Grace to You Resources
Grace to You - Resource

در این جلسه، دوباره به سراغ فصل هشتم رسالۀ رومیان می‌رویم تا به بررسی خدمت روح‌القدس ادامه بدهیم. من از این بررسی خدمت روح‌القدس در زندگی ایمانداران بسیار برکت می‌گیرم و تشویق می‌شوم. از بازخوردها و نظرهای شما هم بسیار ممنونم. این بازخوردها از طرف بسیاری از کسانی است که قبلاً عضو کلیساهایی بودند که در آنجا به روح‌القدس توهین می‌شد، کلیساهایی که همچنان به روح‌القدس کفر می‌گویند و خدمت روح‌القدس و شخص روح‌القدس را اشتباه و نادرست معرفی می‌کنند. چقدر عالی و زیبا است که از این اشخاصی که انگار جان تازه گرفته‌اند حرف‌های دلگرم‌کننده و تشویق‌کننده و تسلی‌بخش می‌شنوم. این مردم کم‌کم حقیقت را دربارۀ خدمت روح‌القدس درک می‌کنند و حالا می‌توانند شخصیت واقعی روح‌القدس را آن‌طور که شایسته و بایستۀ او است بپرستند. من چقدر خوشحالم که این افتخار را دارم که این روزها به سراغ کتابخانه‌ام بروم و در مورد شخص روح‌القدس و آموزۀ روح‌القدس کتاب‌هایی را که سال‌ها در کتابخانه‌ام نگه داشته‌ام بیرون بیاورم و آنها را مطالعه بکنم. در این مدت، تعداد زیادی کتاب خواندم تا به دانش خودم در مورد این آموزه اضافه بکنم و فکر و دلم را از این موضوع غنی بسازم و درک درست و صحیح از الهیات روح‌القدس بر مبنای کتاب‌مقدس را دوباره در ذهنم تازه بکنم. این مطالعه و کندوکاو ذهن خودم را شخصاً طراوت می‌بخشد و به من کمک می‌کند تا روح‌القدس را بیشتر حرمت بگذارم و او را بپرستم و بستایم. به تازگی، متوجه شدم این برای من به یک عادت روزانه تبدیل شده که به خاطر همۀ کارهایی که روح‌القدس در زندگی‌ام انجام داده به او فکر بکنم. از طرف دیگر، به این هم فکر می‌کنم که در کلیساهای این دوره و زمانه تا کجا روح‌القدس را به اشتباه معرفی می‌کنند! به همان نسبت که دانستن حقیقت دربارۀ روح‌القدس دلگرم‌کننده است، فکر کردن به همۀ این سوءتعبیرها و سوءرفتارها دربارۀ روح‌القدس نیز دلسردکننده می‌باشد.

من دربارۀ اتفاق‌هایی که این روزها در جنبش کَریزماتیک روی می‌دهند و دربارۀ کارهایی که این جماعت به روح‌القدس نسبت می‌دهند کمی تحقیق کردم و فهرستی از کارها و رفتارهایی را تهیه کردم که این جنبش به روح‌القدس و کار او در زندگی ایمانداران نسبت می‌دهد. این فهرست بدین قرار است: آنها مردم را روی زمین می‌اندازند و کاری می‌کنند تا مردم اختیارشان را از دست بدهند و با صدای بلند و بی‌اختیار بخندند و قهقهه بزنند. این جماعت کاری می‌کنند تا مردم احساس بکنند به آنها دستگاه شوک الکتریکی وصل شده و حرارت بدنشان بالا رفته است. اینها مردم را هیپنوتیزم می‌کنند و به خلسه فرو می‌برند و کاری می‌کنند که مردم گاه تا چند ساعت در حالت خواب و بیدار، گیج و سرگشته، بمانند. از تشنج و سکسکه‌هایی که به اصطلاح نشانۀ حضور این مثلاً روح‌القدس است که دیگر نگوییم! هستند کسانی که ادعا می‌کنند که وقتی روح‌القدس بر شما نازل می‌شود، شما مثل آدم‌های مست رفتار می‌کنید. شما تِلوتِلو می‌خورید و نمی‌توانید تعادل خودتان را نگه بدارید و بی‌اختیار به این طرف و آن طرف می‌روید و از روی یک شیء روی شیء دیگر می‌افتید، حتی ممکن است نیمه‌هوش هم بشوید. روح‌القدس به شما لرزه و رعشه می‌دهد و شاید به طور موقت شما را فلج بکند. روح‌القدس، اگر بر شما بیاید، شما وِرد می‌گویید و حرف‌های بی‌ربط و بی‌معنی تکرار می‌کنید. روح‌القدس حتی باعث می‌شود شما صدای حیوانات دربیاورید، مثلاً صدای مرغ و اُردک و سگ. روح‌القدس کاری می‌کند تا شما دست و پا بزنید و سینه چاک بزنید و لباس خودتان را پاره بکنید. روح‌القدس شما را چنان از زمین بلند می‌کند که شما تا ارتفاع سه متری بالا می‌روید و در اتاقی که در آن قرار دارید پرواز می‌کنید و ممکن است در همان حال کفش‌های شما به سمت دیگر پرواز بکنند. روح‌القدس به کسی که عطیۀ شفا دارد انگیزه و قدرت می‌دهد که با همۀ توانش به وسط معدۀ شما مشت بکوبد تا شما را شفا بدهد. شاید هم به فَک شما یا به صورت شما مشت بزند، بستگی دارد کجای بدنتان نیاز به شفا دارد. در ضمن، این به اصطلاح روح‌القدس به صورت شما سیلی هم می‌زند که البته این کار او چندان طرفدار ندارد و درد هم دارد! بالا و پایین پریدن و رقص و پایکوبی که نتیجۀ ریختن روح‌القدس است که جای خود دارد! این را هم بگوییم که این مثلاً روح‌القدس را شما هم می‌توانید داشته باشید، به شرطی که برای مبشران این انجیل پول بفرستید! این درخواست من را یاد فصل هشتم کتاب اعمال رسولان می‌اندازد که شمعون جادوگر به رسولان پیشنهاد پول می‌دهد. او، وقتی می‌بیند با دست گذاشتن رسولان بر مردم روح‌القدس عطا می‌شود، به آنها پیشنهاد پول می‌دهد و می‌گوید: «مرا نیز این قدرت دهید که به هر کسی دست گذارم روح‌القدس را بیابد. پطرس بدو گفت: زَرت با تو هلاک باد، چون که پنداشتی که عطای خدا به زَر حاصل می‌شود.» شما اصلاً نمی‌توانید از خدا چیزی بخرید، چه برسد به قدرت روح‌القدس! هر قدر هم که این جماعت در این مورد به شما وعده و وعید بدهند، قدرت روح‌القدس خریدنی نیست.

