Grace to You Resources
Grace to You - Resource

بدیهی است که خدمت این کلیسا کاملاً به کلام خدای زنده، به کتاب‌مقدس، وابسته است. ما سرسپردۀ کلام خدا هستیم که حقیقت مطلق است. ما سرسپردۀ تک‌تک عبارت‌ها و تک‌تک آیات و تک‌تک فصل‌ها و تک‌تک کتاب‌های کتاب‌مقدس هستیم که همگی از جانب خدا صادر شدند. تنها راهی که ما می‌توانیم خدا را بشناسیم و به اراده‌اش پی ببریم راهی است بی‌نظیر و بی‌چون و چرا، که خدا اراده نموده آن را در یک کتاب، یعنی کتاب‌مقدس، برای ما تدارک ببیند. چند شب پیش، این فرصت را داشتم که مهمان شبکۀ خبری سی‌ان‌ان باشم و با کسانی به گفتگو بنشینم که با من هم‌عقیده نبودند. انگار روی پیشانی‌ام نوشته شده که مدام باید در چنین گفتگوهایی شرکت کنم که معمولاً بسیار هم ناخوشایندند. هر وقت، در چنین مناسبت‌هایی با غیرایمانداران و رهبران سایر مذاهب یا آدم‌هایی که در مورد اصول اخلاقی دیدگاه متفاوتی دارند همنشین می‌شوم، فقط دو حرف برای گفتن دارم. واقعاً برای من فرقی ندارد گفتگو بر سر چه موضوعی باشد، یعنی موضوع گفتگو برای من مهم نیست. من فقط دنبال راهی هستم تا دو نکتۀ خودم را بیان بکنم. یک حرف همیشگی‌ام این است که عیسی مسیح یگانه نجات‌دهنده است و حرف دیگرم این است که کتاب‌مقدس تنها کتاب آسمانی و صاحب اقتدار است. در هر حال، سعی می‌کنم هر طوری که بتوانم این دو حقیقت را بیان بکنم و به مردم بگویم، در مقابل همۀ نظرها و عقاید بشر، فقط کلام خدا اقتدار دارد و در مقابل همۀ مذاهب ساخته و پرداختۀ بشر، تنها منجی عالم عیسی مسیح است. در آن گفتگو، یکی از مهمان‌ها، که از هواداران همجنس‌گرایی و به گفتۀ خودش معتقد به دین کاتولیک روم بود، به من گفت که «من آن‌قدر درگیر کلمات کتاب‌مقدس هستم که از کل پیغام کتاب‌مقدس غافل مانده‌ام.» بسیار خوب، این هم برای خودش طرز فکر عجیب و غریبی است! «من آن‌قدر درگیر کلمات کتاب‌مقدس هستم که از کل پیغام کتاب‌مقدس غافل مانده‌ام.» ولی مگر می‌شود یک نفر بدون آگاهی از کلمات کتاب‌مقدس بتواند آن را درک بکند؟ این همان طرز فکر بی‌معنی عرفان‌گرایی و صوفی‌گری و علاقه به تجربیات درونی است که دل میلیون‌ها نفر را تسخیر کرده است. مردم به خیال خودشان احساس می‌کنند در ضمیر ناخودآگاه ما پیام عشق و محبتی نهفته که فراسوی کلام کتاب‌مقدس است. خدا به ما یک کتاب داده و در آن کتاب خودش سخن گفته است و دقیقاً هر آنچه دلش می‌خواسته بیان کند بیان کرده و هر آنچه می‌خواسته بیان کند به شکلی در این کتاب بیان کرده که برای ما قابل فهم باشد، چرا که ما باید به خدا جوابگو باشیم. خدا شیوا و رسا سخن گفته، نه زیر لب و نجواکنان. خدا شفاف و روشن سخن گفته و دقیق و مو به مو سخن گفته و دقیق و مستقیم به موضوعاتی پرداخته که به خودش و به ما مربوط است. خدا در مکاشفه‌اش، در کتاب‌مقدس، قسم خورده که حقیقت را بیان کرده، که کل حقیقت را بی‌کم و کاست بیان کرده، و در اصل جز حقیقت هیچ نگفته است.

کتاب‌مقدس حقیقت است. کل کتاب‌مقدس حقیقت است و گفته‌ای در آن وجود ندارد که حقیقت نباشد. خدا دلش می‌خواهد تمامی حقیقت را برای ما مکشوف کند، با این حال، مکاشفۀ تمامی حقیقت بماند برای ابدیت! فقط کتاب‌مقدس کلام حقیقی خدای واحد حقیقی است که خودش را نقض نمی‌کند. خدای واحد حقیقی کتاب‌های دیگری ننوشته که در آنها تکذیب کند هر آنچه خودش در کتاب‌مقدس نوشته است. فقط یک خدا وجود دارد و این یک خدا فقط در یک کتاب سخن گفته است. سایر کتاب‌هایی که خودشان را آسمانی می‌دانند و ادعا می‌کنند مکاشفۀ خدا هستند به هیچ عنوان از جانب خدا فرستاده نشدند و کتاب آسمانی نیستند. این کتاب‌هایی که به خیال خودشان آسمانی هستند اختراع انسان‌ها و ساخته و پرداختۀ ذهن انسان‌ها هستند، انسان‌هایی که بیشترشان دیوزده‌اند، از قرآن گرفته تا کتاب بَهاگواگیتا [شامل حرف‌های کِریشنا، یکی از خدایان هند]، تا نوشته‌های مِری بِیکِر اِدی پَتِرسون گِلاوِر فِرای [بنیان‌گذار بدعت «علم مسیحی»]، تا کتاب مورمون‌ها که جوزف اسمیت نویسنده‌اش است، تا همۀ انبیای کاذب، همۀ غیب‌گویان، همۀ بدعت‌گذاران، همۀ مرشدان و مرجع‌های تقلید، و همۀ ادیان و مذاهب جهان، همگی، فریب و نیرنگی بیش نیستند، همگی جعلی و ساختگی‌اند، ساختۀ دست انسان و دیوها، همگی کاذب و اشتباهند. خدا سخن گفته و فقط در یک کتاب سخن گفته و این یک کتاب کتاب‌مقدس است. اینکه فقط یک کتاب آسمانی وجود دارد، در واقع، کار را آسان می‌کند، چون باعث می‌شود دیگر بحث مذهب بحث پیچیده‌ای نباشد. بسیاری از مردم تصور می‌کنند مذهب بحث پیچیده‌ای است، چون به گمانشان مذاهب فراوانی وجود دارند که با هم در رقابتند. این روزها هم بحث بر سر این است که باید با همۀ مذاهب سازش کنیم و اجازه بدهیم هر کسی پایبند به مذهب خودش باشد، به اصطلاح، عیسی به دین خود، موسی به دین خود، چون، از هر راهی که برویم، به هر حال همۀ راه‌ها به بهشت می‌رسند. اما کتاب‌مقدس دقیقاً نقطۀ مقابل این نظریه است. کتاب‌مقدس اعلام می‌کند هر آنچه با کتاب‌مقدس در تناقض است، هر آنچه ادعا می‌کند مکاشفه‌ای است که می‌خواهد با کتاب‌مقدس رقابت کند، از خدا نیست. هر کلام و هر گفته‌ای که در شصت و شش کتاب کتاب‌مقدس جای ندارد کلام خدا نمی‌باشد. اگر آن گفته یا کلام جزو شصت و شش کتاب کتاب‌مقدس نیست، معنی‌اش این است که خدا آن را نفرموده است. برای تمامی نسل بشر در سراسر تاریخ، هر آنچه خدا فرموده در کتاب‌مقدس ثبت شده است. کتاب‌مقدس یک کتابی است که دو بخش دارد: عهدعتیق و عهدجدید. این شصت و شش کتاب را چهل نویسنده در مدت‌زمانی حدود هزار و پانصد سال نوشتند. نویسندۀ کل این شصت و شش کتاب روح‌القدس است که همه را در یک کتاب، کتاب‌مقدس، جای داده است. فقط کتاب‌مقدس یگانه کتابی است که می‌تواند با اقتدار الهی اعلام کند محتویاتش کلام خدا می‌باشد. به همین دلیل، وظیفۀ مشخص انسان این است که مطیع و گوش به فرمان این یک کتاب باشد. خدا سرنوشت ابدی همۀ انسان‌ها را به پاسخشان به این یک کتاب و کلام این یک کتاب وابسته کرده است. هیچ‌چیز دیگری، هیچ کتاب دیگری، تعیین‌کنندۀ سرنوشت ابدی انسان‌ها نیست. بهشت یا جهنم انسان‌ها در گِروی واکنش آنها به کتاب‌مقدس است.

