اکنون، به سراغ فصل هشتم از رسالۀ رومیان در کلام خدا میرویم تا به بررسی دربارۀ روحالقدس ادامه بدهیم. تلاش من این بوده است که تصویر شفاف و روشنی را از روحالقدس عالی و مبارک به شما نشان بدهم تا دربارۀ او به درک بهتری برسیم. واقعیت این است که امروز، در کلیساهای شاخۀ انجیلی، چپ و راست دربارۀ روحالقدس حرف میزنند. ولی ترس ما از این است که مبادا اینهمه حرف و سخن دربارۀ روحالقدس به معرفی اشتباه و نادرست شخصیت و کار او ختم بشود. من در ابتدای این مجموعه موعظهها حرف جسورانهای زدم که الان هم آن را تکرار میکنم: خداوندمان عیسی مسیح سران مذهبی اسراییل را به این دلیل محکوم نمود که آنها کارهای روحالقدس را به شیطان نسبت میدادند. حالا، در جنبش پنطیکاستی این روزگار، ماجرا برعکس شده و این جماعت پنطیکاستی کارهای شیطان را به روحالقدس نسبت میدهند. این خیلی غمانگیز است. این اهانتی دردناک است. این محزون کردن روحالقدس و حتی کفر به روحالقدس مبارک است. ما، وقتی خدا را پرستش میکنیم، خدای تثلیث را میپرستیم، پدر، پسر، روحالقدس را. اما گویا روحالقدس را از قافله عقب نگه داشتیم و چندان به او توجه نمیکنیم. حال آنکه، روحالقدس آن عضو تثلیث است که شخصاً و صمیمانه و از نزدیک در زندگی ایمانداران حضور دارد.
ما این حقایق را در فصل هشتم از رسالۀ رومیان آموختیم. اکنون، به میانۀ این فصل رسیدیم. من از آیۀ ۲۴ تا ۳۰ را برای شما میخوانم. ما آیۀ ۲۴ و ۲۵ را قبلاً بررسی کردیم، به آیات ۲۹ و ۳۰ نیز الان نمیپردازیم. ولی، برای اینکه با کل بافت و زمینۀ متن و با تصویر کلی آشنا بشوید، همۀ این آیات را میخوانم. رسالۀ رومیان فصل ۸ از آیۀ ۲۴ میفرماید: «زیرا که به امید نجات یافتیم، اما، چون امید دیده شد، دیگر امید نیست، زیرا آنچه کسی بیند چرا دیگر در امید آن باشد؟ اما، اگر امید چیزی را داریم که نمیبینیم، با صبر انتظار آن میکشیم و همچنین روح نیز ضعف ما را مدد میکند، زیرا که آنچه دعا کنیم، به طوری که میباید، نمیدانیم، ولی خود روح برای ما شفاعت میکند به نالههایی که نمیشود بیان کرد و او که تفحّصکنندۀ دلها است فکر روح را میداند، زیرا که او برای مقدسان بر حسب ارادۀ خدا شفاعت میکند و میدانیم که به جهت آنانی که خدا را دوست میدارند و به حسب ارادۀ او خوانده شدهاند همۀ چیزها برای خیریت ایشان با هم در کار میباشند. زیرا آنانی را که از قبل شناخت ایشان را نیز پیش معین فرمود تا به صورت پسرش متشکل شوند تا او نخستزاده از برادران بسیار باشد و آنانی را که از قبل معین فرمود ایشان را هم خواند و آنانی را که خواند ایشان را نیز عادل گردانید و آنانی را که عادل گردانید ایشان را نیز جلال داد.» در روزهای اول، که بررسی این فصل را شروع کردیم، با بلندی و پهنا و درازا و عمق خدمت شگفتانگیز روحالقدس به ایماندارانی که در آنها ساکن است آشنا شدیم. در آیات ۲ و ۳ آموختیم که روحالقدس ما را از گناه و مرگ آزاد میکند. در آیۀ ۴ تعلیم گرفتیم که روحالقدس به ما توانایی میبخشد تا شریعت قدوس خدا را بهجای بیاوریم. آیات ۵ تا ۱۱ برای ما توضیح میدهند که روحالقدس ذات ما را عوض میکند. به گفتۀ آیات ۱۲ و ۱۳، روحالقدس برای صالحانه زیستن به ما قوت میبخشد. در آیات ۱۴ تا ۱۶ میآموزیم که روحالقدس فرزندخواندگی ما را در خانوادۀ الهی تأیید میکند. سپس به آیۀ ۱۷ میرسیم. از آیۀ ۱۷ تا ۳۰، در این بخش طولانی، بر کار روحالقدس در تضمین جلال ابدی ما و امنیت بخشیدن به جلال ابدی ما تأکید میشود. در اصل، روحالقدس از عواملی استفاده میکند تا جلال ما را تضمین نماید. وقتی به آیۀ ۲۶ برسیم، دقیقتر و عمیقتر به این موضوع میپردازیم.
الان وقتش است برای پیغام امروز چارچوب و زیربنایی را درست بکنیم. بزرگترین برکتی که خدا به ایمانداران عطا نموده وعدۀ حتمی حیات ابدی در جلال آسمانی است. ابتدای این فصل به ما نوید میدهد که ما در پیشگاه خدا محکوم نیستیم. این حقیقت در آیۀ ۳۴ با این پرسش برای ما بازگو میشود: «کیست که بر ایشان فتوا دهد؟» آیا دادگاهی بالاتر از عیسی مسیح و خدا وجود دارد؟ دوباره به ما گفته میشود هیچچیز نمیتواند ما را از محبت خدا که در خداوند ما مسیح عیسی است جدا بسازد. پس درونمایۀ این فصل، از ابتدا تا انتها، این است که موقعیت ما در حضور خدا نه عوض میشود و نه قابل تغییر است. ما در حضور خدا جایگاه و موقعیتی ثابت و ماندگار داریم، به این معنا که ما که متعلق به عیسی مسیح هستیم جلال خواهیم یافت. ما از قبل تعیین شدیم تا به تصویر پسر خدا تبدیل بشویم. پس ما از قبل تعیین شدیم تا خوانده بشویم، تا عادل شمرده بشویم، تا جلال بیابیم. در این مسیر، هیچکس از قافله بازنمیماند. عزیزان، این را به شما بگویم که هیچ آموزهای در کتابمقدس به اندازۀ آموزۀ برگزیدگی تسلیبخشتر و دلگرمکنندهتر نیست که به ما قوت قلب فراوان بدهد. به دلیل این آموزه است که ما با امید زندگی میکنیم. ما با امید قطعی، با تکیه به وعدههای خدا، زندگی میکنیم، نه با یک آرزوی محال. حالا به آیاتی همراستا با این متن بپردازیم که برای ما بسیار آموزنده هستند. کلام پطرس در نخستین رسالهاش در فصل ۱ و آیۀ ۳ یک نیایش و ستایش و تأمل و تفکر دربارۀ این واقعیت جلال حتمی ما است. پطرس میگوید: «متبارک باد خدا و پدر خداوند ما عیسی مسیح که به حسب رحمت عظیم خود ما را به وساطت برخاستن عیسی مسیح از مردگان از نو تولید نمود، برای امید زنده، به جهت میراث بیفساد و بیآلایش و ناپژمرده که نگاه داشته شده است در آسمان برای شما که به قوت خدا محفوظ هستید.» واضح است که چرا پطرس اینچنین لب به نیایش و ستایش باز میکند! ما وعدۀ جلال آینده را داریم. ما به قوت خدا، به ایمان، برای آن جلال محفوظ هستیم. خدا در حاکمیتش به ما ایمانی بخشیده که از دست نخواهد رفت، ایمانی که نابود نخواهد شد. این ایمان با قدرت خدا امن و امان است و این قدرت خدا همانا قدرت خود روحالقدس میباشد. در انجیل یوحنا فصل ۶ عیسی مسیح در واقع همین را میفرماید: «هر آنچه پدر به من عطا کند به جانب من آید و هر که به جانب من آید او را بیرون نخواهم نمود. ارادۀ پدری که مرا فرستاد این است که از آنچه به من عطا کرد چیزی تلف نکنم، بلکه در روز بازپسین آن را برخیزانم.» عیسی مسیح میفرماید ارادۀ پدر آسمانی این است. در عهدجدید، رسالۀ اول قرنتیان و افسسیان از این حقیقت به نام مُهر روحالقدس نام میبرند. روحالقدس ما را برای جلال آینده، در ایمنی کامل، مُهر میکند. پولس در این باره میگوید: «او که عمل نیکو را در شما شروع کرد آن را تا روز عیسی مسیح به کمال خواهد رسانید.» با این حال، در توصیف این آموزۀ عظیم، چه بسا آیاتی برجستهتر و مشخصتر از آیات رومیان فصل ۸، که در حال بررسی آنها هستیم، وجود نداشته باشد.