همۀ این کارها و بسیاری کارهای دیگر را به روح‌القدس نسبت می‌دهند و به او توهین می‌کنند و او را محزون می‌کنند و به او کفر می‌گویند. این جماعت به هر شکل و روش و طریقی، هر کاری که می‌کنند، به هیچ عنوان به روح‌القدس ربط ندارد و همۀ کارهایشان دقیقاً قطب مخالف پرستش و ستایشی است که شایستۀ روح‌القدس می‌باشد. این یک موضوع حاشیه‌ای نیست. نباید با کارهای این جماعت مدارا کرد، اینها اصلاً مداراپذیر نیستند. کارها و رفتارهای این جنبش نقطۀ مقابلِ پرستش راستین است. به نظرم، مردم گاه خیال می‌کنند روح‌القدس روحی است یک درجه بالاتر از آن شخصیت کارتونی به نام «کاسپِر، روح مهربان» و به عبارتی یک بازیچه می‌باشد. حال آنکه، باید بسیار ملاحظه‌گر و متوجه باشیم که روح‌القدس کاملاً و از هر نظر خدای ازلی و ابدی است، شخص سوم تثلیث است که باید او را دوست بداریم و او را بستاییم و او را حرمت بگذاریم و او را به خاطر شخصیت واقعی‌اش و هر کاری که انجام داده و در حال انجامش است پرستش و عبادت بکنیم. روح‌القدس وجود الهی است که نباید او را نادیده بگیریم و نباید او را به اشتباه معرفی بکنیم، بلکه باید او را بپرستیم و بستاییم. به نظرم، موضوع اینجا است که روح‌القدس در واقع آن وجود الهی است که شخصاً و از نزدیک با زندگی ایمانداران سر و کار دارد. ما آموختیم که این روح‌القدس است که به ما حیات تازه می‌بخشد. این روح‌القدس است که به ما تولد تازه می‌بخشد. این روح‌القدس است که ما را در خانوادۀ الهی فرزندخوانده می‌کند. این روح‌القدس است که ما را تقدیس می‌کند. این روح‌القدس است که ما را پُر می‌کند و ما را از درون قوت می‌بخشد. این روح‌القدس است که ما را با تعمید روحانی در خودش در بدن مسیح جای می‌دهد. این روح‌القدس است که به ما روشنگری می‌بخشد و کتاب‌مقدس را که خود او نویسنده‌اش است به ما تعلیم می‌دهد. این روح‌القدس است که یک روز ما را جلال خواهد داد، یک روز بدن ما را از مردگان قیام خواهد داد تا به حیات ابدی داخل شویم. همۀ این خدمت‌ها خدمت روح‌القدس است. در سراسر زندگی ما، ایمانداران، روح‌القدس در کار است تا ما را به آن معیار مشخص قدوسیت برساند که همانا شبیه شدن به خداوند عیسی مسیح می‌باشد. روح‌القدس، دایم و پیوسته، در کار است و ما را از یک جلال به جلال دیگر می‌برد تا آن روز که ما را در آسمان به کمال برساند. این است خدمت روح‌القدس. این خدمت لوس‌بازی و مسخره‌بازی نیست، این خدمت پاکی و قدوسیت است. میان این دو از زمین تا آسمان تفاوت است.

اکنون وقتش است در تصویر بزرگ خدمت روح‌القدس نکته‌ای را به شما نشان بدهم. پس به رسالۀ افسسیان فصل ۱ مراجعه می‌کنیم. به نظرم، این متن به شما کمک می‌کند متوجه بشوید کل برنامۀ رستگاری بشر، که خدا تدارک دیده، دربارۀ چیست. خدا در جهان به چه کاری مشغول است؟ خدا می‌خواهد به چه دستاوردی برسد؟ برنامۀ خدا چیست؟ برنامۀ خدا را رسالۀ افسسیان ۱:‏۳-‏۴ توضیح می‌دهد. این یک دعای برکت است در حمد و ستایش خدا: «متبارک باد خدا و پدر خداوند ما عیسی مسیح که ما را مبارک ساخت به هر برکت روحانی در جای‌های آسمانی در مسیح.» خدا در عهدجدید خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب معرفی نمی‌شود، بلکه خدا و پدر خداوند ما عیسی مسیح معرفی می‌شود، به این معنی که خدای پدر و خداوند ما عیسی مسیح هم‌ذات هستند، خدا با خداوند عیسی مسیح در ذات یکی است. خدا ما را مبارک نموده است به هر برکت روحانی، در حال حاضر و در آینده، از هر نظر و از هر جنبه، تمام و کمال. اما به چه هدفی؟ هدف خدا چیست؟ دلیل خدا چیست؟ چرا خدا چنین کاری می‌کند؟ آیۀ ۴ می‌فرماید: «چنان که ما را پیش از بنیاد عالم در او برگزید تا در حضور او در محبت مقدس و بی‌عیب باشیم.» این یک بیانیۀ گسترده است که شما را از ازل تا ابد با خود همراه می‌کند. این اتفاق پیش از شروع زمان آغاز شده و پس از پایان زمان به انجام می‌رسد. این بیانیۀ برگزیدگی و جلال یافتن ما است. خدا ما را پیش از بنیاد عالم برگزید تا در حضور او مقدس و بی‌عیب باشیم. این مقدس و بی‌عیب بودن در آسمان و در زمانی اتفاق می‌افتد که ما عیسی مسیح را رو در رو می‌بینیم. پدر آسمانی همۀ برکت‌ها را به ما عطا می‌کند تا در ما قدوسیت و بی‌عیبی و عدالت بیافریند. با کمالی که در ما حاصل می‌شود، ما می‌توانیم در پیشگاه خدا بایستیم و در کام هلاکت فرو نرویم. «انسان نمی‌تواند مرا ببیند و زنده بماند.» این فرمودۀ خدا در عهدعتیق است. هیچ‌کس نمی‌تواند به جلال خدا نگاه بکند. موسی فقط توانست گوشه‌ای از جلال خدا را در حجاب ببیند. وقتی حزقیال نبی گوشه‌ای از جلال خدا را می‌بیند، نیمه‌هوش می‌شود. برای اشعیای نبی نیز تقریباً همین اتفاق روی می‌دهد و او بر خودش لعنت اعلام می‌کند. پولس رسول نیز وقتی مسیح جلال‌یافته خودش را در راه دمشق به او آشکار می‌کند، نابینا می‌شود و به خاک می‌افتد. یوحنا در نخستین فصل کتاب مکاشفه چنان لرزه به اندامش می‌افتد که تا آستانۀ مرگ پیش می‌رود، چون او در رویا جلال مسیح را می‌بیند. انسان ناکامل نمی‌تواند به جلال خدا بنگرد، اما وعدۀ خدا این است که رستگاران را گرد هم خواهد آورد که همگی مقدس و بی‌عیب و کامل خواهند بود و آن زمان است که در واقع می‌توانند در پیشگاه خدا در حضور او بایستند. برنامۀ خدا این است.