سال‌ها قبل، سالیان سال قبل، شاخه‌های مسیحیان پروتستان ارتداد و کج‌روی در ایمان مسیحی را ریشه‌کن کردند. شما با خودتان می‌گویید: «به‌به، عجب دستاوردی! شاخه‌های مسیحیان پروتستان ارتداد و کج‌روی در ایمان مسیحی را ریشه‌کن کردند.» حال آنکه، نکتۀ عجیب و ناهنجار این ریشه‌کنی اینجا است که مسیحیان پروتستان به وسیلۀ حقیقت ارتداد و کج‌روی را از بین نبردند، با کلام خدا بر آن چیره نشدند؛ مسیحیان پروتستان با از قلم انداختن و نادیده گرفتن حقیقت مطلق ارتداد و کج‌روی در ایمان مسیحی را به قول خودشان ریشه‌کن کردند. به گمان آنها، اگر حقیقت مطلق وجود نداشته باشد، ارتداد و کج‌روی نیز وجود نخواهد داشت. اگر حقیقت ثابت و استواری وجود نداشته باشد، خطا و اشتباه قابل تشخیص نخواهد بود. اگر همه به هر مکتب و عقیده‌ای که دلشان می‌خواهد معتقد باشند، دیگر کلام کتاب‌مقدس حرف آخر را نمی‌زند، بلکه فقط پیشنهاد می‌دهد و توصیه می‌کند و در نهایت کتابی خواهد بود مانند سایر کتاب‌های مذهبی. شما می‌توانید به هر باوری که دلتان می‌خواهد پایبند باشید، و چون حقیقت ثابت و مطلقی وجود ندارد، بنابراین، ارتداد و کج‌روی ثابت و مشخصی هم وجود نخواهد داشت. مسیحیان پروتستان، با ریشه‌کن کردن حقیقت، ارتداد و کج‌روی را ریشه‌کن کردند. این روزها، شاخه‌های پروتستان آزاداندیش قدیمی و جاافتاده با همه‌چیز و همه‌کس راحت هستند. چند هفته قبل، در کلیسای جامع کالوین در شهر ژنو موعظه کردم. مراسم باشکوهی بود. کلیسا پُر از آدم بود، جای سوزن انداختن نبود. برای اولین بار، به گمانم پس از سی سال، در آن کلیسا کلام خدا را گشودم تا پیغامی را موعظه کنم که به راستی کلام خدا بود. آخرین مراسمی که در این کلیسای جامع، که خودشان را پروتستان می‌دانند، برگزار شده بود مراسمی برای بوداییان بود، که البته از یک نظر به نفع ما شد، چون، وقتی از آنها پرسیدم: «آیا می‌توانم به این کلیسا بیایم و موعظه بکنم؟» جوابشان این بود: «بسیار خوب، اگر اینجا برای بوداییان مراسم داشتیم، می‌توانیم برای کتاب‌مقدس هم مراسم داشته باشیم.» حدس می‌زنم بوداییان راه را برای ما باز کردند! اما واقعاً سوال اینجا است که چطور یک کلیسا که خودش را کلیسای مسیحیان پروتستان معرفی می‌کند می‌تواند پذیرای مذهب بودایی بشود؟ این کلیسای یادشده کلیسای مادر است که از دامنش «شورای جهانی کلیساها» زاده شد که سرآمد شوراهایی است که با همه وحدت و همبستگی دارند. شاخه‌های مسیحیان پروتستان حاضر و آماده بودند تا تعریف ارتداد و کج‌روی را به هم بزنند. این کار سختی نبود. تنها کاری که باید می‌کردند این بود که حقیقت مطلق را از قلم بیندازند.

این روزها، ترسم از این است که این جنبش همه‌گیر شود. الان گرایش به مَشمول‌گرایی [یعنی استقبال از همه‌چیز و همه‌کس] حتی در میان مسیحیان شاخۀ انجیلی همه‌گیر شده است. این شکل تازۀ مَشمول‌گرایی خطری در کمین کلیسا است تا کلیسا را نابود کند و هر تعریف مشخص از گمراهی و انحراف را خدشه‌دار کند و همه‌چیز را مبهم و نامشخص جلوه دهد. البته که در هنگامۀ این‌همه سردرگمی تنها امید این است که به کلام خدا بازگردیم، چرا که هیچ‌یک از این یاغیگری‌ها و سرکشی‌های گناه‌آلود نمی‌توانند کلام کتاب‌مقدس را عوض کنند یا آن را دستکاری کنند. حملۀ خِرَدگرایان، حملۀ آزاداندیشان، حملۀ کسانی که خودشان را پیرو جنبشی به نام اُرتدوکس نوین می‌دانند، حملۀ پیروان مکتب چندگانه‌گرایی، حملۀ عرفان‌گرایان، حملۀ مَشمول‌گرایان، حملۀ ملاحظه‌گرایان، حملۀ سازشگران، یا هر حمله و تاخت و تاز دیگری به کتاب‌مقدس قدرت ندارند هیچ‌چیز را در ذات و ماهیت این کتاب تغییر بدهند. عیسی مسیح، خودش، می‌فرماید: «همزه یا نقطه‌ای از این کتاب هرگز زایل نخواهد شد تا همه واقع شود.» کتاب‌مقدس کتابی جاودانه است، کتابی تغییرناپذیر است. کتاب‌مقدس سندان است در حکایت‌های قدیمی، که آهنگر بر آن پُتک می‌کوبد. سال‌ها می‌گذرد، سندان همچنان محکم و استوار مانده است، در حالی که چکش‌ها و پُتک‌های بسیاری در آن سال‌ها از بین رفته‌اند. چکش‌هایی که به کتاب‌مقدس ضربه زده‌اند اکنون میان آهن‌پاره‌ها افتاده‌اند، در حالی که کتاب‌مقدس، محکم و استوار، پابرجا مانده است. کتاب‌مقدس هنوز که هنوز است حقیقت خدا است، یگانه حقیقت خدا است و بس. اما از کجا می‌دانیم کتاب‌مقدس حقیقت است؟ ما، ایمانداران به مسیح، از اینجا می‌دانیم کتاب‌مقدس حقیقت است که روح خدا ما را روشنگری بخشیده است. ما در دو پیغام قبلی که، دو پیغام مورد علاقۀ من هستند، در این باره صحبت کردیم. آن دو موعظه را حتماً دوباره گوش دهید. چه کسی قادر است کتاب‌مقدس را باور کند؟ این درست است که کتاب‌مقدس دقیقاً همان است که خودش ادعا می‌کند. ولی ما از این جهت باور می‌کنیم کتاب‌مقدس حقیقت است که روح خدا، از عالم بالا، قوۀ ادراک ما را هشیار و بیدار می‌کند و خودش ما را متقاعد می‌کند که کتاب‌مقدس حقیقت است. ما می‌فهمیم کتاب‌مقدس حقیقت است. ما با مطالعۀ کلام خدا متوجه می‌شویم آنچه خودِ کتاب‌مقدس ادعا و اعلام می‌کند پشتوانۀ باور و اعتقاد ما به کلام خدا است.