ما برای جلال یافتن ناله میکنیم. ما این موضوع را بررسی کردیم. ما در دنیای لعنتشده زندگی میکنیم و با اینکه تولد تازه داریم و خلقت تازه هستیم، هنوز زندانی این جسم میباشیم. به قول شاعر: «مرغ باغ ملکوتم، نیام از عالم خاک، چند روزی قفسی ساختهاند از بدنم.» ما در این تنِ خود ناله میکنیم. ما کارهایی که دلمان میخواهد انجام نمیدهیم. اما کارهایی را انجام میدهیم که دلمان نمیخواهد. به گفتۀ پولس در رسالۀ رومیان، ما یک جنازه را دنبال خودمان میکشیم. به فرمودۀ رسالۀ اول قرنتیان فصل ۱۵، ما هنوز دارای بدنهای فانی هستیم، بدنهای میرا که آرزو میکنیم روزی از دست آن خلاص بشویم. ما میخواهیم این فاسد بیفسادی را بپوشد و این فانی به بقا آراسته بگردد و این میرا نامیرا بشود. ما دلمان برای جلال یافتن غَنج میزند. حالا، از آیۀ ۱۹ تا ۲۳ در رسالۀ رومیان فصل ۸، پولس از ناله کردن خلقت میگوید و اینکه چگونه کل عالم هستی، از جاندار تا بیجان، همگی زیر بار آن لعنت، که نتیجۀ سقوط آدم و حوا است، ناله میکنند. علاوه بر خلقت، ما هم ناله میکنیم. به گفتۀ آیۀ ۲۳، ما در خودمان آه میکشیم و آرزویمان رسیدن به جلال موعود میباشد. ما بار گناهانمان را احساس میکنیم. ما لعنت خدا را احساس میکنیم. ما قدرت فساد درونمان را احساس میکنیم. ما زوال و فرسودگی بدنهایمان و گریزناپذیر بودن مرگ را که گریبانگیر همۀ ما است احساس میکنیم. ما ناله میکنیم. خلقت ناله میکند. کل خلقت ناله میکند و در انتظار ظهور پرجلال فرزندان خدا است. این انتظار زمانی به سر میرسد که آسمان جدید و زمین جدید آفریده میشود و همۀ لعنتها از بین خواهد رفت زمانی که انفجاری اتمی روی میدهد و همۀ عناصر میسوزند و ناموجود میشوند. هر آفریدۀ خدا در این عالم هستی نیست و نابود خواهد شد و به جای آن آسمانی جدید و زمینی جدید آفریده میشود که در آن از لعنت خبری نخواهد بود. در آیات یادشده، خلقت مانند یک انسان درد میکشد و منتظر آن روز است. ما نیز واقعاً مشتاق آن روز هستیم. من وقتی به آسمان و بهشت فکر میکنم، خیابانهای طلایی آن به چشمم نمیآیند، هرچند که باعث سعادت و خوشبختی من است که در آن خیابانها قدم بزنم. ولی بهشت یعنی نبودن گناه، یعنی نبودن وسوسه، یعنی نبودن جهالت و نادانی در مورد بهشت که آنجا پُر است از حوری بهشتی و باکرههای بهشتی. همۀ ما برای رفتن به جلال ناله میکنیم.