در این فاصله، در فاصلۀ میان برگزیده شدن و جلال یافتن، روح خدا در کار است تا قوم خدا را که عادل شمرده شدند تقدیس بکند. به عبارتی، روح‌القدس قوم خدا را رفته‌رفته مقدس‌تر می‌کند، رفته‌رفته عادل‌تر می‌کند، رفته‌رفته آنها را شبیه مسیح می‌گرداند. حتماً به یاد دارید که توضیح دادم عیسی مسیح دقیقاً نمودار یک انسان کامل است. او نمونه و سرمشق است. ما به تصویر او تبدیل می‌شویم. پس هدف خدا چیست؟ هدف خدا قدوسیت ما است. هدف خدا بی‌عیب بودن ما است. هدف خدا این است که ما عادل مطلق بشویم تا آن‌گاه که کاملاً پاک و بدون گناه می‌شویم بتوانیم در حضور خدا بایستیم. این برنامۀ رستگاری بشر است که خدا خودش پیشقدم و آغازگر آن است تا قومی بیافریند که تا ابد با او در جلال باشند و او را خدمت کنند و حرمت بنهند. این نجات و رستگاری را خدا آغاز می‌کند، مسیح آن را بر صلیب عملی می‌کند، و روح‌القدس برکت‌های این نجات را در زندگی ما جاری می‌سازد. این روح‌القدس است که به ما حیات می‌بخشد. این روح‌القدس است که ما را از مردگان قیام می‌دهد و به جلال می‌برد. این روح‌القدس است که ما را تقدیس می‌کند. به این ترتیب، روح‌القدس در ما کار می‌کند. به فرمودۀ رسالۀ دوم قرنتیان ۳:‏۱۸، چنان که ما به جلال خدا می‌نگریم، روح‌القدس ما را از جلال به جلال می‌برد. عیسی مسیح نمونه است، عیسی مسیح آن تصویر است که ما باید به شباهتش تبدیل بشویم. به فرمودۀ عیسی مسیح، روح‌القدس می‌آید و دربارۀ مسیح به ما شهادت می‌دهد و همزمان که ما به مسیح می‌نگریم، روح‌القدس ما را شبیه او می‌سازد. سپس، به فرمودۀ رسالۀ رومیان فصل ۸، ما که از پیش تعیین شده و خوانده شده و عادل شمرده شدیم، به گفتۀ آیۀ ۳۰، یک روز جلال خواهیم یافت. اما جلال یافتن ما به چه می‌ماند؟ آیۀ ۲۹: «ما از پیش تعیین شدیم تا به صورت پسرش تبدیل بشویم.» این کار خدا در نجات ما است تا رستگارانی بیافریند شبیه پسرش، که همگی با هم شباهت خانوادگی دارند. در موعظۀ قبلی، آموختیم که خدا ما را در خانوادۀ خودش به فرزندی می‌پذیرد و به ما حق و حقوق و ارث و میراث می‌دهد. حال آنکه، خدا ما را تولد دوباره هم می‌بخشد تا نه فقط فرزندخوانده باشیم، بلکه فرزندانی باشیم که از نو متولد می‌شوند. ما، که فرزندخوانده هستیم، صاحب حق و حقوق می‌شویم. ما، که تولد تازه می‌یابیم، صاحب ذات تازه می‌شویم. ما شریک ذات الهی می‌گردیم و روح‌القدس ما را به شباهت اعضای خانوادۀ الهی درمی‌آورد، ما را شبیه برادرمان، عیسی مسیح، می‌سازد. این کار روح‌القدس است. بنابراین، روح‌القدس به مسخره‌بازی علاقه‌ای ندارد؛ قدوسیت و شبیه نمودن به مسیح علاقه و پسند

روح‌القدس است.

ما کارهای روح‌القدس را در رسالۀ رومیان فصل ۸ بررسی کردیم. روح‌القدس ما را از گناه و مرگ آزاد می‌کند. ما این حقیقت را در آیۀ ۲ و ۳ بررسی کردیم. روح‌القدس ما را قادر می‌سازد شریعت را به‌جای بیاوریم (آیۀ ۴). به گفتۀ آیات ۵ تا ۱۱، روح‌القدس ذات ما را عوض می‌کند. روح‌القدس برای پیروزی بر گناه به ما قوت می‌بخشد (آیات ۱۲ و ۱۳). در پیغام قبلی بررسی نمودیم که روح‌القدس ما را در خانوادۀ الهی فرزندخوانده می‌گرداند (آیات ۱۴ تا ۱۶). همۀ اینها خدمت روح‌القدس است. ما به خاطر همۀ این کارها او را می‌ستاییم و حمد و سپاس می‌گوییم. اکنون، به نکتۀ آخر می‌رسیم: روح‌القدس جلال ابدی ما را تضمین می‌کند. این حقیقت را آیات ۱۷ تا ۳۰ بیان می‌کنند. آیات ۳۱ تا ۳۹ به نظر من نقطۀ اوج نیایش‌ها دربارۀ شکوه و جلال نجات ما در کل کتاب‌مقدس است. این آیات پاسخ به کار عظیم روح‌القدس است که از آیۀ ۳۱ به بعد بیان می‌شود. ما در حال حاضر و در چند موعظۀ آینده به آیات ۱۷ تا ۳۰ و به این موضوع می‌پردازیم که چگونه روح‌القدس جلال ابدی ما را تضمین می‌کند. در آیۀ ۲۳ می‌خوانیم که روح‌القدس نوبر است. ما نوبر روح را یافتیم. این موضوع بسیار مهمی است. یک کشاورز، همیشه، وقتی نوبر محصولش را می‌بیند، می‌فهمد کل محصولش به چه شکلی و با چه کیفیتی به بار می‌نشیند. میوۀ نوبر نشان می‌دهد بقیۀ محصول چگونه خواهد بود. حالا روح‌القدس به ما عطا شده و همۀ جلال او و همۀ برکت‌هایی که او ارمغان می‌آورد نوبر و بیعانه و پیش‌مزه و تضمین بقیۀ برکت‌هایی است که خدا برای دوستداران خودش مهیا نموده است. روح‌القدس بیعانه نامیده می‌شود که در زبان یونانی arrabon «آرابون» می‌باشد. این واژه برای حلقۀ نامزدی، پیش‌پرداخت، و ضمانت به کار می‌رود. روح‌القدس حلقۀ نامزدی است که ثابت می‌کند مراسم ازدواج در پیش است. روح‌القدس پیش‌پرداخت است. وقتی به جلال می‌رویم، خدا کل را پرداخت می‌کند. روح‌القدس ضمانت است. روح‌القدس مُهر نیز نامیده می‌شود. این مُهر مالکیت و اعتبار و اقتدار است. این مُهر روح‌القدس است. ما به روح‌القدس مُهر می‌شویم. ما بیعانۀ روح‌القدس را داریم. ما نوبر روح را داریم. رسالۀ دوم قرنتیان فصل ۱ آیۀ ۲۱ می‌فرماید: «او که ما را با شما در مسیح استوار می‌گرداند و ما را مسح نموده است خدا است که او نیز ما را مُهر نموده و بیعانۀ روح را در دل‌های ما عطا کرده است.» پس به گفتۀ آیۀ ۲۲ ما هم مُهر و هم بیعانۀ روح را داریم. روح‌القدس در ما ساکن است تا ما را مُهر بکند و بیعانه باشد، تا تضمین جلال ابدی ما در آینده باشد. این است خدمت روح‌القدس به ما.