در این موعظه، قصد دارم به پشتوانۀ آیات کتاب‌مقدس الهام بودن آن را به شما نشان بدهم. پرسش من از شما این نیست که آیا باور دارید کتاب‌مقدس الهام الهی است؟ بدیهی است که اگر ایماندار به مسیح هستید، به الهام کتاب‌مقدس ایمان دارید. روح خدا یقین و اطمینان به کلام خدا را به شما هدیه داده است. شما این را درک می‌کنید. اما الان می‌خواهم این را متوجه بشوید که چقدر مهم است از درون خودِ کتاب‌مقدس سند و مدرک داشته باشید تا دلگرم‌تر شوید و باور و اعتقادی که روح خدا به شما هدیه داده محکم‌تر شود. اگر قرار باشد شما نشان بدهید که کتاب‌مقدس حقیقت است، چکار می‌کنید؟ برای این کار، راه‌های زیادی وجود دارد. می‌توانید بگویید: «تجربۀ انسان‌ها تأییدیۀ مناسبی است برای اثبات حقانیت کتاب‌مقدس. اگر کاری را که کتاب‌مقدس از شما می‌خواهد انجام دهید، نتیجه‌اش را می‌بینید. اگر به گناهانتان اعتراف کنید، اگر به خداوند عیسی مسیح توکل کنید، تولد تازه خواهید یافت و زندگی شما دگرگون می‌شود. خدا علاقه‌ها و دلبستگی‌های شما را تغییر می‌دهد، خدا محبت شما به آدم‌ها را تغییر می‌دهد، خدا سلیقۀ شما را تغییر می‌دهد، خلاصه، زندگی شما از این رو به آن رو می‌شود.» بله، تجربه‌های ما صداقت و درستی کتاب‌مقدس را تأیید می‌کنند، ولی یادمان باشد آدم‌های دیگری هم هستند که کتاب‌های به قول خودشان آسمانی دیگر را می‌خوانند و آنها هم تجربه‌های مخصوص به خودشان را دارند، حال آنکه، تجربه هیچ‌گاه و هرگز نباید حرف آخر را بزند، چون تجربه‌های ما می‌توانند به ما دروغ بگویند و می‌توانند اشتباه باشند. آدم‌های مست هم در عالم هَپروت، بر اساس تجربیاتشان، چشمانشان آلبالو گیلاس می‌چیند! حالا یک نفر می‌گوید: «می‌توانیم حقانیت کتاب‌مقدس را با علم تأیید کنیم.» در حالی که سایر کتاب‌های به اصطلاح آسمانی دربارۀ عالم هستی ادعاهای عجیب و غریب و مُضحکی دارند و دربارۀ جهان مادی اظهارات اهانت‌آمیزی به زبان می‌آورند، بیانیه‌های کتاب‌مقدس دربارۀ آفرینش و جهان هستی از نظر علمی بسیار بسیار دقیق و درست است. قبل از آنکه دانشمندان به کشفیات تازۀ علمی دست پیدا کنند و در مورد درست بودن یک سری مسایل علمی صحبت کنند، کتاب‌مقدس به آن مسایل اشاره کرده است. کتاب‌مقدس می‌فرماید زمین بر یک مدار می‌چرخد. کتاب‌مقدس می‌فرماید خورشید منظومۀ شمسی ما را از یک کران تا کران دیگر به دنبال خودش می‌کشد. کتاب‌مقدس در مورد چرخۀ آب سخن می‌گوید و عملکرد شگفت‌انگیز آن را توصیف می‌کند. آیاتی از کتاب‌مقدس دربارۀ وزن کوه‌ها سخن می‌گویند که یک اصلی است به نام ایزوستازی که همان حالت تعادل گرانشی در کرۀ زمین است. برای مثال، اگر توپ بسکتبالی را که توازن ندارد روی انگشت بچرخانید، این طرف و آن طرف می‌رود. اگر کرۀ زمین به این شکل می‌چرخید، ما بالا و پایین پَرت می‌شدیم، اما چرخش کرۀ زمین بی‌نقص است، چون کاملاً توازن دارد. این یعنی علم ایزوستازی. ما به فرمودۀ کتاب‌مقدس می‌دانیم این خدا است که وزن کوه‌ها را در تعادل نگه می‌دارد. بله، می‌توانیم به پدیده‌های علمی نگاه کنیم و اعلام کنیم کتاب‌مقدس از نظر علمی حیرت‌آور است. الان حیرت‌آور بودن کتاب‌مقدس را در زمینه‌های علمی به شما نشان می‌دهم. در سال ۱۹۰۳، آقایی به نام هِربِرت اِسپِنسِر از دنیا رفت. او دانشمندی بود که دنیا نامش را در بوق و کَرنا اعلام می‌کرد. هر جایزه‌ای که فکرش را بکنید به او داده بودند. او دانشمندی پیشگام و نوآور بود. مهم‌ترین دستاورد هِربِرت اِسپِنسِر دسته‌بندی عالم هستی بود. این هِربِرت اِسپِنسِر بود که به دنیای علم اعلام کرد هر چیزی که در جهان وجود دارد در یکی از این پنج دسته‌بندی قرار دارد: «زمان، نیرو، حرکت، فضا، ماده.» این نظریۀ او بود. دست شما درد نکند آقای هِربِرت که زحمت کشیدید و به این نتیجه رسیدید! حالا نظر شما دربارۀ این آیه چیست که می‌فرماید: «در ابتدا، خدا آسمان‌ها و زمین را آفرید»؟ بسیار خوب، «در ابتدا» همان دسته‌بندی شما در مورد زمان است! «خدا» که به قول شما نیرو است، «آفرید» یعنی همان حرکت، «آسمان‌ها» یعنی فضا، «و زمین» که همان ماده است به گفتۀ شما. همۀ اینها را نخستین آیۀ کتاب‌مقدس بیان می‌کند. حالا شما، آقای هِربِرت، تلاش کردید اینها را بدون اشاره به این آیه کشف بکنید! بسیار خوب. بله، ما می‌توانیم به علم مراجعه کنیم و بگوییم که علم کتاب‌مقدس را تأیید می‌کند. بله، ما به طور کلی یک تأییدیه می‌گیریم، که دست‌کم بهتر از تجربیات ما است، این خیلی هم خوب است، ولی یک نفر به راحتی می‌تواند بلند بشود و بگوید: «بسیار خوب، ولی باز هم معنی‌اش این نیست که هر آنچه کتاب‌مقدس می‌گوید درست است.»