اکنون، این آیات مورد نظر به نالۀ سومی اشاره میکنند که بسیار شایان توجه است و آن نالۀ روحالقدس میباشد. روحالقدس مبارک، که ما با او مشارکت داریم، در انتظار جلال یافتن ما ناله میکند. خلقت به خاطر لعنت درد میکشد. ما به خاطر لعنت درد میکشیم. حتی روحالقدس، که در ایمانداران ساکن است، از ناکامی ایمانداران رنج میکشد، تا زمانی که لعنت نیست و نابود بشود. در بررسی این فصل، ما آموختیم که روحالقدس در زندگی ما سه خدمت بینظیر انجام میدهد. اولین خدمت خدمت تولد تازه است. روحالقدس به ما حیات میبخشد. ما از روح متولد میشویم. وقتی ما مرده بودیم، روحالقدس به ما حیات بخشید، تولد دوباره بخشید. دومین خدمت خدمت تقدیس نمودن است. این روحالقدس است که ما را روزافزون شبیه مسیح میگرداند. به فرمودۀ رسالۀ دوم قرنتیان ۳:۱۸، ما چنان که به مسیح مکشوف در کتابمقدس مینگریم، چنان که به او که نمونۀ کامل انسانی پُر از روحالقدس است مینگریم، ما نیز از یک جلال به یک جلال و به جلال بعدی میرویم. چنان که به مسیح مینگریم که سرمشق ما است، که خدای کامل و انسان کامل است، روحالقدس ما را رفتهرفته به تصویر مسیح تبدیل میکند و ما را از جلال به جلال میبرد. این کار روحالقدس در تقدیس نمودن ما است. در کنار تقدیس نمودن، خدمت سوم روحالقدس در این دوران فیض خدمت امنیت بخشیدن است. او تا زمان آخرین خدمتش، که جلال دادن ما است، نجات ما را ایمن نگه میدارد. همانطور که روحالقدس عیسی مسیح را از مردگان قیام داد، ما را نیز قیام خواهد داد تا کاملاً شبیه عیسی مسیح بشویم. من به کار روحالقدس در زندگی خودم فکر میکنم. من به این فکر میکنم که روحالقدس به من تولد تازه بخشید و مرا تقدیس میکند و مرا برای جلال آینده ایمن نگه میدارد. عجب خدمت مبارکی! اما، در همین حال که به خدمت روحالقدس فکر میکنم، از این تضادی که در جنبش پنطیکاستی و کَریزماتیک به چشم میآید دلم پُر از غم میشود. این جنبش خدمتهای روحالقدس را که برای ما باارزش و عزیزند و به روشنی در کتابمقدس مکشوف شدند به راحتی نادیده میگیرد. این جماعت ادعا میکنند جنبشی هستند که پُری روحالقدس شناسنامۀ آنها است. آنها ادعا میکنند روحالقدس در انحصارشان است. آنها ادعا میکنند با روحالقدس تجربهای دارند که ما هرگز طعم آن را مزه نکردیم. با این حال، دقیقاً کاری را که روحالقدس در زندگی ایمانداران انجام میدهد انکار میکنند. اول از همه، آنها کار روحالقدس را در بخشیدن تولد تازه انکار میکنند. کتابمقدس به ما تعلیم میدهد که همۀ ما در گناهان و خطایا مردیم و نمیتوانیم به خودمان حیات ببخشیم. ما باید از عالم بالا متولد بشویم، باید از روح متولد بشویم، و این همهجانبه کار خدا است، نه از خواهش جسم و نه از خواهش مردم، بلکه از خدا. روحالقدس مانند باد هر کجا که میخواهد میوزد و به هر که خودش بخواهد میوزد. این کار مقتدرانه و توانمند و الهی روحالقدس است. جنبش کَریزماتیک میخواهد به ما بقبولاند که تولد تازه حاصل یک همکاری دوطرفه است. به عقیدۀ این جماعت، روحالقدس در تولد تازه نقش دارد، ولی گناهکار نیز در خودش قدرت دارد که قدمهای لازم را بردارد و با روحالقدس همکاری بکند و به خودش حیات ببخشد. آنها خدمت روحالقدس را در تقدیس نمودن انکار میکنند. این جنبش به کاری که روحالقدس در درون ما انجام میدهد علاقهای ندارد. این جنبش علاقهای ندارد که روحالقدس در مسیر به کمال رساندن ما کار بکند و ما را به شباهت مسیح تبدیل بکند. این جنبش کاری به این ندارد که روحالقدس در ما میل و عشق و علاقه به پاکی و قدوسیت و راستی و عدالت را پرورش بدهد. همۀ فکر و ذکر این جنبش ظاهر آدمها است و تجربیاتی که بتوان آنها را به چشم دید.
جنبش پنطیکاستی و کَریزماتیک جنبش قدوسیت نام گرفته، در حالی که اصلاً و ابداً رنگ و بوی قدوسیت ندارد. این جنبش را جنبش روحالقدس مینامند، در حالی که واقعاً اصلاً دربارۀ روحالقدس نیست. آنها به پاکی و قدوسیت درونی که کار اصیل و واقعی روحالقدس است علاقهای ندارند و خودشان را به پدیدههای چشمگیر و اتفاقهای عجیب و غریب و تجربههای ظاهری منحصر میکنند و همۀ این اتفاقها و تجربهها را به روحالقدس میچسبانند، در حالی که هیچیک از این کارها اصلاً به روحالقدس ربط ندارد. همۀ به اصطلاح معجزاتی که انجام میدهند، صحبت به زبانها، افتادن روی زمین، شنیدن صدا و نجوا، واقواق کردن مثل سگ، خندههای بیاختیار، دلبستگیهای مادی و چسبیدن به ثروت و کامیابی و کامجویی از دنیا اصلاً به روحالقدس ربط ندارد. نظر به اینکه هیچیک از این کارها و رفتارها به روند تقدیس شدن کمکی نمیکند، این جنبش پُر است از رسوایی و آبروریزی و اعمال ناشایسته و روابط جنسی نامشروع و طمع و فساد و انحراف. آشنایی با تاریخچۀ این جنبش خالی از لطف نیست. اگر از شما بپرسم: «کدام مذهب در دنیا از همه بیشتر در حال رشد و افزایش جمعیت است؟» احتمالاً پاسخ درستی به من نخواهید داد، چون پاسخ درست این است: «جنبش پنطیکاستی.» این جنبش تنها مذهب دنیا است که از همه بیشتر در حال رشد و افزایش جمعیت است. این مذهب در سال ۱۹۰۰ میلادی اصلاً وجود نداشت. در سال ۱۹۰۱، چند نفر در شهر توپیکا در ایالت کانزاس دور هم جمع شدند و یک جریانی را آغاز کردند. بعد، در سال ۱۹۰۶، در لسآنجلس آن جریان را بیشتر پیگیری کردند تا کار به اینجا رسید. امروز، برآورد شده است که پانصد میلیون نفر خودشان را پنطیکاستی میدانند. از سال ۱۹۰۰، جمعیت این جنبش از صفر به پانصد میلیون رسید! این پنطیکاستیها سه دسته هستند: پنطیکاستی سنّتی، پنطیکاستی نوین، و جنبش کَریزماتیک که از سال ۱۹۶۰ شکل گرفت، ولی، در اصل، هر سه یک چیز هستند. آنچه در این جنبش اتفاق افتاد این بود که همۀ تمرکز و توجه خودشان را از انجیل برداشتند و همۀ فکر و ذکرشان شد تعمید روحالقدس. آنها همۀ تمرکز را از کتابمقدس برداشتند و به تجربه تکیه کردند، تجربههای اشتباه به همراه الهیات اشتباه. پرستش آنها نیز زمین تا آسمان از پرستش واقعی در روح و راستی فاصله گرفت و همهچیز در احساسات و هیجان و تب و تاب خلاصه شد. رفتهرفته، مردم از کتابمقدس خسته شدند، حوصلۀ آنها از موعظۀ کلام خدا سر رفت و موعظۀ کلام خدا کمرنگتر و کمرنگتر شد. آرامآرام، آموزههای درست از قلم افتادند، چون این جنبش نمیتوانست زیر چتر آموزههای صحیح دوام بیاورد. پس، به جای موعظۀ کتابمقدس و آموزههای صحیح، موسیقیهای پرسر و صدا و آهنگهایی که میتوانستند مردم را به شدت احساساتی بکنند، همراه با تب و تاب و شور و هیجان کاذب، در مراسمهای پرستش و در جلسات کلیسا جا خوش کردند. دروغ جای حقیقت را گرفت که این در اصل شکلی از داوری خدا است. به این ترتیب، در این جنبش، کار روحالقدس، از اساس و بنیان، به شکل دیگری تعریف شد. در واقع، میتوان گفت در مسیحیت سه قوای تأثیرگذار و صاحب نفوذ وجود دارد: مذهب کاتولیک روم، جنبش پروتستان، و جنبش کَریزماتیک. کلیسای راستین سالها دربارۀ اشتباهات مذهب کاتولیک به اعضای کلیسا آگاهی داده است. ولی ما، آنطور که باید، دربارۀ اشتباهات پنطیکاستیها هشدار ندادیم، چون مدام به ما برچسب میزنند که شما تفرقهانداز هستید و به دیگران تهمت میزنید. برای همین، بسیاری از کلیساها در این مورد سکوت میکنند. من به خاطر کلیسای خودمان یا حتی به خاطر بیان عقیدۀ خودم نیست که از حقیقت دفاع میکنم. من به خاطر روحالقدس دلم میخواهد از حقیقت دفاع بکنم. البته روحالقدس نیاز ندارد که من مدافع او باشم، ولی خواست روحالقدس این است که من او را محزون نکنم و او را خاموش نکنم و به او توهین نکنم و بیحرمتی و بیاحترامی به او را تشخیص بدهم. من احساس مزمورنویس را درک میکنم که میگوید: «ملامتهای ملامتکنندگان تو بر من غالب گردیده.» وقتی به روحالقدس بیاحترامی میشود، من درد میکشم. این روزها هم گویا بیاحترامی به روحالقدس به یک بازی و تفریح و سرگرمی تبدیل شده است.