حالا، در جمع‌بندی، این را هم باید اضافه بکنیم که آزادی از سلطۀ گناه در زندگی، قدرت انجام کارهای درست، اشتیاق برای اینکه ذهنمان را بر امور روحانی متمرکز بکنیم، قوت یافتن برای غلبه کردن بر جسم و خواسته‌هایش، شادی و اطمینان و خاطرجمع بودن از اینکه فرزندخوانده هستیم، همۀ اینها کار روح‌القدس است در زمانی که به ما تولد تازه می‌بخشد و ما را تقدیس می‌کند. همۀ اینها تضمین جلال یافتن ما در آینده می‌باشد. رسالۀ فیلیپیان ۱:‏۶ می‌فرماید: «او، که عمل نیکو را در شما شروع کرد، آن را تا روز عیسی مسیح به کمال خواهد رسانید.» کاری که شروع شده است روزی تکمیل خواهد شد. به همین دلیل، پولس در ابتدای رسالۀ رومیان فصل ۸ می‌گوید: «پس هیچ قصاص نیست بر آنانی که در مسیح عیسی هستند.» ما خاطرمان جمع است که محکومیتی در انتظارمان نیست. به خاطر وعدۀ خدا و کار روح‌القدس، ما از محکومیت آینده در امان هستیم. بنابراین، روح‌القدس در ما ساکن است تا در دوران حیاتمان به ما تضمین ببخشد. پس از آنکه از این دنیا چشم می‌بندیم، روح‌القدس روح ما را به حضور خدا می‌برد و در روز قیامت بدن‌های ما را از مردگان قیام می‌دهد و به روحمان پیوند می‌دهد که تا ابد در جلال درخشان حضور خدا در آسمان آسمان‌ها بایستیم و خدا را خدمت بکنیم و خدا را بپرستیم و خدا را بستاییم. ما در مسیر جلال هستیم و روح‌القدس در این مسیر محافظ و نگهدار ما است. من این را قبلاً هم گفته‌ام که اگر ممکن بود نجاتمان را از دست بدهیم، حتماً آن را از دست می‌دادیم. اگر ممکن بود من بتوانم خودم را از نجات محروم و بی‌بهره بکنم، حتماً که خودم را از نجات محروم و بی‌بهره می‌کردم. ما نه می‌توانیم خودمان را نجات بدهیم و نه می‌توانیم نجاتمان را حفظ بکنیم. نه من آن‌قدر پاک و صالح و عادل هستم که بتوانم نجات خودم را حفظ بکنم نه شما آن‌قدر پاک و صالح و عادل هستید که بتوانید نجات خودتان را حفظ بکنید. خدا باید مرا با فیض خودش نجات بدهد. خدا باید با فیض خودش نجات مرا حفظ بکند. خدا باید با قدرت خودش، با قدرت روح‌القدس، مرا نجات بدهد، مرا تولد تازه ببخشد. خدا باید با قدرتش مرا حفظ بکند. این قدرت روح‌القدس است که ما را تا به انتها محفوظ نگه می‌دارد. این وعدۀ خدا است. عزیزان، ما رهسپار جلال هستیم و این به آن معنا است که ما شبیه آن یگانه کامل، عیسی مسیح، خواهیم شد. رسالۀ اول یوحنا ۳:‏۲ می‌فرماید: «مانند او خواهیم بود، زیرا او را چنان که هست خواهیم دید.» رسالۀ فیلیپیان ۳:‏۲۰ و ۲۱ می‌فرماید: ما صاحب بدنی همچون بدن پرجلال او خواهیم شد. ما پیش از بنای عالم برگزیده شدیم تا در حضور او مقدس و بی‌عیب و بی‌ملامت حاضر بشویم. در این مسیر، هیچ‌کس از دست نخواهد رفت و تلف نخواهد شد. انجیل یوحنا فصل ۶ می‌فرماید: «هر آنچه پدر به من عطا کند به جانب من آید و هر که به جانب من آید او را بیرون نخواهم نمود. ارادۀ پدری که مرا فرستاد این است که از آنچه به من عطا کرد چیزی تلف نکنم، بلکه در روز بازپسین آن را برخیزانم، به قدرت روح‌القدس،» چنان که رسالۀ رومیان ۸:‏۱۱ می‌فرماید روح‌القدس است که مسیح را از مردگان برخیزانید ما را نیز از مردگان قیام خواهد داد. پس جانِ کلام نجات ما چه می‌باشد؟ جانِ کلام نجات ما این می‌باشد که ما به حضور خدا آورده شویم تا در حضور خدا بایستیم و جلال کامل خدا را بنگریم که از تخت سلطنت او در اورشلیم جدید، در کانون آسمان جدید و زمین جدید، نورانی و درخشان خواهد تابید، و ما تا ابد با خداوند خواهیم بود.

وقتی انسان به دنیا می‌آید، فاقد جلال است. ما از جلال خدا قاصریم. این را پولس در رسالۀ رومیان می‌گوید. ما از جلال خدا دور هستیم. ما نمی‌توانیم به جلال خدا دست بیابیم. ما جلالی نداریم. تصویر خدا، که ما در ابتدای خلقتمان آن را در خود داشتیم، در ما تار و کدر شده است. تصویر خدا در ما بسیار خدشه‌دار و معیوب است. ولی در مسیح ما صاحب جلال می‌شویم. در مسیح ما می‌توانیم باجلال بشویم. در مسیح ما به معنای واقعی کلمه در جلال خدا شریک می‌شویم. در عهدعتیق، خدا می‌فرماید: «جلال خودم را به کسی دیگر نخواهم داد.» خدا جلالش را با بت‌ها و خدایان کاذب تقسیم نمی‌کند. ولی جلالش را با قوم خودش شریک می‌شود. به گفتۀ پولس، ما با امید جلال زندگی می‌کنیم. مسیح در شما امید جلال است. هرچند ما مزه‌ای از طعم جلال را چشیده‌ایم، هنوز به معنای کامل پرجلال نیستیم. این جلال در ما حضور دارد، چون روح‌القدس در ما زندگی می‌کند، ولی این جلال هنوز کاملاً در ما نمایان نیست. به همین دلیل، رسالۀ رومیان فصل ۸ می‌فرماید کل جهان هنوز جلال پرشکوه فرزندان خدا را ندیده است. ما الان حجاب داریم. ما الان پوشیده هستیم. مردم در خیابان به ما نگاه می‌کنند، ولی در ما جلالی نمی‌بینند. اما، یک روز، ما کاملاً جلال خواهیم یافت و مانند مسیح خواهیم شد. این هدف نجات ما است که در پایان آیۀ ۳۰ بیان می‌شود. آنانی را که از قبل معین فرمود ایشان را نیز جلال خواهد داد. بنابراین، روح‌القدس در ما ساکن شده است تا ما را در کل این مسیر تقدیس شدن تا جلال یافتن محفوظ و در امان نگه بدارد. روح‌القدس مُهر است، ضمانت است، حلقۀ نامزدی است، پیش‌پرداخت است، میوۀ نوبر است که نشان می‌دهد جلال ما در آینده در راه است. اساس همۀ این واقعیت‌ها بر این پایه استوار است که ما فرزندان خدا گشتیم تا جلالی که صاحبش شده‌ایم یک روز از جانب پدر آسمانی‌مان به ما به میراث داده شود. ما در خانوادۀ الهی به فرزندی پذیرفته شدیم. ما در خانوادۀ الهی به دنیا آمدیم. ما فرزندان خدا گشتیم که روزی جلال پیدا بکنیم. ما فرزندان خدا هستیم و این حق و حقوق کامل از آن ما است که در همۀ دارایی‌های خدا شریک بشویم. عجب واقعیت شکوهمندی!