حالا، یک نفر دیگر از راه می‌رسد و می‌گوید: «می‌توانیم به نبوت‌ها نگاه کنیم. نبوت‌هایی در کتاب‌مقدس وجود دارند که به انجام رسیدند.» می‌توانیم این را هم بگوییم: «بسیار خوب، کتاب‌مقدس از نظر علمی درست است، تجربه‌ها هم ثابت می‌کنند کتاب‌مقدس حقیقت دارد. قطعاً، وقتی خدا از سقوط امت‌ها و ملت‌های مشخصی نام می‌برد و سپس آن امت‌ها و ملت‌ها سقوط می‌کنند، و زمانی که خدا می‌فرماید دنیا را غرق می‌کند و بعد می‌بینیم که او دنیا را غرق می‌کند، می‌فهمیم که همۀ اینها حقیقت دارند. پس شماری از نبوت‌ها تحقق یافتند. این یعنی اینکه کسی که کتاب‌مقدس را نوشته اطلاعاتش از ما بیشتر بوده است، چون قبل از هر کسی دیگر از مسایل علمی باخبر بوده است. او از رویدادها پیش از وقوعشان خبر داشته که توانسته آنها را پیشگویی کند.» ما به همۀ اینها توجه می‌کنیم که می‌توانند پشتوانۀ درک ما از کتاب‌مقدس باشند. شما می‌توانید به باستان‌شناسی نگاه می‌کنید. شما می‌توانید بقایای ویرانه‌ها را با دقت بررسی بکنید، می‌توانید آثار باستانی خاورمیانه را تماشا کنید و به موزه‌های آنجا بروید و از «سنگ‌نوشتۀ روزِتا» بازدید کنید. شما می‌توانید به دیدن غارهای مصر بروید و نقش‌ها و تصویرهایی را پیدا کنید که نشان می‌دهند یهودیان در مصر بودند. شما در قانون حَمورابی قوانینی را حتی قدیمی‌تر از تورات موسی پیدا می‌کنید که نشان می‌دهد بشر از همان ابتدا پایبند به قانون بوده و موجودی میمون‌نما نبوده که بی‌خیال و فارغ از همه‌چیز روی درخت‌ها تاب بخورد. شما می‌توانید یک دنیا شواهد باستان‌شناسی پیدا کنید که پشتوانۀ تحقق گفته‌های کتاب‌مقدس باشند. شما حتی می‌توانید از بررسی دیوارهای شهر اریحا به این نتیجه برسید که آن دیوارها در وضعیتی بسیار خاص و غریب فرو ریختند که به ما نشان می‌دهند دقیقاً مستقیم و به سمت بیرون فرو ریختند. شما به این شواهد نگاه می‌کنید و می‌گویید: «چه خوب که این بخش‌های کتاب‌مقدس حقیقت دارند، چون کشفیات باستان‌شناسی آنها را تأیید می‌کنند.» ما هیچ‌گاه در کتاب‌مقدس مطلبی پیدا نمی‌کنیم که از نظر علمی نادرست باشد، هیچ‌گاه مطلبی را در کتاب‌مقدس پیدا نمی‌کنیم که از نظر تاریخی نادرست باشد. علم همۀ گفته‌های کتاب‌مقدس را تأیید می‌کند. شما می‌گویید: «جریان آن روزی که خورشید بازایستاد چیست؟» واقعیت این است که خورشید بازنایستاد، بلکه زمین از چرخیدن بازایستاد، ولی از چشم‌انداز کسی که روی زمین است به نظر می‌رسد خورشید بازایستاد. این برداشت شخصی ما است. امروز صبح، که از خواب برخاستید و پشت پنجره رفتید، به خودتان نگفتید: «به‌به، زمین چقدر زیبا می‌چرخد!» پس، در آن رویداد، زمین از چرخیدن بازایستاد. همیشه این خورشید نیست که در مسیری که به چشم شما می‌آید حرکت می‌کند، این کرۀ زمین است که حرکت می‌کند، ولی ما فقط طلوع و غروب خورشید را به چشم می‌بینیم. بله، این اتفاق‌ها در کتاب‌مقدس وجود دارند، اما هیچ‌چیز در کتاب‌مقدس با علم در تضاد نیست، هیچ‌چیز در کتاب‌مقدس با تاریخ در تضاد نیست، و هیچ‌چیز در کتاب‌مقدس حتی با یک وعدۀ خدا در تضاد نیست، یعنی این‌طور نیست که آن وعده به همان شکلی که خدا فرموده است به انجام نرسیده باشد.

در این مجموعۀ مختصر موعظه‌ها، قرار است به شماری از این مدارک و شواهد پشتیبان بپردازیم، ولی، قبل از آن، نقطۀ شروع اینجا است که به ادعای خودِ کتاب‌مقدس توجه کنیم که بسیار شایان توجه هستند. من دو صفت به شما معرفی می‌کنم تا به آنها فکر کنید: «خطاناپذیر» و «عاری از خطا.» من دلم می‌خواهد صفت «خطاناپذیر» را کمی تخصصی‌تر توضیح بدهم. برای این صفت می‌توانید معانی فراوانی پیدا کنید. در مورد معنی این صفت و همچنین صفت «عاری از خطا» به قول معروف دست شما باز است. ولی من دلم می‌خواهد صفت «خطاناپذیر» را در چارچوب این مفهوم به کار ببرم که خدا کتاب‌مقدس را چنان الهام بخشیده که الهامی قطعی و حتمی و امن و امان است، معتبر و موثق است، قانون و راهنمای ابدی و درست و دقیق در مورد همۀ مسایل است، تمام و کمال، بی‌چون و چرا. ما صفت «خطاناپذیر» را برای کل کتاب‌مقدس به کار می‌بریم، تمامی کتاب‌مقدس حقیقت است. ما از یک نمای کلی به این موضوع نگاه می‌کنیم. کتاب‌مقدس یک سند خطاناپذیر است، یعنی کل و تمام آنچه بیان می‌کند درست و صحیح است. مزمور ۱۹:‏۷ می‌فرماید: «شریعت خداوند کامل است.» مزمور ۱۸:‏۳۰: «و اما خدا، طریق او کامل است» یا «بی‌عیب» است. «کلام خداوند مُصفا است [یعنی خالص است]،» یعنی «محک خورده،» «آزموده شده.» مزمور ۱۱۹ می‌فرماید: «کلام تو بی‌نهایت مُصفا است [یعنی خالص است].» «شریعت تو راست است.» «جمیع اوامر تو راست است.» «جمله، کلام تو راستی است.» «تمامی داوری عدالت تو تا ابدالاباد است، زیرا که تمام اوامر تو عدل است.» مزمور ۱۱۱:‏۷: «جمیع فرایض وی امین.» رسالۀ رومیان ۷:‏۱۲ می‌فرماید کلام خدا مقدس و عادل و نیکو است. کتاب تثنیه ۴:‏۲ می‌فرماید به کلام خدا چیزی اضافه نکنید. کتاب مکاشفه فصل ۲۲ آیات ۱۸ و ۱۹ نیز می‌فرماید به کلام خدا چیزی اضافه نکنید و چیزی از آن کم نکنید. کتاب‌مقدس، در کل، کامل است و خطاناپذیر. کلام انجیل یوحنا فصل ۱۰ آیۀ ۳۵ بسیار مهم است. این آیه کوتاه است، اما مثل همیشه به هدف می‌زند. گفتۀ خداوند در اینجا حیرت‌آور است. در فصل دهم انجیل یوحنا، در آیۀ ۳۵، مسیح در انتهای آیه می‌فرماید: «ممکن نیست که کتاب محو گردد.» کتاب‌مقدس مانند زنجیر است، همۀ آیه‌ها به هم وصلند، همۀ فصل‌ها به هم وصلند، کل شصت و شش کتاب به هم پیوند دارند، عهدعتیق و عهدجدید به هم پیوند دارند، در هیچ بخشی از کتاب‌مقدس این ارتباط و این پیوند قطع نمی‌شود. این زنجیر در هیچ نقطه‌ای پاره نمی‌شود. کل کتاب‌مقدس حقیقت خدا است، تمامی کتاب‌مقدس حقیقت است. کتاب‌مقدس، خودش، این را ادعا می‌کند و از ما می‌طلبد این را باور کنیم و به آن یقین و اعتماد داشته باشیم.