حالا برویم به سراغ خدمت راستین روحالقدس و به نالههایی که او به خاطر امنیت ابدی ما سر میدهد. این فصل از کلام خدا بسیار شگفتآور است، به طور خاص الان که آیۀ ۲۶ را بررسی میکنیم: «و همچنین روح نیز ضعف ما را مدد میکند، زیرا که آنچه دعا کنیم، به طوری که میباید، نمیدانیم، اما خود روح برای ما شفاعت میکند به نالههایی که نمیشود بیان کرد.» این آیه یکی از گنجینههای پربهای کتابمقدس است و توضیح میدهد که روحالقدس چگونه در سفرمان از مبدأ فیض ما را همراهی و پشتیبانی میکند و ما را امن و امان به مقصد جلال میرساند. حال آنکه، این آیه یکی از آن آیههای عهدجدید است که کَریزماتیکها آن را سوءتعبیر و از آن سوءاستفاده میکنند. من همیشه تصور میکنم به این آیه که میرسم باید از کتابمقدس خون بچکد، از بس که هزاران بار زخمی شده است! این جماعت میخواهند به ما بقبولانند این آیه که میفرماید: «به نالههایی که نمیشود بیان کرد» سندی است برای صحبت کردن به زبانها. آنها میخواهند ما باور بکنیم که بنا بر این آیه وقتی شما نمیدانید چگونه به زبان خودتان و با کلمات و واژگان قابل فهم دعا بکنید، وقتش است به خلسه بروید و حرفها و صداهای نامفهوم از خودتان دربیاورید که اصلاً نفهمید چه میگویید، ولی بدانید که این روحالقدس است که کاری را که شما از عهدهاش برنمیآیید برای شما انجام میدهد. اما این آیه چنین تعلیمی نمیدهد. آنچه اینها به مفهوم این آیه تحمیل میکنند اصلاً و ابداً ربطی به معنای واقعی آن ندارد. در ابتدای این آیه میخوانیم: «و همچنین.» این «همچنین» به چه معنا است؟ یعنی همچنین که خلقت ناله میکند و منتظر ظهور پرجلال فرزندان خدا است، یعنی همانطور که ما در خودمان آه میکشیم در انتظار پسرخواندگی، یعنی خلاصی جسم خود، به همین شکل، روحالقدس نیز آه میکشد. ما نالۀ خلقت و نالۀ ایمانداران را بررسی کردیم. حالا نوبت به نالۀ روحالقدس میرسد. همۀ این نالهها به خاطر جلال آیندۀ ما است. بله، خلقت میخواهد جلال پیدا بکند. بله، ایمانداران میخواهند جلال پیدا بکنند. ولی خلقت و ایمانداران نمیتوانند این جلال را تضمین بکنند. حالا میرویم سراغ مهمترین ناله که همانا نالۀ روحالقدس است برای جلال آیندۀ ما. «و همچنین روح ناله میکند به نالههایی که نمیشود بیان کرد.» این حقیقتی حیرتآور است!
روحالقدس از نزدیک با رنج و محنت و بار سنگین گناه در زندگی کسانی که خودش در آنها ساکن است دردآشنا میباشد. روحالقدس نیز مانند خود ما مشتاق است که ما از این جسم و از این انسانیت نارستگارمان آزاد بشویم و به کمال نجات و کمال فرزندخواندگی و کمال پاکی و عدالت برسیم. بنابراین، با این نالههای شفاعتگر روحالقدس، جلال ابدی ما تضمین است. این ناله کردن لازم است. آیۀ ۲۶ میفرماید: «روح نیز ضعف ما را مدد میکند.» آیۀ ۲۳ به ما میگوید که ما در خودمان آه میکشیم. ما پیشپرداخت جلال آینده را داریم، ما نوبر را داریم، ولی به خاطر تَهماندۀ گناهانمان، که توان و رَمَق را از ما میگیرد، ناله میکنیم، ولی روحالقدس در این ضعف ما به فریاد ما میرسد. این ضعف به معنی ضعف در دعا کردن نیست. این ضعف به خاطر سقوط ما در گناه و قدرت آن سقوط است که تَهماندهاش در ما است و ما را از توان میاندازد. این ضعف ضعفی عمومی و همگانی است که گریبانگیر همۀ ما مخلوقات سقوطکرده میباشد. این تفالۀ گناه، که هنوز در جسم ما جا خوش کرده، بار سنگینی بر دوش ما است و چنان ما را کلافه میکند که حتی نمیدانیم چطور باید دعا بکنیم. ما نمیدانیم با چه ترفندی این بار را زمین بگذاریم. ما چنان در گناهانمان درمانده و برای به دوش کشیدن بار سختیهایمان واماندیم که نمیدانیم چطور باید بر قدرت این سقوط چیره بشویم. ما در خودمان جانپناه نداریم. چند وقت پیش، از یکی از الهیدانهای معروف کَریزماتیک مطلبی را میخواندم. این آقا میگوید: «من باور دارم که روحالقدس بسیار قدرتمند است، ولی مُهر روحالقدس میتواند شکسته بشود اگر که یک نفر با ارادۀ آزاد خودش تصمیم بگیرد سمت ظلمت و تاریکی برود و در آنجا زندگی بکند. گناه میتواند مسیحیان را از آسمان بیرون نگه بدارد. اگر شما نمیتوانید به همسرتان وفادار بمانید، حتماً که نخواهید توانست به خداوندتان وفادار بمانید و حتی پس از ورود به آسمان نیز قادر نخواهید بود به خداوند وفادار بمانید. شما هم مانند شیطان و فرشتگان سقوطکرده از آسمان اخراج میشوید.» این پایان گفتههای این آقا است. اما آیا واقعاً اینطوری است؟ اگر نجات ما ناامن است، چقدر ناامن است؟ معیار اندازهگیری این ناامنی چیست؟ شما، آقایان، میگویید من نمیتوانم وفادار بمانم و به آسمان هم که بروم باز نمیتوانم وفادار بمانم و ممکن است از آسمان اخراج بشوم. این ادعا از هر نظر تعلیم کتابمقدس را در مورد خدمت روحالقدس، که تضمین ابدیت ما است، نادیده میگیرد. ولی بگذارید خیالتان را راحت بکنم: شما، اگر میتوانستید نجات خودتان را از دست بدهید، حتماً آن را از دست میدادید. اگر من میتوانستم نجاتم را از دست بدهم، حتماً آن را از دست میدادم. در واقع، اگر قرار بود برای حفظ نجاتم کاری بکنم، اصلاً محال بود بتوانم نجاتم را حفظ بکنم، چون قدرتش را ندارم. من حتی نمیدانم چطور خودم را مجهز بکنم. من بیشتر از این حرفها ضعیفم. نجات من به قدرت خودم محفوظ نیست. نجات من با دعای من محفوظ نیست. بله، درست است که کلام خدا میفرماید: «بیدار باشید و دعا کنید تا در وسوسه نیفتید،» ولی با تکیه به خودم و بدون یاری قدرت خدا حفظ نجاتم ممکن نیست. این حقیقت را انجیل لوقا فصل ۲۲ برای ما به تصویر میکشد. پطرس در آستانۀ آن سقوط معروف در محل محاکمۀ خداوندمان کنار آتش ایستاده و عیسی مسیح به او هشدار میدهد. خداوند عیسی در انجیل لوقا فصل ۲۲ آیۀ ۳۱ میفرماید: «ای شمعون، ای شمعون، اینک شیطان خواست شما را چون گندم غربال کند،» یعنی شیطان در پی تو آمد. ولی آیۀ ۳۲ میفرماید: «اما من برای تو دعا کردم تا ایمانت تلف نشود.» پطرس در این وسوسه چه ادعایی دارد؟ او ادعا میکند: «هرگاه همه دربارۀ تو لغزش بخورند، من هرگز نخورم.» این یعنی اعتماد به نَفْس، اعتماد به خود. پطرس نمیدانست چگونه برای خودش دعا بکند. او ضعف و ناتوانی شدید خودش را درک نمیکرد. او توانایی نداشت درک بکند با چه نیروهای عظیمی روبهرو خواهد بود. ایمان او تضمین نجاتش نبود، پطرس نمیتوانست با قدرت ارادۀ خودش امنیت ابدیاش را تضمین بکند. امنیت ابدی پطرس به این دلیل تضمین بود که خداوند عیسی برای او دعا میکند تا ایمانش سقوط نکند. ابدیت پطرس به خاطر شفاعت خداوند عیسی مسیح ایمن ماند. این خدمت خداوند عیسی مسیح است در مقام کاهن اعظم. او تا ابد زنده است تا برای ما شفاعت بکند.
شما به جلال میروید، نجات شما محفوظ میماند، ابدیت شما در امنیت است، چون شما کاهن اعظمی در آسمان دارید که پیوسته برای شما شفاعت میکند. دومین کاهن، که برای شما شفاعت میکند، در واقع کسی است که در شما زندگی میکند، یعنی روحالقدس. اما چه مقدار قدرت الهی لازم است تا ایماندار از فیض به جلال برود؟ این قدرت قدرت پیوسته و بیوقفه و بیپایان شفاعت پسر خدا و روحالقدس میباشد. آیا خیال میکنید میتوانید نجات خودتان را حفظ بکنید؟ ما به قدرت این جسم نمیتوانیم به رستاخیز جلال برسیم. ما هرگز نمیتوانیم به این ذات گناهآلود غلبه بکنیم. ما هرگز نمیتوانیم خودمان را از سقوط ایمانمان در امان نگه بداریم، مگر اینکه خدا به ما ایمانی سقوطناپذیر ببخشد. این ایمان به دست عیسی مسیح و به دست روحالقدس محفوظ است. به همین دلیل است که هر اتفاقی برای ما روی بدهد، ایمانمان از دست نمیرود. نمونهاش ایوب است. خیر، ایمان ما سقوط نمیکند. رسالۀ رومیان فصل ۸ آیۀ ۲۶ به ما میگوید روحالقدس ضعف ما را مدد میکند. ما نمیدانیم چگونه از خودمان دفاع بکنیم. حتی نمیدانیم چطور دعا بکنیم و به درگاه خدا برویم و از او قدرت بخواهیم. اما «خود روح برای ما شفاعت میکند.» واژهای که در اینجا «شفاعت» ترجمه شده در زبان یونانی huperentunchano «ایپِرِنتینخانِئو» میباشد که یک واژۀ ترکیبی است به این معنا که کسی را که در معرض خطر بزرگی است و وسیلۀ دفاعی ندارد نجات بدهیم، انگار کسی را که در حال سقوط از آبشار نیاگارا است نجات بدهیم. این فعل چنین معنای پرقدرتی دارد. ما کسی را نیاز داریم که در پشت ما و بالای سر ما باشد تا زاویۀ دید بیشتری داشته باشد، تا قدرتش از ما بیشتر باشد. این شخص کسی نیست جز روحالقدس. در عبارت «خود روح برای ما شفاعت میکند،» ضمیر «خود» را خیلی دوست دارم. این ضمیر شخصاً به روحالقدس اشاره میکند، نه به کسی که نمایندۀ روحالقدس باشد. این کار کار روحالقدس است. این روحالقدس است که به ما حیات میبخشد. این روحالقدس است که ما را رفتهرفته شبیه مسیح میگرداند. این روحالقدس است که ابدیت ما را تضمین میکند. ولی او چگونه این کارها را انجام میدهد؟ او به نالههایی که نمیشود بیان کرد چنین میکند. ولی لطف کنید و نگویید این نالهها به معنی خُرناس کشیدن و زیر لب وِرد خواندن و به زبانها صحبت کردن است! این نالهها به معنی از خود بیخود شدن و به خلسه رفتن نیست. این نالهها به این معنی نیست که یک نفر از خودش صدا تولید بکند. این روحالقدس است که کلامی را بیان میکند که قابل شنیدن نیست. آیۀ مورد نظر میفرماید: «به نالههایی که نمیشود بیان کرد.» این نالۀ انسان نیست، این نالۀ روحالقدس است. زیبایی بینظیر این آیه آنجا به چشم میآید که میبینیم دل روحالقدس برای جلال یافتن ایمانداران بیتاب است. این بیتابی و اشتیاق پرمهر روحالقدس برای ظهور پرجلال فرزندان خدا موجب میشود روحالقدس، در سکوت و در یک گفتگوی تثلیثی، دربارۀ سعادت ابدی ایمانداران با خدای پدر گفتگو بکند. ما خودمان نمیتوانیم نجات خودمان را حفظ بکنیم، چون خدا این را میفرماید. خدا از طریق پسرش و به وسیلۀ روح خودش ابدیت ما را تضمین میکند.
