شکستن غرور یک برکت است، چون خدا فروتنان را فیض میبخشد.
اما دومین مزیت این است که آموزۀ برگزیدگی خدا را برمیافرازد و او را تمجید میکند. این آموزه همۀ جلال را به خدا میدهد. این آموزه اعلام میکند که توبه از جانب خدا عطا میشود، ایمان از جانب خدا عطا میشود، قدرت برای اطاعت کردن از جانب خدا عطا میشود. حتی، وقتی در اطاعت کردن کوتاهی میکنیم، خدا به عهدش وفادار میماند و قصور و کوتاهی ما را میبخشد. برای همین، تمنای ما به خدا این است: «ما را نه، ای خداوند! ما را نه، بلکه نام خود را جلال ده!» در واقع، وقتی اراده میکنیم و قدم توبه و ایمان و اطاعت را برمیداریم، این اراده را نیز خدا در ما ایجاد میکند. آموزۀ برگزیدگی خدا را تمجید میکند و غرور را میشکند.
سومین مزیت آموزۀ برگزیدگی این است که شادی میآفریند. دوستان، تنها امید ما این است که برگزیده باشیم. این تنها امید ما است. برای همین، این آموزه ما را بینهایت شاد میکند. وقتی به این فکر میکنم که خدا مرا برگزید، دلم از شادی و نشاط غَنج میزند. اگر خدا مرا انتخاب نمیکرد، مگر امیدی برای نجات و رستگاری داشتم؟ اگر خدا در رحمت مقتدرانه مرا انتخاب نکرده نبود، هیچ امیدی نداشتم. این حقیقت قلبم را پُر از شادی میکند.
در این خصوص، رسالۀ رومیان فصل ۹ آیۀ ۲۹ میگوید: «اگر خداوند برای ما نسلی نمیگذاشت، مثل سُدوم میشدیم.» یعنی، اگر خداوند ما را انتخاب نکرده بود، مثل انسانهای خدانشناس هلاک میشدیم. در این مورد، مزمور ۶۵:۴ میگوید: «خوشا به حال کسی که او را برگزیده و نزدیک خود ساختهای تا به درگاههای تو ساکن شود.»
عزیزان، این حقیقت باید دلمان را شاد بکند. خدا از زمانی که خدا بوده شما را دوست داشته است. خدا همیشه خدا بوده و همیشه شما را دوست داشت.
حالا نوبت چهارمین مزیت است. آموزه برگزیدگی پر از فایده میباشد. این آموزه غرور را میشکند، خدا را تمجید میکند، در ما شادی میآفریند، و پُر از فایده میباشد. چرا؟ چون این آموزه همۀ برکتهای روحانی در جایهای آسمانی در مسیح عیسی را به ما عطا میکند (رسالۀ افسسیان ۱:۳). در این آموزه، پی در پی به ما سود و منفعت روحانی میرسد. به گفتۀ رسالۀ اول پطرس ۲:۹، «شما قبیلۀ برگزیده و کهانت مُلوکانه و امت مقدس و قومی که مِلک خاص خدا باشد هستید تا فضایل او را که شما را از ظلمت به نور عجیب خود خوانده است اعلام نمایید.» پس به همۀ امتیازها و مزیتهای بینظیر آموزۀ برگزیدگی چشم بدوزید. شما باید این آموزه را دوست داشته باشید و به این آموزه بچسبید.
حالا به مزیت پنجم نگاه بکنیم. آموزۀ برگزیدگی بالاترین انگیزه برای پاکی و قدوسیت ما میباشد. واقعاً چه عامل قویتری میتواند به من انگیزه بدهد تا برای جلال خدا زندگی بکنم، جز اینکه میدانم خدا به خاطر محبتش مرا برگزید؟ پس، به شُکرانۀ این برگزیدگی، باید پاک و مقدس زندگی بکنم.