دومین صفت صفت «عاری از خطا» است. حالا باید همه‌چیز را مو به مو و جزء به جزء بررسی کنیم، یعنی، در مورد این صفت، کلام خدا را از یک نمای کلی نگاه نمی‌کنیم، بلکه تک‌تک واژگان را در نظر می‌گیریم. تک‌تک واژگان حقیقتند. هر کلمه از دست‌نوشته‌های اولیۀ کتاب‌مقدس الهام خدا است و عاری از خطا و اشتباه و لغزش و نادرستی. بنابراین، چون هر کلمه از کتاب‌مقدس کلام راستین از جانب خدا است، پشتوانه و پاسدار است برای کل حقیقت پیغام کلام خدا. کل کتاب‌مقدس حقیقت است، چرا که جزء به جزء آن حقیقت است. کتاب‌مقدس یک حقیقت تمام‌عیار است و بس. در کتاب امثال سلیمان فصل ۳۰ آیات ۵ و ۶، خدا در کلامش به کلام خودش شهادت می‌دهد: «تمامی کلمات خدا مُصفا است [یعنی خالص است].». مزمور ۱۲:‏۶ می‌فرماید: «کلام خداوند کلام طاهر است، نقرۀ مُصفا در قال زمین که هفت مرتبه پاک شده است.» مزمورنویس قصد دارد تشبیهی را به کار ببرد که توصیفگر پاکی و خالصی کلام خدا باشد. در مزمور ۱۱۹:‏۱۴۰، مزمورنویس می‌گوید: «کلام تو بی‌نهایت مُصفا است [یعنی خالص است].» پس چه در مورد خطاناپذیر بودن صحبت کنیم، که نگاهی از یک نمای کلی است، و چه دربارۀ عاری از خطا بودن، که نگاه مو به مو و جزء به جزء است، هر دو، توصیفگر حقیقت و درستی کتاب‌مقدس می‌باشند. کتاب‌مقدس حقیقت است.

اکنون، وقتش است نکته‌هایی را برای شما توضیح بدهم و به شماری از آیات اشاره بکنم. در کتاب اشعیا ۶۵:‏۱۶، خداوند خودش را خدای حق می‌نامد. همه‌چیز از این نقطه شروع می‌شود که خدا خدای حق و حقیقت است. در کتاب ارمیا ۱۰:‏۱۰، ارمیای نبی دربارۀ خدایی می‌نویسد که خدای حق است. عهدجدید، هم‌راستا و هم‌نظر با عهدعتیق، خدا را خدای حقیقت می‌نامد. انجیل یوحنا ۳:‏۳۳ می‌فرماید: «خدا راست است.» در انجیل یوحنا ۱۷:‏۳، عیسی مسیح می‌فرماید: «تو را خدای واحد حقیقی بشناسند.» رسالۀ اول یوحنا ۵:‏۲۰: «او است خدای حق.» کتاب‌مقدس سه بار می‌فرماید خدا نمی‌تواند دروغ بگوید: (اعداد ۲۳:‏۱۹؛ تیطس ۱:‏۲؛ عبرانیان ۶:‏۱۸). خدا نمی‌تواند دروغ بگوید، محال است خدا دروغ بگوید. کتاب‌مقدس خطاناپذیر و عاری از خطا است، چون خدایی آن را نوشته که حق و حقیقت است و فقط حقیقت را بیان می‌کند و کلامی جز حقیقت نمی‌تواند بر زبان بیاورد. نویسندگان عهدعتیق واقعاً هزاران بار ادعا می‌کنند آنچه می‌نویسند راست است و حقیقت. آنها بیش از دو هزار بار ادعا می‌کنند کلامی که به زبان می‌آورند کلام خدا است. این حرف نویسندگان عهدعتیق است. آنها بارها و بارها این عبارت‌ها را به کار می‌برند: «روح خداوند با من سخن گفته است،» «کلام خدا بر من نازل شد.» برای نمونه، اشعیا در کتاب اشعیا ۱:‏۲ می‌گوید: «ای آسمان، بشنو، و ای زمین گوش بگیر، زیرا خداوند سخن می‌گوید.» آن‌گاه، اشعیا مکاشفۀ عظیم کتاب اشعیا را بیان می‌کند. وقتی خدا سخن می‌گوید، همه گوش می‌دهند، چون او خدا است. در عهدجدید، به طور خاص، در تعالیم عیسی مسیح از این نمونه‌ها فراوانند. مسیح در انجیل متی فصل ۵ می‌فرماید: «گمان مبرید که آمده‌ام تا تورات یا نوشته‌های انبیا را باطل سازم. نیامده‌ام تا باطل نمایم، بلکه تا تمام کنم.» عبارت «تورات و انبیا» اشاره به عهدعتیق است. مسیح می‌فرماید: نیامده‌ام تا چیزی را عوض کنم، آمده‌ام تا عهدعتیق را به انجام برسانم. «هر آینه، به شما می‌گویم، تا آسمان و زمین زایل نشود، همزه یا نقطه‌ای از تورات هرگز زایل نخواهد شد تا همه واقع شود.» به عبارتی، مسیح می‌فرماید حتی کوچک‌ترین حرف از حروف کلام خدا یا کوچک‌ترین حرکت قلم که نقطه یا همزه‌ای را روی کاغذ نقش بسته است تغییر نخواهد کرد. منظور مسیح این است که حتی یک نشانه و علامت و نقطۀ ریز و کوچک در کتاب‌مقدس اقتدار خدا را صاحب می‌باشد. به همین دلیل، یعقوب در رسالۀ یعقوب ۲:‏۱۰ می‌گوید: «هر که تمام شریعت را نگاه دارد و در یک جزء بلغزد ملزم همه می‌باشد.» اگر از یک بخش کوچک کلام خدا سرپیچی کنید، انگار از کل کلام خدا سرپیچی کردید، چرا که تمامی کتاب‌مقدس حقیقت است، کل احکام و فرمان‌های کلام خدا الهی است. نویسندگان عهدعتیق، به طور خاص یا به صورت کلی، حدود چهار هزار بار نوشته‌هایشان را کلام خدا معرفی می‌کنند. همین چند دقیقه پیش اشاره کردم که آنها دو هزار بار، مستقیم، ادعا می‌کنند خداوند با ایشان سخن گفته است و دست‌کم چهار هزار بار تأیید می‌کنند آنچه می‌نویسند کلام خدا است. نویسندگان عهدجدید، با نقل‌قول از عهدعتیق، حدود سیصد و بیست بار، آن نقل‌قول‌ها را کلام خدا اعلام می‌کنند و دست‌کم هزار بار به عهدعتیق اشاره می‌نمایند. بنابراین، نویسندگان عهدجدید بر خطاناپذیر بودن و عاری از خطا بودن کلام عهدعتیق مُهر تأیید می‌زنند. همچنین نویسندگان عهدجدید اعلام می‌کنند عهدجدید الهام الهی است.