روحالقدس از حال و روز جسم ما خبر دارد. او ضعف ما و وسوسه شدن ما را درک میکند. روحالقدس هرگز ما را در شرایطی قرار نمیدهد که نتوانیم آن را تحمل بکنیم: «هیچ آزمایشی جز آنکه مناسب بشر باشد شما را فرو نگرفت.» خدا همیشه راه گریزی فراهم میکند. انجیل یوحنا فصل ۱۸ یک نمونه در این مورد است. وقتی سربازان برای دستگیری عیسی مسیح میآیند، او اجازه نمیدهد شاگردانش را بازداشت بکنند، چون کلام خدا باید تحقق مییافت که «از آنانی که به من دادهای یکی را گم نکردهام.» پس شاگردان هیچگاه در موقعیتی قرار نمیگیرند که چنین اتفاقی برای آنها روی بدهد. این امنیت ابدی فقط یک بیانیه یا یک شعار نیست، بلکه امنیتی ماندگار و همیشگی است و ثمرۀ شفاعت پسر خدا و روحالقدس. روحالقدس برای جلال ابدی ما ناله میکند. این واقعاً دل خدا را به ما نشان میدهد. من کتاب هوشع فصل ۱۱ را میخواندم و آیۀ ۸ که خدا میفرماید: «ای اِفرایم، چگونه تو را ترک کنم و ای اسراییل چگونه تو را تسلیم نمایم؟ . . . دل من در اندرونم منقلب شده و دلسوزیهای من با هم مشتعل شده است.» واقعیت این است که خدا هیچگاه قوم اسراییل را ترک نمیکند. او اسراییل را نزد خودش بازمیگرداند. این دل خدا است: «چگونه تو را ترک کنم؟» این نالهها محتوا دارند، معنا دارند، هدف دارند. هر سه شخص تثلیث این نالهها را بیکلام بیان میکنند. این نالهها ورای زبان انسان است و جایگاه شما را در آسمان امنیت میبخشد. اما روحالقدس با چه کسی سخن میگوید؟ آیۀ ۲۷: «او، که تفحّصکنندۀ دلها است، فکر روح را میداند.» او کیست؟ چه کسی دلها را کندوکاو میکند؟ کتاب اول سموییل ۱۶:۷ میفرماید: «انسان به ظاهر مینگرد و خداوند به دل مینگرد.» کتاب اول پادشاهان ۸:۳۹: «تو به تنهایی عارف قلبهای جمیع بنیآدم هستی.» کتاب اول تواریخ ۲۸:۹ میفرماید: «خداوند همۀ دلها را تفتیش مینماید و هر تصور فکرها را ادراک میکند.» مزمور ۱۳۹: «ای خداوند، مرا آزموده و شناختهای. تو نشستن و برخاستن مرا میدانی.» کل این مزمور به این حقیقت اشاره میکند. کتاب امثال سلیمان ۱۵:۱۱ میفرماید: «هاویه و اَبَدون [یعنی عالم مردگان] در حضور خداوند است.» ارمیای نبی میگوید: «دل از همهچیز فریبندهتر است و بسیار مریض است. کیست که آن را بداند؟» پاسخ: «من، یهوه، تفتیشکنندۀ دل هستم.» کتاب اعمال رسولان ۱:۲۴: «تو، ای خداوند، که عارف قلبهای همه هستی.» نویسندۀ رسالۀ عبرانیان میگوید: هیچ مخلوقی از نظر خدا مخفی نیست، «بلکه همهچیز در چشمان او که کار ما با وی است برهنه و مکشوف میباشد.» بنابراین، روحالقدس با ذهن قدوس و ابدی خودش با پدر آسمانی و ذهن او، بیکلام، در مشارکت است و برای ما شفاعت میکند. او که دلها را تفتیش میکند، یعنی خدا، فکر روح را میداند، زیرا که او برای مقدسان بر حسب ارادۀ خدا شفاعت میکند. این ارتباط و مشارکتی کامل و تمامعیار است. اما ارادۀ خدا برای مقدسان چیست؟ ارادۀ خدا برای ما چیست؟ آیا اینکه ما جلال پیدا بکنیم ارادۀ خدا است؟ آیا ارادۀ خدا این است که آنانی را که از قبل معین فرمود ایشان را هم بخواند؟ و آیا آنانی را که بخواند ایشان را نیز عادل بگرداند و آنانی را که عادل گردانید ایشان را نیز جلال بدهد؟ آیا ارادۀ خدا این است که رستگاران را به آسمان ببرد؟ آیا این ارادۀ خدا است؟ آیا این هدف خدا است؟ بدیهی است که نجات و رستگاری ما را خدا برنامهریزی میکند، پسر خدا این برنامه را اجرا میکند، و روحالقدس این نجات را محفوظ و ایمن نگه میدارد. پس روحالقدس، همراستا با ارادۀ پدر، برای جلال یافتن ما دعا میکند. پدر آسمانی جلال ما را تدبیر میکند. پسر خدا جلال ما را فراهم میکند. روحالقدس جلال ما را محافظت میکند. این آیه عجب آیۀ حیرتآوری است! شما در زندگی خودتان به مسایل و اتفاقهای فراوانی در اطرافتان فکر میکنید. ولی آیا تا به حال به درون و باطن خودتان فکر کردید؟ آیا تا به حال دربارۀ شفاعت بیوقفۀ روح خدا که هیچگاه نمیخوابد و به خواب نمیرود فکر کردید؟ خدا هرگز نمیخوابد و به خواب نمیرود. آیا به این واقعیت فکر میکنید که در همۀ بیثباتیها و کشمکشهای زندگی روح خدا بیوقفه برای شما شفاعت میکند، در سکوت، در مشارکت کامل با ذهن خدا در راستای هدفهای خدا؟ همچنین شما مدافعی دارید که در مقابل هر اتهام و هر ادعا از شما دفاع میکند. این مدافع شما کسی نیست جز عیسی مسیح که در دست راست پدر ایستاده است. آن یگانه کسی که بهای کامل گناهان شما را پرداخت، اکنون، مدافع شما است. به خاطر همین شفاعت است که شما به جلال میرسید. به همین دلیل است که کسی نمیتواند شما را محکوم بکند.