اکنون، به آیۀ ۱۷ و ۱۸ در رسالۀ رومیان فصل ۸ بپردازیم. اینجا دربارۀ ارث و میراث حرف می‌زنیم. آیۀ ۱۷ می‌فرماید: «هرگاه فرزندانیم، وارثان هم هستیم، یعنی وارثان خدا و هم‌ارث با مسیح، اگر شریک مصیبت‌های او هستیم تا در جلال وی نیز شریک باشیم. زیرا یقین می‌دانم که دردهای زمان حاضر نسبت به آن جلالی که در ما ظاهر خواهد شد هیچ است.» انتهای آیۀ ۱۸ از جلال بی‌قیاس، جلالی که نظیر ندارد، سخن می‌گوید. ما می‌دانیم آن جلالی که با خداوند شریک می‌شویم میراث ما می‌باشد. ما وارثان خدا هستیم. ما هم‌ارث با مسیح هستیم. ارث ما جلال است. این چیزی است که به ارث می‌بریم. اکنون وقتش است دربارۀ این میراثمان صحبت بکنیم. این وعده‌ای است برای شما. آیۀ ۱۷: «هرگاه فرزندانیم، وارثان هم هستیم.» این حرف شرط «اگر» در زبان یونانی یک نوع ساختار در دستور زبان است. وقتی حرف «اگر» را می‌بینید، یعنی کاری به انجام رسیده و تمام شده است. در این صورت، حرف مورد نظر نمی‌تواند «اگر» باشد، بلکه باید واژۀ «از آنجایی که» به جای آن به کار ببریم. پس آیۀ نامبرده را باید به این شکل بخوانیم: «از آنجایی که فرزندانیم،» یعنی فرزند بودن ما امری قطعی و حتمی است. این را از کجا می‌دانیم؟ چون قبلاً آیات ۱۴ و ۱۵ و ۱۶ را بررسی کردیم. آیۀ ۱۶ می‌فرماید: ما «فرزندان خدا هستیم.» آیۀ ۱۴ می‌فرماید: «ایشان پسران خدایند.» ما فرزندخوانده هستیم. ما این حق را داریم که بانگ برآوریم: «اَبّا، پدر!» چون ما فرزندانیم، که این یک واقعیت است، یک وضعیت قطعی و حتمی است، پس وارثان نیز می‌باشیم. رسالۀ غلاطیان ۳:‏۲۶ می‌فرماید: «همگی شما به وسیلۀ ایمان در مسیح عیسی پسران خدا می‌باشید.» شما وقتی به دنیا می‌آیید، فرزند خدا نیستید. شما با ایمان به عیسی مسیح فرزند خدا و وارث می‌شوید. این فرمودۀ رسالۀ غلاطیان ۳:‏۲۶ است. اگر شما فرزند خدا هستید، وارث هم می‌باشید. حتماً که قوانین فرزندخواندگی رومیان را به یاد دارید. کسی که به فرزندخواندگی پذیرفته می‌شد از فرزندان واقعی آن خانواده پایین‌تر نبود. در واقع، آن شخص معمولاً به این دلیل فرزندخوانده می‌شد که پدر و مادر آن خانواده دلشان می‌خواست فرزندی برتر از فرزندان خودشان داشته باشند. پس، وقتی کسی انتخاب می‌شد که فرزندخوانده باشد، او را به این هدف انتخاب می‌کردند که سعادت خانواده و تأمین آیندۀ خانواده را به دست او بسپرند. آن فرزندخوانده حق داشت برابر با فرزندان واقعی خانواده ارث ببرد. در اصل، فرزندخوانده حتی در بسیاری موارد برتر و بالاتر از سایر فرزندان بود. رسم یهودیان این بود که فرزند نخست‌زاده دو برابر بیشتر از سایر فرزندان ارث ببرد. اگر خانواده‌ای دو پسر داشت، به پسر بزرگ‌تر دوسوم و به پسر کوچک‌تر یک‌سوم سهم می‌رسید. پس پسر بزرگ‌تر دو برابر ارث می‌گرفت. اما قانون رومیان این‌گونه نبود. در تاریخ رومیان چنین قانونی نمی‌بینیم. در قانون رومیان، به همۀ پسران یکسان ارث می‌رسید. در نظام رومیان، تقسیم ارث برابر بود. این قانون شامل حال فرزندخواندگان نیز می‌شد. این قانون برای همه بود. حالا، اینکه آیا همیشه از این قانون پیروی می‌کردند یا نه، جای بحث دارد. از این‌رو، پولس در اینجا از رسم رومیان مثال می‌زند. به گفتۀ او، طبق قانون رومیان، همۀ پسران، و حالا در مثال پولس، همۀ فرزندان خدا برابر ارث می‌برند. اگر پسرانیم، به عبارتی، از آنجایی که فرزندان هستیم، وارثان نیز می‌باشیم. ناگفته نماند که بنا بر قانون رومیان، وقتی چیزی به کسی به ارث می‌رسید، امنیت و تضمین آن ارثیه بیشتر از امنیت کالا یا اموالی بود که شما خودتان بهای آن را پرداخته و آن را خریده بودید. یعنی ارث شما بیشتر از دارایی شما امنیت داشت. منظور پولس همین است. ما، فرزندان خدا، میراث برابر داریم و این میراثمان امن‌تر است از آنچه خودمان با دسترنج خودمان به دست می‌آوریم. در واقع، ما دسترنج و دارایی خودمان را در این دنیا می‌گذاریم و می‌رویم، مگر نه؟ اما، هرگاه فرزندانیم، وارثان هم هستیم.