اکنون، می‌خواهم به آنچه می‌گویم دقت کنید که به نظرم واقعاً موضوع عالی و بی‌نظیری است. در رسالۀ غلاطیان فصل ۱ آیۀ ۱۱، پولس رسول می‌گوید: «ای برادران، شما را اعلام می‌کنم از انجیلی که من بدان بشارت دادم که به طریق انسان نیست، زیرا که من آن را از انسان نیافتم و نیاموختم، مگر به مکاشفۀ عیسی مسیح.» در اینجا، پولس تصدیق می‌کند پیغام انجیل از جانب خدا است. آیۀ ۱۵ می‌فرماید، وقتی خدا پولس را از شکم مادرش برگزید و به فیض خودش او را خواند، رضا بدین داد پسر خودش را در او مکشوف کند، پولس می‌گوید: «تا در میان امت‌ها بدو بشارت دهم، در آن‌وقت، با جسم و خون مشورت نکردم.» پولس پیغامش را و رسالتش را مستقیم از خدا می‌گیرد. ما می‌دانیم چنین خواندگی و رسالتی منحصر به پولس است، چون او رسول است. ولی پولس یک سرنمونه و چارچوبی است که نشان می‌دهد چگونه خدا با انبیای عهدعتیق و سایر نویسندگان عهدعتیق، مستقیم، سخن گفت. خدا با پولس، که یکی از رسولان و یکی از نویسندگان عهدجدید است، سخن می‌گوید. حالا به رسالۀ غلاطیان فصل ۴ نگاه بکنیم. در این فصل، پولس از کتاب پیدایش نقل‌قول می‌کند. او در این نقل‌قول چه می‌گوید؟ پولس در آیۀ ۳۰ و در نامه‌اش به غلاطیان چنین می‌نویسد: «لیکن کتاب چه می‌گوید؟ کنیز و پسر او را بیرون کن، زیرا پسر کنیز با پسر آزاد میراث نخواهد یافت.» این نقل‌قولی است از کتاب پیدایش فصل ۲۱ و دو آیۀ ۱۰ و ۱۲. پولس، با نقل‌قول از عهدعتیق، آن را کلام خدا می‌نامد. اکنون، اگر به رسالۀ رومیان فصل ۴ مراجعه کنیم، در همان ابتدا و در آیۀ ۳ یکی دیگر از همین‌گونه اشاره‌ها به چشمتان می‌آید. رسالۀ رومیان ۴:‏۳ می‌فرماید: «زیرا کتاب چه می‌گوید؟» این را پولس می‌نویسد. «ابراهیم به خدا ایمان آورد و آن برای او عدالت محسوب شد.» در اینجا، پولس از کتاب پیدایش ۱۵:‏۶ نقل‌قول می‌کند. او، در نقل‌قول از کتاب پیدایش، آن را کلام خدا معرفی می‌کند. پولس می‌داند خدا نویسندۀ آیات یادشده است. پولس می‌داند عیسی مسیح می‌فرماید کلام خدا از بین نمی‌رود. در اینجا، یکی از نویسندگان عهدجدید، یعنی پولس رسول، که با الهام الهی کلامش را می‌نویسد، تصدیق می‌کند کلام عهدعتیق کلام خدا است.

اکنون، می‌خواهم شما را به مسیر دورتری ببرم، یعنی به رسالۀ اول تیموتائوس فصل ۵. در این فصل، شما در آیۀ ۱۸ دو نقل‌قول می‌خوانید که تشبیه و مقایسۀ بسیار جالبی است. اولین نقل‌قول در آیۀ ۱۸ می‌فرماید: «کتاب می‌گوید: گاو را وقتی که خرمن را خُرد می‌کند دهن مبند.» این را کلام خدا در کتاب تثنیه فصل ۲۵ آیۀ ۴ می‌فرماید و معنی ساده‌اش این است که «حیوان خودت را غذا بده.» حال آنکه، کاربرد این تشبیه این است که شما باید به فکر نیاز کسانی باشید که شما را خدمت می‌کنند. این یک جملۀ مَثَل‌گونه است: «اگر می‌خواهید گاوتان کارش را درست انجام دهد، غذایش را به او بدهید، و اگر انتظار دارید مردم کاری را که شما می‌خواهید انجام دهند، به فکر نیازهای آنها باشید.» این جانِ کلام این مَثَل است. ولی پولس می‌گوید این را «کتاب می‌گوید،» منظورش کلام خدا در کتاب تثنیه ۲۵:‏۴ است. حالا این هم یک نقل‌قول مهم دیگر در آیۀ ۱۸: «زیرا کتاب می‌گوید مزدور مستحق اجرت خود است.» این نقل‌قول مربوط به کدام آیه از کلام خدا است، مربوط به کدام آیه از عهدعتیق است؟ این نقل‌قول از عهدعتیق نیست، در واقع، این نقل‌قول از انجیل لوقا فصل ۱۰ آیۀ ۷ است که مسیح می‌فرماید: «مزدور مستحق اجرت خود است.» پس نوشتۀ موسی در کتاب تثنیه کلام خدا است و نوشتۀ لوقا در انجیلش کلام خدا می‌باشد. اینجا، یکی از نویسندگان عهدجدید شهادت می‌دهد عهدعتیق و عهدجدید، هر دو، کلام خدا می‌باشند. پولس نوشتۀ لوقا را کلام خدا می‌نامد. حالا، به رسالۀ دوم پطرس فصل ۳ آیۀ ۱۵ نگاه کنیم. آیات ۱۵ و ۱۶ دو آیۀ جالبند. «برادر حبیب ما، پولس، نیز بر حسب حکمتی که به وی داده شد به شما نوشت.» در ابتدای آیۀ ۱۵، پطرس از صبر خداوندمان می‌نویسد که به نجات می‌انجامد. سپس پطرس عنوان می‌کند: «برادر حبیب ما، پولس، نیز بر حسب حکمتی که به وی داده شد به شما نوشت، و همچنین در سایر رساله‌‌‌های خود.» پطرس از یک نامۀ مشخص پولس به همۀ نامه‌های پولس می‌رسد، به سیزده رسالۀ او. «و همچنین در سایر رساله‌‌‌های خود این چیزها را بیان می‌نماید که در آنها بعضی چیزها است که فهمیدن آنها مشکل است و مردمان بی‌علم و ناپایدار آنها را مثل سایر کُتب تحریف می‌کنند.» پطرس دربارۀ نامه‌های پولس چه می‌گوید؟ آنها جزو کلام خدا هستند، مانند سایر کتاب‌های کلام خدا. پولس نیز نوشتۀ لوقا را کلام خدا می‌نامد. او، که یکی از نویسندگان اصلی رساله‌ها است، یکی از نویسندگان انجیل را تأیید می‌کند. پطرس نوشتۀ پولس را کلام خدا می‌نامد. در واقع، همۀ نامه‌های پولس کلام خدا می‌باشند.