به نظرم، وقتی آموزۀ برگزیدگی به درستی تعلیم داده نمیشود و مردم آن را به درستی درک نمیکنند، آنگاه، آدمها خیال میکنند خودشان برای نجات و رستگاری خودشان کاری انجام دادند. با این فرض، چون احساس میکنند نجاتشان تا حدی به خودشان وابسته است، این الزام را در خودشان نمیبینند که خدایی را خدمت بکنند و جلال بدهند و دوست داشته باشند که فقط خودش نجات آنها را تدبیر و اراده کرده و آن را عملی نمود.
باور بکنید شما سنگ جلوی پای مردم میاندازید وقتی به آنها مجال نمیدهید این آموزه را درک بکنند. پولس در رسالۀ کولسیان ۳:۱۲ میگوید: «پس، مانند برگزیدگان مقدس و محبوب خدا، احشای رحمت و مهربانی و تواضع و تحمل و حِلم را بپوشید.» پس به قول معروف به خودتان بیایید و حقیقت را درک بکنید، شما برگزیدۀ خدا هستید. آموزۀ برگزیدگی واقعاً انگیزهبخش و الزامآور است! این آموزه باید در ما اطاعت بار بیاورد.
در این خصوص، آقای اِسپرجِن میگوید: «در کنترل و اختیار پرفیض روحالقدس، هیچچیز نمیتواند یک مسیحی را روزافزون مقدس بکند، جز این حقیقت که او میداند برگزیده است. یک ایماندار به خودش میگوید: آیا حالا که خدا مرا برگزیده درست است گناه بکنم؟ آیا حالا که خدا چنین محبتی نثارم کرده درست است خطا بکنم؟ آیا پس از اینهمه محبت و مهربانی و رحمت دلسوزانۀ خدا درست است گمراه و از راه به در بشوم؟ هرگز، حاشا! ای خدای من. حالا که مرا برگزیدی، تو را دوست خواهم داشت، برای تو زندگی خواهم کرد، خودم را به تو خواهم سپرد تا برای همیشه از آنِ تو باشم، خودم را با جدیت وقف خدمت به تو میکنم.»
بسیار خوب. حالا نوبت ششمین مزیت آموزۀ برگزیدگی میباشد. آموزۀ برگزیدگی به ما قوت میبخشد و ما را تقویت میکند. این یعنی چه؟ اگر من برگزیدهام، از نظر روحانی ایمن هستم. اگر به نشانۀ اینکه من یک طرف عهد اطاعت میباشم بر من خون پاشیده شد، اگر به نشانۀ اینکه خدا طرف دیگر این عهد میباشد خون بر مذبح پاشیده شد، معنیاش این است که خدا به عهد خودش وفا میکند. وظیفۀ من اطاعت است، کار خدا آمرزش من است زمانی که در اطاعت کوتاهی میکنم. از این نظر، من امنیت ابدی دارم. این حقیقت دلمان را بینهایت قوت میبخشد که میدانیم او که عمل نیکو را در ما شروع کرد آن را تا روز عیسی مسیح به کمال خواهد رسانید. عیسی مسیح میفرماید: «هر آنچه پدر به من عطا کند به جانب من آید و هر که به جانب من آید او را بیرون نخواهم نمود و در روز بازپسین او را خواهم برخیزانید.» چرا؟ چون آنها برگزیدهاند.
عزیزان، اگر شما برگزیدهاید، این برگزیدگی ابدیت شما را مُهر و موم میکند. چقدر این حقیقت دلمان را قُرص و محکم نگه میدارد!
در این مورد، دوباره به کلام آقای اِسپرجِن بازگردیم. به این نقلقول طولانی اما پرمعنا توجه بکنید. او میگوید: «جرأت و دلیری هیچ انسانی به اندازۀ جرأت و دلیری کسی نیست که باور دارد برگزیدۀ خدا است. کسی که برگزیدۀ خالقش است چه باک از انسان دارد؟ وقتی او میداند عقابی است از خاندان سلطنت، چه اهمیت میدهد به جیرجیر ضعیف چند گنجشک کوچک؟ وقتی خون سلطنت آسمانی در رگهایش جاری است، آیا به گدایی که انگشت اشارهاش را سمتش میگیرد اهمیت میدهد؟ اگر کل دنیا ضد او شورش بکند، مگر ترسی به دل راه میدهد؟ اگر زمین و زمان به هم بریزد، جنگ و آشوب و بلوا به پا شود، او در آرامش کامل به سر خواهد برد، چون در پناه حضرت اعلا نشسته است، زیر سایۀ قادر مطلق ساکن خواهد بود.