رسالۀ غلاطیان فصل ۴ از آیۀ ۴ متن مناسبی است تا این حقیقت را کمی بیشتر برای شما توضیح بدهم. «چون زمان به کمال رسید، خدا پسر خود را فرستاد که از زن زاییده شد و زیر شریعت متولد، تا آنانی را که زیر شریعت باشند فدیه کند، تا آنکه پسرخواندگی را بیابیم.» این هدف فدیه و رستگاری ما است. به بیان دیگر، ما نجات می‌یابیم تا عضو خانوادۀ الهی بشویم. خدا ما را که به فرزندی می‌پذیرد به ما حق و حقوق می‌دهد. خدا به ما فرزندان که تولد تازه می‌دهد ذات خودش را نیز به ما می‌دهد و آن‌گاه ما به شباهت خانوادگی درمی‌آییم و شبیه عیسی مسیح می‌شویم. در نتیجۀ این فرزندخواندگی، خدا روح پسر خودش را در دل‌های ما می‌فرستد که ندا می‌کند «یا اَبّا» یعنی «ای پدر.» بنابراین، دیگر غلام نیستیم، بلکه پسر، و چون پسر هستیم، وارث خدا نیز به وسیلۀ مسیح. این واقعیت میراث ما است. این واقعیت را رسالۀ اول پطرس فصل ۱ با واژگان باشکوهی توضیح می‌دهد. به این نیایش و ستایش خدا گوش بسپریم: «متبارک باد خدا و پدر خداوند ما عیسی مسیح.» خدا پدر عیسی مسیح است که هر دو در ذات یکی هستند. اینجا بر الوهیت عیسی مسیح تأکید می‌شود. «که به حسب رحمت عظیم خود ما را به وساطت برخاستن عیسی مسیح از مردگان از نو تولید نمود، برای امید زنده.» همه‌چیز رحمت است، همه‌چیز فیض است. ما فرزندخوانده می‌شویم، ما تولد تازه پیدا می‌کنیم. اینجا حرف حق و حقوق ما و ذات ما مطرح است. ما به واسطۀ رستاخیز عیسی مسیح از مردگان، به معنای واقعی کلمه، برای امید زنده نجات پیدا می‌کنیم. امید زندۀ ما چیست؟ میراث ما امید زندۀ ما است، میراثی که بی‌فساد و بی‌آلایش است و از بین نمی‌رود و از دست نمی‌رود و در قید و بند نمی‌شود و خدشه‌دار و ناقص نمی‌شود و ناپدید نمی‌شود، میراثی که به هدر نمی‌رود، محو نمی‌شود، نابود نمی‌شود، تلف نمی‌شود، میراثی که نگاه داشته شده است در آسمان برای شما. نجات شما به این دلیل است، تولد تازۀ شما به این دلیل است، فرزندخواندگی شما به این دلیل است تا میراثی را به دست بیاورید که بی‌فساد و بی‌آلایش و ناپژمرده است و در آسمان برای شما و فقط برای شما نه برای هیچ‌کسی دیگر محفوظ می‌باشد. آیۀ ۵ می‌فرماید شما به قدرت خدا محفوظ هستید. این قدرت خدا چه قدرتی است؟ این قدرت روح‌القدس است. پس از آنکه روح‌القدس در شما ساکن می‌شود، شما قدرت می‌یابید. این قدرت برای شهادت دادن شما است و البته برای محفوظ نگه داشتن شما نیز می‌باشد. این روح‌القدس در ما است که ما را به قوت خدا، به واسطۀ ایمان، محفوظ و در امان نگه می‌دارد. چقدر زیبا است این حقیقت! چگونه روح‌القدس شما را در مسیح نگه می‌دارد؟ چگونه روح‌القدس شما را محفوظ نگه می‌دارد تا در ایمانتان سقوط نکنید، تا از ایمانتان روی نگردانید، تا مسیح را انکار نکنید، تا ایمانتان را انکار نکنید؟ به وسیلۀ ایمان. به بیان دیگر، این روح‌القدس است که ایمان شما را تقویت می‌کند. رسالۀ افسسیان فصل ۲ می‌فرماید: «محض فیض نجات یافته‌اید، به وسیلۀ ایمان، و این از شما نیست، بلکه بخشش خدا است.» شما می‌گویید: «من یک نفر را می‌شناسم که ایمان داشت، ولی ایمانش را از دست داد.» خیر، کسی که ایمانش را از دست می‌دهد ایمانش ساخته و پرداختۀ انسان بوده است. ایمانی که از خدا می‌باشد از بین نمی‌رود. شما با آن ایمان، به قوت روح‌القدس، پایدار و استوار می‌مانید. پطرس می‌گوید: «برای نجاتی که مهیا شده است تا در ایام آخر ظاهر شود.» کل منظور نجات این است که خدا در ابدیت ما را در حضور خودش مقدس و بی‌عیب بگرداند تا در آسمان صاحب یک میراث بشویم. این واقعیت میراث ما است. میراث ما بی‌آلایش و ناپژمرده و در آسمان محفوظ می‌باشد و این روح‌القدس است که در باطن شما تا انتها نگهدار ایمانتان است.

اما منبع این میراث چه کسی است؟ رسالۀ رومیان فصل ۸ آیۀ ۱۷ می‌فرماید ما وارثان خدا هستیم. پس خدا منبع میراث ما است. ما وارث آن چیزی هستیم که خدا تصمیم گرفته است از آنِ ما باشد. خدا آن میراث را به ما می‌بخشد. خدا به گفتۀ رسالۀ اول پطرس آن میراث را برای شما نگه داشته است. این خدا است که گنجینۀ میراث ما را در آسمان برای ما نگه داشته است. عجب حقیقت حیرت‌آوری! متبارک باد خدا و پدر ما که ما را صاحب میراث نموده است. آیات بی‌نظیر بسیاری وجود دارند که در این باره صحبت می‌کنند. اما رسالۀ کولسیان ۳:‏۲۴ به نظرم یکی از آیات عالی در این زمینه است. «از خداوند پاداش میراث را خواهید یافت.» این میراث از جانب خداوند است. او و فقط او است که ما را میراث می‌بخشد. این حقیقت را کمی بیشتر توضیح می‌دهم. شما می‌گویید: «آیا چیز دیگری باقی مانده که خداوند به ما عطا بکند؟» در ناب‌ترین و درست‌ترین و جامع‌ترین معنا، کمال و قدوسیت و بی‌عیبی و عدالت مطلق را خداوند به ما عطا می‌کند، کمال انسانیت جلال‌یافته را به ما عطا می‌کند. حال آنکه، عطا و بخششی از این بیشتر در راه است. برای درک بهتر این موضوع، به کلام مزمورنویس دقت می‌کنیم که می‌گوید خداوند سهم او است. ارمیا نیز اعلام می‌کند که خداوند سهم او است. در کتاب مکاشفه ۲۱:‏۳، وقتی در جلال نهایی خودمان به آسمان داخل می‌شویم، خدا می‌فرماید: «من خدای ایشان خواهم بود و ایشان قوم‌ من خواهند بود و با ایشان ساکن خواهم بود و هر اشکی را از چشمان ایشان پاک خواهم کرد.» عزیزان، ارث ما خودِ خدا است. خدا میراث ما است. ما چشم‌انتظار چه کسی هستیم؟ ما چشم‌انتظار خدا هستیم. خدا، خودش، از تخت سلطنت خویش، در اورشلیم جدید، تابان و درخشان خواهد بود و جلالش تا بی‌کران آسمان جدید و زمین جدید گسترده خواهد بود. ما در درخشش کامل آن جلال خواهیم ایستاد، ولی در حضور آن جلال کامل خاکستر نمی‌شویم و هلاک نمی‌شویم، چرا که ما نیز مقدس و بی‌عیب خواهیم بود و همۀ حضور خدا و همۀ دارایی خدا از آنِ ما می‌گردد. عجب واقعیت بهت‌آوری! ما خدا را به ارث می‌بریم. ما در بهشتی که متعلق به خدا است تا ابد در جلال خدا شریک خواهیم بود.