ما در این مسیری که پیش می‌رویم به کتاب یهودا آیۀ ۱۷ می‌رسیم. این کتاب فقط یک فصل است. آیۀ ۱۷ می‌فرماید: «اما، شما، ای حبیبان، به خاطر آورید آن سخنانی که رسولان خداوند ما عیسی مسیح پیش گفته‌اند، چون به شما خبر دادند که در زمان آخر مستهزیین خواهند آمد که بر حسب شهوات بی‌دینی خود رفتار خواهند کرد.» این نقل‌قول دقیقاً از کجا است؟ این نقل‌قول از رسالۀ دوم پطرس ۳:‏۳ می‌باشد. «به خاطر آورید آن سخنانی که رسولان خداوند ما عیسی مسیح پیش گفته‌اند.» بعد، یهودا از پطرس نقل‌قول می‌کند. یهودا پطرس را تصدیق می‌کند، پطرس پولس را تصدیق می‌کند، و پولس نویسندگان انجیل را تصدیق می‌کند. حال آنکه، کتاب‌مقدس این تأییدیه‌ها را در بوق و کَرنا جار نمی‌زند. این تأییدیه‌ها به زیبایی و آرام و بی‌صدا موجودند، چون واقعیتی هستند بدیهی و مشهود که احتیاجی به بزرگ‌نمایی ندارند که لازم باشد آنها را ما ثابت بکنیم. در کتاب مکاشفه فصل ۱ آیۀ ۳ برکت اعلام می‌شود بر کسی که می‌خواند و آنانی که می‌شنوند کلام این نبوت را و آنچه در این مکتوب است نگاه می‌دارند. «مکاشفۀ عیسی مسیح، که خدا به او داد تا اموری را که می‌باید زود واقع شود بر غلامان خود ظاهر سازد و به وسیلۀ فرشتۀ خود فرستاده، آن را ظاهر نمود بر غلام خود، یوحنا.» در اینجا، می‌دانیم که کتاب مکاشفه الهام خدا است، خدا نویسندۀ آن است و مکاشفۀ این کتاب را به وسیلۀ فرشتگان به یوحنا می‌دهد. در فصل نوزدهم کتاب مکاشفه و آیۀ ۹، یوحنا از تخت خدا ندا می‌شنود که به او می‌فرماید: «و مرا گفت: بنویس: خوشا به حال آنانی که به بَزم نکاح برّه دعوت شده‌اند. و نیز مرا گفت که این است کلام راست خدا.» فصل ۲۱ از کتاب مکاشفه و آیۀ ۵ توصیفگر رویایی است دربارۀ آسمان جدید و زمین جدید: «و آن تخت‌نشین گفت: الحال، همه‌چیز را نو می‌سازم. و گفت: بنویس، زیرا که این کلام امین و راست است.» فصل ۲۲ آیۀ ۶: «و مرا گفت: این کلام امین و راست است و خداوند، خدای ارواح انبیا، فرشتۀ خود را فرستاد تا به بندگان خود آنچه را که زود می‌باید واقع شود نشان دهد.» این‌چنین است که از تورات گرفته تا عهدجدید، نویسندگان از کتاب پیدایش نقل‌قول می‌کنند و آن را کلام خدا می‌نامند، تا به کتاب مکاشفه می‌رسند و اعلام می‌کنند این کتاب کلام راستین خدا است. شهادت یکپارچۀ خودِ نویسندگان کتاب‌مقدس این است که آنها قطعاً و بی‌چون و چرا کلام خدا را می‌نویسند. این شهادت محکم و قاطع خودِ کتاب‌مقدس است که گواهی می‌دهد کلام خدا است.

یک شهادت دیگر هم وجود دارد که اکنون می‌خواهم دربارۀ آن توضیح بدهم. البته در این مورد یک دنیا حرف و سخن وجود دارد که بماند برای زمانی دیگر. الان می‌خواهم دربارۀ شهادت عیسی مسیح صحبت بکنم. دیدگاه عیسی مسیح به کتاب‌مقدس برای من مهم است، برای شما چطور؟ حدس می‌زنم برای شما هم مهم باشد. این عیسی مسیح است که در انجیل یوحنا ۱۰:‏۳۵ می‌فرماید: «ممکن نیست که کتاب محو گردد.» این عیسی مسیح است که در انجیل متی فصل ۵ آیات ۱۷ و ۱۸ می‌فرماید: «همزه یا نقطه‌ای از تورات هرگز زایل نخواهد شد.» در انجیل متی ۲۶:‏۲۴، مسیح با نگاه به صلیبش می‌فرماید: «پسر انسان به همان‌طور که دربارۀ او مکتوب است رحلت می‌کند.» چند آیه بعد، مسیح به پطرس می‌فرماید لازم نیست پطرس با شمشیرش از او دفاع کند، چرا که اگر اراده کند، می‌تواند فرشتگان را از آسمان بخواند تا به یاری‌اش بیایند. سپس در انجیل متی ۲۶:‏۵۴ مسیح می‌فرماید: «در این صورت، کُتب چگونه تمام گردد؟» به عبارتی، مسیح آمد تا شریعت را به انجام برساند. همچنین او آمد تا پیشگویی کلام خدا را در مورد مرگ و رستاخیزش به انجام برساند. واقعاً عجب جملۀ حیرت‌آوری است که مسیح می‌فرماید: «ممکن نیست که کتاب محو گردد.» منظور عیسی مسیح این است که آنچه خدا می‌فرماید حقیقت است و به وقوع خواهد پیوست. عیسی مسیح در انجیل لوقا ۱۶:‏۱۷ می‌فرماید: «آسان‌تر است که آسمان و زمین زایل شود، از آنکه یک نقطه از تورات ساقط گردد.» لوقا ۱۸:‏۳۱: «آنچه به زبان انبیا دربارۀ پسر انسان نوشته شده است به انجام خواهد رسید.» پس عیسی مسیح به کتاب‌مقدس چه دیدگاهی دارد؟ عیسی مسیح کتاب‌مقدس را کلام خدا می‌داند، آن را بازتاب واقعی خدای حقیقی می‌داند، بازتاب واقعی خدایی که نمی‌تواند دروغ بگوید و فقط راست می‌گوید. همچنین مسیح توجه ما را به واژگان و جملات و آیات مشخصی جلب می‌کند. از این نمونه‌ها فراوانند. برای مثال، مزمور ۲۲:‏۱ پیشگویی می‌کند که ماشیح هنگام جان باختن بر صلیب می‌گوید: «ای خدای من، ای خدای من، چرا مرا ترک کرده‌ای؟» عیسی مسیح، در حال جان باختن بر صلیب، بانگ برمی‌آورد: «خدای من، خدای من، چرا مرا ترک کرده‌ای؟» (متی ۲۷:‏۴۶). عیسی مسیح به تحقق یافتن هر کلمه از عهدعتیق ایمان داشت. او حقایق عظیم عهدعتیق را تأیید می‌کند. عیسی مسیح بر آفرینش آدم و حوا مُهر تأیید می‌زند. او تصدیق می‌کند آدم و حوا واقعاً آفریده شدند و انسان‌های واقعی بودند. عیسی مسیح در انجیل متی فصل ۱۹ آیات ۴ و ۵ می‌فرماید: «مگر نخوانده‌اید که خالق در ابتدا ایشان را مرد و زن آفرید؟ و گفت از این جهت مرد پدر و مادر خود را رها کرده، به زن خویش بپیوندد و هر دو یک‌تن خواهند شد.» عیسی مسیح ماجرای آفرینش جهان را که در کتاب پیدایش ثبت شده است باور دارد و آن را اثبات می‌کند. مسیح بارها این را هم می‌فرماید که مشکل آدمیان در عدم شناخت خدا این است که آنها کلام خدا را نمی‌شناسند. «کُتب را تفتیش کنید و آنها است که به من شهادت می‌دهد.» «مگر نخوانده‌اید؟» مسیح این جمله را بارها و بارها و بارها تکرار می‌کند. حالا انتخاب با خودتان است!