پس از همۀ این گفتهها، حالا به حقیقت آیۀ ۲۸ در رسالۀ رومیان فصل ۸ میرسیم. میدانم که این آیه بسیار معروف است و همۀ ما این آیه را میشناسیم. میدانم که این آیه را گاه به تنهایی از کل متن بیرون میکشیم و آن را در مورد مسایل مختلف به کار میبریم، ولی این آیه در بافت و محتوای کل فصل معنا و مفهوم پرباری دارد. شما باید معنی این آیه را با توجه به محتوای کل فصل در نظر بگیرید. وقتی این آیه میفرماید: «و میدانیم،» معنیاش این است که از یک ترتیب و از ارتباط با آیات قبلی سخن میگوید، یعنی، به خاطر نالهها و خدمت شفاعت روحالقدس که در هماهنگی کامل با هدفهای خدا است تا ما را به جلال ابدی ببرد، به خاطر شفاعت روحالقدس و هدف الهی خدا، در پاسخ به دعای روحالقدس، خدا دست به کار میشود تا «به جهت آنانی که خدا را دوست میدارند و به حسب ارادۀ او خوانده شدهاند همۀ چیزها برای خیریت ایشان با هم در کار باشند.» من در سالهای گذشته دربارۀ آیۀ ۲۸ موعظه کردم. دربارۀ این آیه میتوان ساعتها و روزها موعظه کرد، چون این یکی از آیههایی است که معنی آن بسیار وسیع و گسترده میباشد. ولی الان فقط به یک توضیح کوتاه بسنده میکنم. این آیه را نمیتوانیم وقت و بیوقت و هر طور که دلمان میخواهد به قول معروف روی هوا به کار ببریم. واژۀ «خیریت» که در این آیه به کار رفته است به جلال ابدی اشاره دارد، چون این جلال ابدی است که هدف همهچیز میباشد. آیۀ ۳۰ از جلال میگوید. آیۀ ۱۹ از «ظهور پسران خدا» میگوید. آیۀ ۲۱ از «جلال فرزندان خدا» نام میبرد. آیۀ ۲۴ و ۲۵ از امید میگوید. پس موضوع و درونمایۀ این آیات جلال یافتن است. خیریت نیز به جلال ابدی ما اشاره میکند. نکته اینجا است: به خاطر تدبیر خدا و تدارک مسیح و تیمارداری روحالقدس و خدمت شفاعت او، خدا همهچیز را برای خیریت نهایی و ابدی ما به کار میگیرد. ولی حواسمان باشد که همهچیز در زندگی برای خیریت ما در کار نمیباشد، اصلاً اینطور نیست! بله، ممکن است شما از اتفاقات زندگی درس بگیرید یا یک رویداد برای شما پیامدی داشته باشد که به خیریت شما تمام بشود. چه بسا آن رویداد به شما کمک بکند به خداوند نزدیکتر بشوید و این به خیریت شما باشد. شاید یک اتفاق برای شما سبب خیر بشود تا بیشتر دعا بکنید یا ایمانتان قویتر بشود یا صبورتر بشوید. وقتی شما کاملتر و بالغتر میشوید، این میتواند به خیریت شما باشد. چه بسا شما بتوانید به دیگران مشاوره بدهید و دیگران را تقویت بکنید و دیگران را در هر سختی و مشکلی که باشند تسلی بدهید به آن تسلی که خودتان از خدا یافتید. همۀ اینها عالی و بینظیرند، ولی خیریتی که آیۀ مورد نظر از آن نام میبرد معنیاش این نیست. خیریتی که منظور این آیه است خیریت نهایی و ابدی است که همانا جلال یافتن ایمانداران راستین میباشد. ما برای آن خیریت نهایی، که بهترین است، تضمین داریم. در پاسخ به شفاعت روحالقدس مبارک، خدا مقدّر نموده تا همهچیز برای خیریت ایمانداران در کار باشد. این «همهچیز» نویدبخش امنیت بیشتر است. این «همهچیز» یعنی هیچچیز نمیتواند آن خیریت نهایی را تغییر بدهد. هیچچیز یعنی هیچچیز! این عبارت بار دیگر به ما یادآوری میکند که محکومیتی در انتظار ما نیست. واژۀ «همۀ چیزها،» که در زبان یونانی pantos «پانتوس» میباشد، به این معنا است که در این دنیای فاسد و سقوطکرده همهچیز، با هر ذات و ماهیت، و با هر تعداد و وسعت و اندازه و مشخصات، برای مردمانی که هنوز بار لعنت را در جسم نارستگار خودشان به دوش میکشند، برای خیریت نهایی آنها در کار است. خدا همهچیز را با هم برای خیریت ایشان به کار میگیرد. عبارت «با هم در کار میباشند» در زبان یونانی sunergei «سینِرگی» میباشد که به معنی «اشتراک» یا «همکرداری» است. خدا یکتا وجودی است که همهچیز را همزمان پیش میبرد که ما آن را «مشیّت الهی» مینامیم. همهچیز خودکار و به اختیار خودشان به خیریت ما نیستند. الزاماً، همهچیز با هم در این زندگی خیریت بار نمیآورند. شما در زندگی از این تجربهها داشتید. چرخ زندگی همیشه به مراد دل نمیچرخد. بیماری، از دست دادن شغل، از دست دادن خانه، از دست دادن دوستان، از دست دادن خیلی چیزها. ولی، در نهایت، یک خیریت نهایی، یعنی جلال ابدی، در انتظار ما است. چنین خیریتی مد نظر این آیه است. این خیریت به امیدی که آیۀ ۲۴ و ۲۵ از آن نام میبرد ربط دارد، یعنی امید جاودانۀ ما. این خیریت یک خیریت معنوی است، نه خیریتی که چشمنواز و صرفاً در نظر ما خوشایند باشد. این خیریت در زبان یونانی kalos «کالوس» نیست که چشمنواز و دلنواز باشد. این خیریت agathos «آگاتوس» یا همان خیریت معنوی و اخلاقی میباشد که خیریت راستین است، خیریت واقعی است، خیریت نهایی است. زندگی پُر از اتفاقهای خوب است. بدیهی است که ما در این زندگی بسیار برکت داریم. اتفاقهای خوب با هم برای خیریت ما در کارند، ولی اتفاقهای بد نیز با هم برای خیریت ما در کارند: «رنج و سختی، کشمکش با وسوسه و حتی با گناه.» به خاطر شفاعت روحالقدس، خدا همۀ این اتفاقهای خوب و بد را برای خیریت نهایی ما با هم به کار میگیرد. اینجا است که امنیت ابدی ما حتی بیشتر تضمین میشود. پس چطور ممکن است نجات خودمان را از دست بدهیم اگر که هر اتفاقی که برای ما روی میدهد برای خیریت ابدی ما در کار است؟ خیر، گزینۀ دیگری وجود ندارد، جز اینکه نجات ابدی ما جاودانه است.