الان وقتش است به سومین نکته اشاره بکنم که همانا وسعت و توسعۀ این میراث می‌باشد. این میراث تا کجا وسعت دارد؟ این میراث تا آنجا وسعت دارد که ما هم‌ارث با مسیح می‌شویم. اینجا دوباره بر رسم رومیان در مورد برابری سهم ارث تأکید می‌شود. هر آنچه دارایی مسیح است دارایی ما خواهد بود. عجب حقیقت چشمگیری! در مزمور ۲، خدا به مسیح می‌فرماید: «امت‌ها را به میراث تو خواهم داد.» علاوه بر امت‌ها، خدا همه‌چیز را به عیسی مسیح می‌دهد. مسیح همه در همه خواهد بود و همه در مسیح خواهد بود. رسالۀ اول قرنتیان فصل ۱۵ می‌فرماید: همه‌چیز در مسیح تمام می‌شود. رسالۀ افسسیان فصل ۱ دربارۀ این واقعیت صحبت می‌کند که مسیح حاکم بر همه‌چیز است و همه‌چیز مطیع او است و همه‌چیز از آنِ او است، همه‌چیز کاملاً متعلق به مسیح است. از این‌رو، در نهایت، هرچه از آنِ مسیح است از آنِ ما خواهد بود. ما به معنی واقعی کلمه با مسیح هم‌ارث خواهیم بود. رسالۀ عبرانیان ۱:‏۲ مسیح را وارث همه‌چیز می‌نامد. در مسیح، ما نیز وارث همه‌چیز خواهیم شد. این واقعیتی شگفت‌آور است. به فرمودۀ کتاب مکاشفه فصل ۲۰، ما با مسیح سلطنت خواهیم کرد. کتاب مکاشفه ۳:‏۲۱ می‌فرماید ما به همراه عیسی مسیح بر تخت سلطنت تکیه خواهیم زد. ما به تصویر مسیح درمی‌آییم. به گفتۀ رسالۀ اول قرنتیان ۱۵:‏۴۹، ما صورت آسمانی خواهیم گرفت. این واقعیت‌ها بیانگر این حقیقت می‌باشند که هر آنچه متعلق به مسیح است متعلق به ما خواهد بود. البته ما تبدیل به خدا نمی‌شویم؛ ما انسان‌های جلال‌یافته خواهیم بود، ولی، تا جایی که انسان جلال‌یافته بتواند در جلال خدا شریک و وارث مسیح بشود، ما نیز کاملاً در آن جلال و در آن میراث شریک خواهیم بود. حالا یک نفر می‌گوید: «شاید عیسی مسیح از این موضوع کمی دلخور و ناراحت بشود. او روی صلیب یک دنیا زحمت دید و عذاب کشید تا صاحب این میراث بشود. حالا چرا باید آن را دودستی تقدیم ما بکند؟ آیا مسیح دلسرد نمی‌شود که پدر آسمانی نسبت به آدم‌های نالایقی همچون ما این‌چنین سخاوتمند است؟» بسیار خوب، برای این پرسش پاسخی وجود دارد. خداوند عیسی مسیح از این سخاوت و بخشش اکراه ندارد. به دعای او در انجیل یوحنا فصل ۱۷ آیۀ ۲۲ دقت بکنید: «من جلالی را که به من دادی به ایشان دادم تا یک باشند، چنان که ما یک هستیم.» عیسی مسیح، بدون هیچ‌گونه اکراه و مخالفتی، جلال خودش را تمام و کمال با ما شریک می‌شود. عظمت این میراث کاملاً بهت‌آور و حیرت‌انگیز است. این میراث با فیض به دست می‌آید، نه با اعمال. این میراث دستاورد حاکمیت خدا است، نه نتیجۀ تلاش و تقلای انسان. این میراث عهدی است از جانب خدایی که دروغ نمی‌گوید و تغییر نمی‌کند. این میراث باید میان وارثان فراوانی تقسیم بشود، اما از میزان و مقدارش کم نخواهد شد، چرا که جلال بی‌کران و بی‌پایان خدا از موجودی و اندوختۀ بی‌کران خدا عطا می‌بخشد. این میراث پرشکوه است و جامع و کامل است و ایمن. ما خدا را به ارث خواهیم برد. ما جلال خدا را به ارث خواهیم برد. ما در جلال خدا شریک خواهیم بود و همۀ دارایی مسیح دارایی ما خواهد بود. این سود و بهرۀ بی‌قیاس جلال، این لطف و کَرَم و بزرگواری به ما، کار روح‌القدس است که ایمان ما را تا به انتها پاسداری و محافظت می‌کند.