«او میگوید: من از آنِ خدا هستم، من از دیگران متمایزم. مگر نام من در دفتر خدا نوشته نشده است؟
«آیا چنین شخصی به دنیا اهمیت میدهد؟ هرگز. مثل شیری که به واقواق سگ بیاعتنا است، شخص برگزیده به همۀ دشمنانش میخندد. وقتی دشمنان به او نزدیک میشوند، جا خالی میدهد و آنها را با خاک یکسان میکند. او همچون یک اَبَرقهرمان غولپیکر گام برمیدارد، در حالی که دشمنان کوتاهقدش را ریز میبیند. پیشانیاش آهنین است و قلبش از سنگ چَخماق. آیا به تهدید انسانها اهمیت میدهد؟ هرگز. اگر از این جهان پهناور صدایی به گوش او برسد، لبخندزنان به آن صدا میگوید: کسی که خدا پناه او است، در امنیت ساکن خواهد بود.»
در تأیید این کلام آقای اِسپرجِن باید بگوییم، درست است. از چه بترسیم؟ ما برگزیدهایم. هیچچیز به اندازۀ اعتقاد به برگزیدگی نمیتواند یک انسان را دلیر، قوی، شجاع، و ایمن بکند.
واقعاً که این آموزه چقدر شگفتانگیز است! این آموزه غرور ما را میشکند و ما را فروتن میکند. این آموزه خدای ما را تمجید میکند. این آموزه شادی میآفریند، شادی که از عمق وجودمان برمیخیزد. این آموزه مزیتها دارد، قدوسیت بار میآورد، قوت و دلیری میبخشد. مگر میتوانید این آموزه را نادیده بگیرید؟ اگر کلیسا این آموزه را نادیده بگیرد، منتظر باشید و ببینید از چه برکتهایی غافل میماند و چه برکتهایی را از دست خواهد داد.
عزیزان، ما باید بفهمیم و درک بکنیم که خدا در فیض خودش به ما چه برکتی بخشیده است. نباید نادان باشیم. در هر آموزه که خداوند به ما عطا میکند، به ما این افتخار را میدهد که لب به ستایش او باز بکنیم. از اینرو، جهالت و بیخبری از آموزۀ برگزیدگی ما را بازمیدارد از ستایش و جلال دادن خدا.
با هم دعا بکنیم.
خدایا، چقدر شکرگزاریم که ما را برگزیدی. ما حیرتزدهایم. بله. این آموزه را کاملاً درک نمیکنیم. اما، خدایا، چقدر برای این برگزیدگی شادیم! ما در عهد اطاعت جای داریم. حالا که به عیسی مسیح ایمان آوردیم، آرزوی قلبی ما اطاعت از او است. بسیار ممنونیم که این خواسته و وعدۀ تو میباشد که از طریق پاشیدن خون نافرمانی ما را بیامرزی. ما، مثل قوم اسراییل در عهدعتیق، این قول عظیم را دادیم که از تو اطاعت خواهیم کرد. ولی ما نیز مثل آنها قاصر میمانیم. از تو ممنونیم برای خونی که آن قصور و کوتاهی را میبخشد.. از تو ممنونیم که ما را برگزیدی. از تو ممنونیم کلیسایت را برگزیدی.
چه بسا که این برگزیدگی برای ما یک سرّ باشد. اما آنچه برای ذهن محدود ما سرّ میباشد، برای دلهای ما نور خورشید است. ممنونیم به خاطر آنچه برای ما انجام دادی. آمین.
پایان
This article is also available and sold as a booklet.