حالا میرسیم به اینکه این تضمین و امنیت ابدی از آنِ چه کسانی است؟ آیۀ ۲۷ به ما میگوید روحالقدس برای مقدسان شفاعت میکند. مقدسان کسانی هستند که عدالت مسیح آنها را پوشانده و از اینرو در پیشگاه خدا پاک و مقدس میباشند. اما آیۀ ۲۸ این مقدسان را بیشتر تعریف میکند: «آنانی که خدا را دوست میدارند.» این تضمین و امنیت ابدی از آنِ مقدسان است. حتماً پیش آمده که از خودتان بپرسید: «از کجا بدانم این شخص ایماندار به مسیح است؟ او دعا میکند و به کلیسا هم میرود.» بله، واقعاً از کجا بدانیم یک نفر ایماندار است؟ پاسخش این است: ایمانداران خدا را دوست دارند. چرا ایمانداران خدا را دوست دارند؟ چون آنها خوانده شدند. این یک خواندگی نافذ و مؤثر و ثمربخش است. این خواندگی یک دعوت نیست، این خواندگی دعوتی نیست که مانند دعوت خداوند از مردم در انجیل متی فصل ۲۲ باشد. این خواندگی نافذ است، مطلق است، بیچون و چرا و بیاما و اگر است. آیۀ ۳۰ میفرماید: «آنانی را که خواند ایشان را نیز عادل گردانید.» این خواندگی خواندن از مرگ روحانی به حیات روحانی است. این خواندگی، به گفتۀ الهیدانها، خواندگی نافذ و مؤثر و ثمربخش است. همۀ کسانی که به این شکل خوانده میشوند، همۀ کسانی که به قدرت روحالقدس به حیات و به نجات خوانده میشوند، دوستداران خدا میباشند. پس چگونه میتوانید بگویید که یک نفر ایماندار راستین است؟ ایماندار راستین خدا را دوست دارد. این اصل اولیه و ابتدایی ایماندار بودن است: آنها خدا را دوست دارند، عیسی مسیح را دوست دارند. رسالۀ اول قرنتیان ۱۶:۲۲ میفرماید: «اگر کسی عیسی مسیح خداوند را دوست ندارد، لعنت باد!» ایماندار بودن یعنی مسیح را دوست داشتن. ما مانند آن زن در انجیل لوقا فصل ۷ میباشیم که خدا را بیشتر دوست داریم، چون بیشتر بخشیده شدیم. بزرگترین حکم عهدعتیق این است که خداوند خدای خودت را با تمامی دل و جان و فکر و قوت دوست بدار. ما دلمان میخواهد خدا را اینگونه تمامعیار دوست داشته باشیم، اما نمیتوانیم، ولی این را میدانیم که خدا را دوست داریم. در سراسر کتابمقدس، ایمانداران راستین دوستداران خدا توصیف میشوند. ما دنیا و آنچه در دنیا است دوست نداریم، زیرا «اگر کسی دنیا را دوست دارد، محبت پدر در وی نیست.» ما خدا را دوست داریم. ما عیسی مسیح را دوست داریم. این محبتی است که بر جلال شاهانۀ او متمرکز است. این محبتی است که مشتاق پرستش و حمد و ستایش او است. این محبتی است که طالب مشارکت با دوستداران او است. این محبتی است که به دوستداران خداوند و به کسانی که خداوند دوستشان دارد محبت میورزد. این محبتی است که طالب مشارکت صمیمانه با خدا است. این محبتی است که طالب شناخت خدا در کلام خدا و مشتاق شناخت بیشتر خدا است. این محبتی است که به نگه داشتن حرمت خدا و بیاحترامی به خدا حساس است. این محبتی است که بیزار است از آنچه خدا بیزار است و دوست دارد هر آنچه خدا دوست میدارد. این محبتی است که به خاطر گناه محزون میشود و به خاطر راستی و عدالت شادمان. این محبتی است که به دنیا پشت میکند. این محبتی است که مشتاق بازگشت عیسی مسیح است. مهمتر از همه، این محبتی است که از کتابمقدس اطاعت میکند: «اگر مرا دوست دارید، احکام مرا نگاه دارید.» «هر که احکام مرا حفظ کند آن است که مرا محبت مینماید.» برای ایمانداران راستینی که خداوند را دوست دارند این وعدهای بینظیر است.
روحالقدس در هماهنگی کامل با ارادۀ خدا برای ایمانداران شفاعت میکند تا خدا همهچیز را در زندگی دوستدارانش به خیریت آنها تمام بکند، برای سعادت ابدی و جلال ابدی آنها، چرا که هدف خدا از ابتدا همین بود. خدا ایماندارانش را از قبل تعیین میکند و آنها را به هدف جلال دادن برمیگزیند. این کار روحالقدس است. به نظرم، الان در کلیسای خداوند عیسی مسیح وقتش است حرمت روحالقدس را نگه بداریم، او را بپرستیم، او را دوست بداریم، او را چنان که شایسته است جلال بدهیم و از کارهای بیمعنی و بیجا که نام قدوس او را بیحرمت میکنند دست بکشیم. ما دربارۀ پرستش و عبادت خدا فراوان سخن میگوییم. ما احساس میکنیم هر قدر دربارۀ خدای پدر و خدای پسر صحبت بکنیم و تعلیم بدهیم باز هم کم است. ما صلیب و کار عیسی مسیح را بر صلیب بسیار گرامی میداریم و البته که هر قدر هم گرامی بداریم باز کم است. اما، در این میان، به نظرم روحالقدس را از قافله عقب نگه داشتیم، در حالی که روحالقدس با خدای پدر و خدای پسر برابر است و خودش خدا است و به همان اندازه شایستۀ حرمت و ستایش. در آیۀ ۲۸ از رسالۀ رومیان فصل ۸، ما یقین داریم. آیۀ ۲۸ میفرماید: «و میدانیم.» پس شاید و اما و اگر نیست، بلکه ما میدانیم و یقین داریم. این تضمین امنیت ما است. ولی از کجا میدانیم؟ چون هدف خدا این است که رستگاران را از قبل تعیین بکند، آنها را بخواند، عادل بشمرد، و جلال بدهد. این برنامۀ خدا است. عیسی مسیح قربانی لازم را فراهم میکند و روحالقدس این برنامۀ پدر را تا انتها عملی میسازد. اکنون، به آیۀ ۲۹ و ۳۰ میرسیم که بماند برای موعظۀ بعدی. الان از شما میخواهم پس از دعای پایانی از جای خودتان تکان نخورید و در آرامش تمرکز بکنید و به آنچه شنیدید فکر بکنید و برای چند لحظه خودتان را شخصاً محک بزنید.
با هم دعا کنیم.
ای پدر آسمانی، از تو ممنونیم. ما چه میتوانیم بگوییم؟ ما چه داریم که به زبان بیاوریم؟ چطور میتوانیم شکوه و عظمت این فیض بخشنده و این رحمت بیکران را که به ما بخشیدی درک بکنیم؟ از تو ممنونیم که نه فقط عیسی مسیح را به ما بخشیدی که مدافع آسمانی ما باشد، بلکه روحالقدس را که بر زمین شفیع ما باشد و برای جلال ما دعا بکند. تو دعای او را میشنوی و تو اجابت میکنی و امنیت ما به خاطر این محافظ و حامی آسمانی تضمین است. ای پسر خدا، ما تو را جلال میدهیم برای کار عظیمت بر صلیب، برای اینکه بهای رستگاری ما را پرداختی. ای روحالقدس مبارک، تو را جلال میدهیم که به ما تولد تازه بخشیدی و ما را تقدیس میکنی و ابدیت ما را امنیت میبخشی و روزی ما را جلال میدهی. ای خدای تثلیث، میخواهیم تو را از هر نظر حرمت بگذاریم و به شکلی زندگی بکنیم که تا جایی که ضعف انسانی ما اجازه میدهد بتوانیم تو را بستاییم و حمد و سپاس بگوییم. از تو ممنونیم که ما را به فرزندخواندگی پذیرفتی و ما را فرزندان خودت گرداندی. ما تا روز جلالمان ناله سر میدهیم، تا آن روز که خدایا به پای تو بیفتیم و تو را بپرستیم، در عدالت و پاکی کامل. این دعای ما است. ما، با انتظار برای فرا رسیدن آن روز، ادامۀ این سفر پرفیض را در اطاعت تو تقدیم خودت میکنیم. باشد که عیسی مسیح حرمت نهاده شود و تمجید بشود و سایر مردم را جذب خودش بکند. در نام او دعا میکنیم.
پایان
This article is also available and sold as a booklet.