اکنون، به نکتۀ چهارم می‌رسیم: مهیا شدن برای میراث. همۀ ما صاحب یک حیات جاودان خواهیم شد. همۀ ما صاحب یک جلال مشترک خواهیم شد. هر تعداد ساعتی هم که خدمت کرده باشیم، همۀ ما بنا بر آن حکایتی که عیسی مسیح بیان می‌کند یک دینار دریافت می‌کنیم. همۀ ما در حضور خدا خواهیم بود. همۀ ما با مسیح صاحب یک میراث مشترک خواهیم بود. اما میزان مسوولیت و میزان خدمت ما متفاوت خواهد بود. این تفاوت به میزان خدمت ما در این دنیا ربط خواهد داشت. خداوند این امر را در چندین مَثَل و حکایتی که بیان می‌کند واضح و روشن توضیح می‌دهد: «بر چیزهای کم امین بودی، تو را بر چیزهای بسیار می‌گمارم.» ولی اینجا لازم است به یک اصل و قاعده اشاره بکنم. اینجا لازم است خاطرنشان بسازم که مهم‌ترین عامل تعیین‌کنندۀ میراث ابدی ما این نیست که ما در زندگی در این دنیا چقدر موفق و کامیاب بودیم، بلکه چقدر برای خداوند رنج کشیده و جفا دیدیم. معیار دنیا برای پاداش دادن و میراث دادن میزان موفقیت انسان‌ها است، ولی به رسالۀ رومیان فصل ۸ آیۀ ۱۷ دقت بکنید که می‌فرماید: «هرگاه فرزندانیم، وارثان هم هستیم، یعنی وارثان خدا و هم‌ارث با مسیح، اگر شریک مصیبت‌های او هستیم تا در جلال وی نیز شریک باشیم.» در اینجا، به قرن دوازدهم میلادی بازمی‌گردیم و به سراغ پژوهشگران کتاب‌مقدس می‌رویم که واژۀ «اگر» را «از آنجایی که» ترجمه کردند. بنابراین، از آنجایی که فرزندانیم، وارثان نیز هستیم و از آنجایی که شریک رنج‌های او هستیم، قطعاً با او جلال هم خواهیم یافت. به عبارتی، رنج کشیدن و سختی دیدن در زندگی ایمانداران گریزناپذیر است. من الزاماً منظورم شهید شدن نیست، هرچند که ممکن است شهید شدن نیز بخشی از این رنج و سختی و جفا باشد. «صلیب خود را بردارید و دنبال من بیایید.» مردم جانشان را به خاطر انجیل از دست داده‌اند. اما منظور آیۀ ۱۷ این است که چون ما در دنیایی که از مسیح بیزار است و به مسیح پشت می‌کند و شباهتی به مسیح ندارد برای مسیح زندگی می‌کنیم و مسیح را تمجید می‌کنیم و مسیح را بشارت می‌دهیم، از این‌رو، رنج و سختی و جفا در انتظارمان است. ما عار مسیح را بر دوش می‌کشیم. سختی و رنجی که منظور آیۀ نامبرده است به همین موضوع ربط دارد. یعنی منظور این نیست که شما با یک بیماری دست و پنجه نرم بکنید یا یک عیب و نقص جسمانی داشته باشید یا در زندگی زناشویی و در شغل خودتان تنش و مشکل داشته باشید و اینها شامل این رنج کشیدن شما بشوند. البته که هیچ‌یک از این سختی‌ها و زحمت‌ها را خداوند خوار و خفیف نمی‌شمرد و با ما همدردی می‌کند و دلسوز ما است. اما آن رنج و سختی که به جلال ابدی و پاداش ابدی ختم خواهد شد رنج و سختی و جفایی است که ایمانداران به خاطر نام مسیح تحمل می‌کنند. من این را می‌دانم که ما تا به حال جفا ندیدیم. ما را دار نزدند، ما را داخل روغن سرخ نکردند، میخ زیر ناخن‌هایمان فرو نکردند. ما شکنجه نشدیم، ما تا این حد جفا ندیدیم. ولی همۀ ما درک می‌کنیم که دنیا چطور کسانی را که با امانت و وفاداری نام مسیح را بشارت می‌دهند، بی‌رحمانه، مسخره می‌کند و با آنها دشمنی می‌ورزد. همۀ ما به هر حال به یک شکل و طریقی رنج کشیدیم و جفا دیدیم. «در جهان برای شما زحمت خواهد بود،» این فرمودۀ عیسی مسیح است «اما خاطر جمع دارید، زیرا که من بر جهان غالب شده‌ام.» «اگر مرا زحمت دادند، شما را نیز زحمت خواهند داد.» در این دنیا، با شما هم مانند من رفتار خواهند کرد. دنیا از من بیزار است، از شما هم بیزار خواهد بود. این رسم دنیا است. به گفتۀ پولس، ما شریک مصیبت‌ها و رنج‌های مسیح خواهیم بود. در رسالۀ کولسیان فصل ۱، پولس حتی می‌گوید رنج‌ها و زحمت‌های مسیح را در بدن خود به کمال می‌رسانم. او به خاطر مسیح متحمل سختی و جفا می‌شود. پطرس نیز در رسالۀ اول پطرس فصل ۴ از رنج کشیدن و زحمت دیدن به خاطر مسیح و همزمان شاد بودن و شادمانی کردن سخن می‌گوید. برای رسیدن به جلال، باید از جادۀ رنج و سختی عبور بکنیم. حتماً به یاد دارید که عیسی مسیح خودش فرمود به خاطر آن شادی که پیشِ‌رو داشت، روی صلیب می‌رود. رسولان مسیح باید دربارۀ رنج و عذاب و زحمت مسیح موعظه می‌کردند. چرا؟ چون عیسی مسیح در انجیل لوقا فصل ۲۴ به آنها فرموده بود: «آیا نمی‌بایست که مسیح این زحمات را ببیند تا به جلال خود برسد؟» ما نیز با شریک شدن در رنج‌های مسیح، با بر دوش کشیدن عار مسیح، در مسیر جلال قدم برمی‌داریم. حالا این رنج کشیدن و زحمت کشیدن کجا و اینکه به مردم بگوییم خدا می‌خواهد شما سلامت و ثروتمند و خوشحال و کامروا و محبوب باشید و در ناز و نعمت زندگی بکنید کجا؟! تفاوت از زمین تا آسمان است! خیر، از این خبرها نیست. دغدغۀ روح‌القدس جلال ابدی شما است. او این را می‌داند که در مسیر رسیدن به این جلال ابدی شما باید عار عیسی مسیح را به دوش بکشید. بنابراین، همۀ ما که به خدای راستین ایمان می‌آوریم هم‌ارث همۀ دارایی مسیح می‌شویم. حال آنکه، میزان رنج و زحمتی که اکنون به خاطر مسیح متحمل می‌شویم تعیین‌کنندۀ آن جلال آسمانی خواهد بود که در آینده از آن حظّ خواهیم برد. مسیحیت گریزگرا نیست، مسیحیت از زیر بار مسوولیت شانه خالی نمی‌کند. این یک دروغ است که به مردم می‌گویند همۀ خواست و ارادۀ روح‌القدس این است که شما به خواسته‌های دلتان برسید و خوشحال و سرخوش باشید. خیر، خواست و ارادۀ روح‌القدس این است که شما به جلال بروید. اما روح‌القدس این را می‌داند که برای رسیدن به جلال باید از جادۀ سختی و زحمت عبور بکنیم. کلام خدا این را به ما می‌گوید.

کلام آخر: پولس در رسالۀ رومیان فصل ۸ آیۀ ۱۸ می‌گوید: «زیرا یقین می‌دانم که دردهای زمان حاضر نسبت به آن جلالی که در ما ظاهر خواهد شد هیچ است.» به همین دلیل است که پولس می‌گوید: «من در بدن خود داغ‌های خداوند عیسی را دارم.» عار مسیح را بر خود بگیرید. به خاطر مسیح سختی بکشید. همۀ این رنج‌ها و سختی‌ها و جفاها در مقایسه با آن جلالی که در ما ظاهر خواهد شد هیچ است. عزیزان، جلال بی‌قیاس در حضور خداوند در انتظار ما است. این وعدۀ خداوند است به ما. این کار روح‌القدس مبارک است که ما را تا انتها امن و امان نگه می‌دارد تا به آن جلال برسیم. به فرمودۀ رسالۀ افسسیان فصل ۱، روح‌القدس بیعانۀ میراث ما است که به ما وعده داده شده برای فدای آن مِلک خاص او تا جلال او ستوده شود.

با هم دعا کنیم.

ای پدر آسمانی، ما به خاطر داریم که پولس می‌گوید: «روح قدوس خدا را که به او تا روز رستگاری مختوم شده‌اید محزون مسازید.» باشد که ما حرمت روح‌القدس را نگه بداریم و روح‌القدس را به شکلی که شایستۀ او است بپرستیم. ای خداوند، اکنون از هر گناهی که در زندگی‌مان به یاد می‌آوریم توبه می‌کنیم. ما از هر گناهی که به آن چسبیدیم توبه می‌کنیم و از آن روی می‌گردانیم و در پای صلیب عیسی مسیح سجده می‌کنیم. ما همۀ این برکت‌های روحانی را مدیون مرگ مسیح هستیم. به خاطر همۀ اینها قدردان و سپاسگزار تو هستیم.

پایان

This sermon series includes the following messages:

Please contact the publisher to obtain copies of this resource.

Publisher Information
Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969

Welcome!

Enter your email address and we will send you instructions on how to reset your password.

Back to Log In

Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969
Minimize
View Wishlist

Cart

Cart is empty.

Subject to Import Tax

Please be aware that these items are sent out from our office in the UK. Since the UK is now no longer a member of the EU, you may be charged an import tax on this item by the customs authorities in your country of residence, which is beyond our control.

Because we don’t want you to incur expenditure for which you are not prepared, could you please confirm whether you are willing to pay this charge, if necessary?

ECFA Accredited
Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969
Back to Cart

Checkout as:

Not ? Log out

Log in to speed up the checkout process.

Unleashing God’s Truth, One Verse at a Time
Since 1969
Minimize