برای جمع‌بندی شهادت عیسی مسیح، سه گزینه به شما می‌دهم. یکی از این سه گزینه باید درست باشد. نخستین گزینه این است که در عهدعتیق خطا و اشتباهی وجود ندارد، چون این را عیسی مسیح به ما تعلیم می‌دهد که ممکن نیست کتاب محو شود. دومین گزینه این است که در عهدعتیق خطا و اشتباه وجود دارد، اما عیسی مسیح از آنها خبر ندارد. سومین احتمال این است که در عهدعتیق خطا و اشتباه وجود دارد و عیسی مسیح نیز از آنها خبر دارد، اما سعی می‌کند آنها را مخفی نگه بدارد. حالا شما کدام گزینه را انتخاب می‌کنید؟ اینکه مسیح شارلاتان و کلاهبردار و پنهان‌کار است؟ اگر چنین است، برای رستاخیزش چه توضیحی دارید؟ یا اینکه باور دارید مسیح از اشتباهات خبر نداشت؟ در این صورت، دانای مطلق بودن او را چگونه توضیح می‌دهید، زیرا او می‌فرماید از همه‌چیز باخبر است. اگر دومین گزینه درست باشد، یعنی، اشتباه وجود دارد ولی مسیح بی‌خبر است، پس بدیهی است که مسیح خدا نیست و شما هم اصلاً فکر مسیحیت را از سرتان بیرون کنید و آن را به دست فراموشی بسپرید. اگر سومین گزینه درست باشد، یعنی مسیح خبر دارد اما آنها را پنهان می‌کند، پس عیسی اهریمنی است. ولی، اگر قرار است به الوهیت عیسی مسیح ایمان داشته باشید، گزینه‌ای جز این ندارید که به کتاب‌مقدس خطاناپذیر و عاری از خطا ایمان داشته باشید، چون عیسی مسیح خودش به آن ایمان داشت. اکنون، این پرسش مطرح می‌شود: «از کجا باید بفهمیم خدا چگونه کتاب‌مقدس را نوشت؟» اگر به شنیدن پاسخ این پرسش علاقه دارید، موعظۀ بعدی را گوش دهید! چون الان اصلاً وقتش نیست.

با دو نکته، این پیغام را تمام می‌کنیم: چون کتاب‌مقدس حقیقت الهی است، منبع برکت است. کتاب امثال سلیمان ۸:‏۳۴ می‌فرماید: «خوشا به حال کسی که مرا بشنود.» انجیل لوقا ۱۱:‏۲۸: «خوشا به حال آنانی که کلام خدا را می‌شنوند و آن را حفظ می‌کنند.» دومین نکته این است که کتاب‌مقدس منبع فضیلت‌های اخلاقی است: مزمور ۱۱۹ می‌فرماید: «کلام تو را در دل خود مخفی داشتم که مبادا به تو گناه ورزم.» کتاب‌مقدس منبع پاکی و طهارت است: انجیل یوحنا ۱۵:‏۳: «شما به سبب کلامی که به شما گفته‌ام پاک هستید.» کتاب‌مقدس منبع پیروزی است: «با شمشیر روح، هلاک می‌کنیم دروغ و فریب را که دشمنند.» کتاب‌مقدس منبع رشد روحانی است: «چون اطفال نوزاده، مشتاق شیر روحانی و بی‌غش باشید تا از آن نموّ کنید» (اول پطرس فصل ۲). کتاب‌مقدس منبع قدرت است: «کلام خدا زنده و قدرتمند است، پرقدرت‌تر از هر سلاح.» کتاب‌مقدس منبع راهنمایی و هدایت است: مزمور ۱۱۹:‏۱۰۵: «برای پای‌های من چراغ و برای راه‌های من نور است.» کتاب‌مقدس قدرتمندترین کتاب است، دلیلش هم این است که کتاب‌مقدس تنها کتاب آسمانی است. کتاب‌مقدس قادر است به لایه‌های روح و جان شما فرو برود و شما را متلاشی کند و دوباره بندبند وجودتان را به هم ببافد (عبرانیان ۴:‏۱۲) تا شما را بنا بر کلام خدا تولد تازه بدهد (اول پطرس فصل ۱) و تا شما را شادی عظیم ببخشد: «این را به شما می‌نویسم تا خوشی شما کامل گردد.» چرا کتاب‌مقدس این‌قدر قدرتمند است؟ چرا کتاب‌مقدس این‌چنین زندگی‌ها را دگرگون می‌کند؟ چون کتاب‌مقدس کلام انسان نیست، چون کتاب‌مقدس کلام خودِ خدا است. در موعظۀ بعدی، به این موضوع می‌پردازیم که چگونه خدا کلامش را به وسیلۀ آموزۀ عظیم الهام الهی به ما منتقل نمود.

با هم دعا کنیم.

ای پدر آسمانی، از تو ممنونیم که کتاب‌مقدس به صداقت و درستی خودش، به خطاناپذیر بودن خودش، به عاری از خطا بودن خودش، و به الهام الهی بودن خودش شهادت می‌دهد. ما می‌دانیم همۀ اینها وابسته به این واقعیت هستند که تو خدای زنده و حقیقی هستی، تو خدایی هستی که نمی‌تواند دروغ بگوید، خدایی که حقیقت است، و هر کلام راستین از تو منشأ می‌یابد و فقط حقیقت از تو منشأ می‌یابد. کتاب‌مقدس حقیقت است، کل کتاب‌مقدس حقیقت است و بس، چرا که تو خدای حقیقت و راستی هستی. چه عالی است دانستن این حقیقت! چه عالی است درک این حقیقت، و زیستن برای این حقیقت، که همگی به قدرت تو ممکن است. چه برکت عظیمی است در دنیای آدم‌هایی که غرق در دروغند حقیقت را بشناسیم. ما تو را می‌ستاییم، سپاسگزارتیم، و جلالت می‌دهیم برای اینکه چشم و دلمان را به حقیقت بازکردی.

اکنون، که صاحب حقیقت هستیم، باشد که آن را دوست بداریم، باشد که گرسنه و تشنۀ حقیقت باشیم، باشد که حقیقت را بیاموزیم و آن را اعلام بکنیم و از آن دفاع بکنیم و با آن تو را بپرستیم. همۀ اینها را به خاطر حرمت مسیح و برای حرمت مسیح دعا می‌کنیم. آمین.

پایان

This sermon series includes the following messages:

Please contact the publisher to obtain copies of this resource.

Publisher Information
Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969

Welcome!

Enter your email address and we will send you instructions on how to reset your password.

Back to Log In

Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969
Minimize
View Wishlist

Cart

Cart is empty.

Subject to Import Tax

Please be aware that these items are sent out from our office in the UK. Since the UK is now no longer a member of the EU, you may be charged an import tax on this item by the customs authorities in your country of residence, which is beyond our control.

Because we don’t want you to incur expenditure for which you are not prepared, could you please confirm whether you are willing to pay this charge, if necessary?

ECFA Accredited
Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969
Back to Cart

Checkout as:

Not ? Log out

Log in to speed up the checkout process.

Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969
Minimize